|     |     |  EN |   AR   

ابو لهب بن عبدالمطلب ملقب به عبدالعزی

ابو لهب بن عبدالمطلب ملقب به عبدالعزی

اَبولهب بن عَبْدالمُطَّلِب ملقَّب به عَبْدالعُزَّیاَبولهب در میانِ دشمنانِ سرسختِ حضرت رسول   موقعیتی خاصّ دارد .هَمَه عموها و یا عموزاده‌های آن‌حضرت و حتَّی آنان که به اسلام تشرّف حاصل نکرده بودند ، فرامینِ رسول اکرم    را محترم می‌شمردند و یا لااَقَلّ در برابرِ آن ، عکس‌ال ...

  • ۲:۷ ۱۳۹۸/۱۱/۹
اَبولهب بن عَبْدالمُطَّلِب ملقَّب به عَبْدالعُزَّی
اَبولهب در میانِ دشمنانِ سرسختِ حضرت رسول   موقعیتی خاصّ دارد .هَمَه عموها و یا عموزاده‌های آن‌حضرت و حتَّی آنان که به اسلام تشرّف حاصل نکرده بودند ، فرامینِ رسول اکرم    را محترم می‌شمردند و یا لااَقَلّ در برابرِ آن ، عکس‌العمل تندی از خود بُروز نمی‌‌دادند به استثنای اَبولَهَبْ که دشمنی باآن‌حضرت را در خَلْوَت و جَلْوَت به اوج می‌رسانید . مَحَلِّ سکونتِمحمّد مصطفی   مابینِ خانَه‌های اَبولَهَبْ و یکی دیگر از دشمنانِ کینه‌توز و لجوجِ ایشان به نامِ عُقْبَه بن اَبی مُعَیطْ قرار داشت .آن دو همسایه ، علاوه بر اذیت و آزاردادنِ پیامبر    ،کثافات و زباله‌ها را جلوی دربِ خانَه ایشان می‌ریختند .
همسرِ اَبولَهَبْ : اُمّ جَمیل بنت حَرْب بن اُمَیه و خواهرِ اَبوسُفیان بود کهدر مسیرِ حضرت نبی اکرم   ، هیزم و آشغال می‌پاشید . اَبولَهَبْ و همسرش به حَدّی برای آن‌حضرت مزاحمت ایجاد‌ کردند‌که در سُورَه مَسَدْ ، با ذکرِ نام موردِ مَذَمَّت واقع شدند . اُمّ جمیل در این سُورَه حَمّالَه الْحَطَبْ ،یعنی حَمْل‌کننده هیزم لَقَب گرفت .
1) تَبَّتْ یدَا اَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ- مَا اَغْنَی عَنْهُ مَالُهُ وَ مَا کَسَبَ- سَیصْلَی ناراً ذَاتَ لَهَبٍ - وَامْرَ اَ تُهُ حَمَّالَه الْحَطَبِ- فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ
 بریده باد هر دو دستِ اَبی لَهَب و مرگ بر او باد ! – هرگز مال و ثروتش و آنچه را که حاصل کرد به حالش سودی نبخشید – و به زودی وارد آتش شعله‌ور می‌شود -و همچُنین همسرِ اونیز که هیزم حَمْل می‌کند (گرفتارِ آتش خواهد شد)- همان زنی که در گردنش ریسمانی از لیفِ خرما است .
به فرمانِ خداوند ، رسول خاتم   برای آشکار و علنی کردنِ رسالتِ خود ، خویشاوندان و آشنایان را جمع کرده و با آنان به گفتگو پرداختند . اگرچه هیچکدام دعوتِ آن‌حضرت را نپذیرفتند لکن مطابقِ معمول ، سخنی درشت و یا اعتراضِ شدیدی هم بر زبان نیاوردند مگر اَبولَهَبْ که خِطاب به بَنی هاشِم گفت :
ای پسرانِ عَبْدالمُطَّلِب ! این زشت است که مردانِ قُرَیش مانعِ اَعمالِ محمّد   شوند . خودتان پیش‌از سایرین این کار را بکنید !اگر تعلّل ‌ورزید و آنان جلوی اقدامات ایشان را بگیرند ، در آن زمان چُنانچه بخواهید او را تسلیم نمائید ، تن به خواری داده‌اید و اگر کماکانبه پشتیبانی از وی ادامه دهید ، قطعاً کُشته خواهید شد ... . اَبوطالب درپاسخ به اَبولَهَبْگفت : به‌خدا قَسَم تا زنده‌ام از آن‌حضرت حمایت خواهم‌کرد .
هنگامی‌که خاتم النّبیین    ، فرزندان بَنی هاشِم و اَبوطالب مجبور شدند برای برقراری امنیت بیشتر و ... در شِعْب اَبوطالب محصور گردند ، اَبولَهَبْ علی‌رغم اینکه از بَنی هاشِم بود ، از رفتن به شِعْب امتناع ورزید و ضِمنِ همکاری با قُرَیش ، به مخالفت ، آزار و دشمنی خود با آن‌حضرت و مسلمین تداوم می‌بخشید .
اَبولَهَبْ اکثراً پُشتِ سَرِ پیامبر  اعظم   حرکت می‌کرد و پس‌از پایانِ سخنرانی‌های ایشان ، به مردم می‌گفت : مواظبِ دروغ‌های او باشید !گولِ برادرزاده من را نخورید !
اَبولَهَب یکی از کسانی بودکه باتّفاقِ اَبوجَهْلْ و یارانش ، جهتِ ‌کُشتنِ رسولخدا   در لَیلَه المَبیت ، اطرافِ خانَه ایشان به پاسداری و نگهبانیمشغول بودند . رجوع بهلَیلَه المَبیت
در غَزْوَه بَدْرْ ، اَبولَهَب باوجودی‌که مال‌التجاره فراوانی در کاروانِ اَبوسُفیان داشت امّا به دلیلِ کهولتِ سِنّ و بیماری ، نتوانست در آن صَحْنَه حضور یابد و لِذااز سوی خود ، عاص بن هِشام بن مُغَیرَه را که بعلّتِ عدمِ توانائی در پرداختِچهار هزار دِرْهَمْ ، وامدارِ او بود ، اعزام کرد . عاص در همین غَزْوَه به قتل رسید .
اَبولَهَب اَحْوَل ، دارای موی سرخ ، صورتی کشیده و بسیار زشت بود .
اَبولَهَب هنگامی‌که اخبارِ جنگ بَدْرْ را شنید ، بیماری‌اش شدّت یافت و سرانجام بدنش چاک چاک شد و مُرد . پس‌از مرگِ وی ، به دلیلِ وخامتِ وضعیتِ جسمانی‌اش ، کسی حاضر نشد او را به گور ببرد و از آنجا که بوی نامطبوعی محیط را فرا گرفته بود ، پسرش عُتْبَه ناچار شد خانَه را بر روی جنازَه پدر خراب کند و به این ترتیب جَسَدِ متعفِّن اَبولَهَب در زیرِ آوار مدفون گردید .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران