اَخْنَس بن شَریق - اُبَی بن شَریق بن عَمْرو بن وَهْب بن علاج بن اَبی سَلَمَـه بن عَبْدالعُزَّی بن نمیره ثَقَفی
اَخْنَسْ یکی از شعرای دورانِ جاهلیت است که در خصومت و دشمنی با رسول اکرم (ص)مشهور بود . وی مدام از آنحضرت بدگوئی میکرد .اَخْنَسْ ، اَبوسُفیان و اَبوجَهْلْ مردم را قویاً از گوش دادن به نوای ملکوتی پیامبر (ص) ، هنگامِ قرائتِ قرآن منع میکردند ، با اینوجود خودشان جداگانه و به دور از چشمِ یکدیگر ، شبها در اطرافِ بَیتِ رسول خدا (ص) پنهان میشدند و به صدای دلنشینِ تِلاوتِ قرآن توسّطِ آنحضرتگوش فرا میدادند . آنان پساز سه مرحله تکرارِ این عمل ، متوجّه اقدام همدیگر شده و برای اینکه رفتارشان به جامعه سِرایت نکند ، متعهِّد به توقّفِ آن کار گشتند .
پیامبر خدا (ص)پساز وفاتِ اَبوطالب ، با آسیب ، گزند و صدمه فزاینده قُرَیش در مکّه مواجه گردیدند . آنحضرت برای کاهشِ فشارها وهمچُنین دعوتِ مردمِ طائِف به اسلام ، عازِمِ آن شهر شدند . ایشان در طائِف بعلّتِ برخوردِ تند و آزار و اذیتِ فراوانِ مردمِ کوچه و بازار ، با تنی مجروح ، ناچار به باغِ فرزندانِ رَبیعَه پناه بُردند . رجوع به طائِف
پیامبر (ص) پساز مدّتی استراحت در باغِ یاد شده ، اراده بازگشت به شَهرِ مکّه را داشتند امّا باتوجّه بهکینهتوزیها و جوِّ بسیار بدی که از سوی سرانِ قُرَیش و مشرکین علیه آنحضرت در مکّه حاکم شده بود ،برای ورود به شهر ، جهتِ سه شخصیتِ مهمِّ قُرَیشبه نامهای اَخْنَسْ ، سُهَیل بن عَمْرو و مُطْعِم بن عَدِی که امید به خیری در آنان وجود داشت ، جداگانه پیغام فرستادند تا در پناهِ یکی از آنان قرار گیرند . اَخْنَسْ و سُهَیل عُذر آوردند . مُطْعِم با کمالِ میل آنحضرت را در خانَه خودپذیرا شد و توسّطِ فرزندانش ، بطورِ شایستهای از ایشان حفاظت و حمایتکرد .
اَخْنَسْ یکی از مُؤلَّفَه قُلُوبُهُم بود که سرانجام اسلام آوَرْد و در زمانِ عُمَراز دنیا رفت .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران