|     |     |  EN |   AR   

ابو لبابه بشیر بن عبدالمنذر

ابو لبابه بشیر بن عبدالمنذر

اَبو لُبَابَه : بَشیر بن عَبْدالمُنْذِر اَوسی اَنصاری مُلَقَّب به رِفاعَه اَبو لُبَابَه صَحابی و از شرکت‌کنندگان در بَیعَت دوّم عَقَبَه و جُزْوِنُقَباءِ دوازده‌گانه می‌باشد . او در غَزْوَه اُحُد و نبردهای بعد ازآن شرکت‌کرد . اَبو لُبَابَه هنگامِ عزیمتِ رسول خدا  به غَزَواتِ بَدْرْ و سَویق ، جان ...

  • ۲:۵ ۱۳۹۸/۱۱/۹
اَبو لُبَابَه : بَشیر بن عَبْدالمُنْذِر اَوسی اَنصاری مُلَقَّب به رِفاعَه
اَبو لُبَابَه صَحابی و از شرکت‌کنندگان در بَیعَت دوّم عَقَبَه و جُزْوِنُقَباءِ دوازده‌گانه می‌باشد . او در غَزْوَه اُحُد و نبردهای بعد ازآن شرکت‌کرد . اَبو لُبَابَه هنگامِ عزیمتِ رسول خدا  به غَزَواتِ بَدْرْ و سَویق ، جانشینِ آن‌حضرت در مدینه شد . وی از هم‌عهدانِ پیشینِ یهودیانِ بَنی قُرَیظَه بود .
 قَبیلَه بَنی قُرَیظَه یکی از هم‌پیمانانِ مسلمانان بودند و مفادِ پیمان را تا زمانِغَزْوَه خَنْدَق رعایت می‌کردند . با آغازِ نبرد ، آنان میثاقِ خود با مسلمین را یکسویه بر هم زدند . هنگامی‌که نمایندگانِ پیامبر  خدا  جهتِ اطّلاع از صحت و سُقمِ این خبر ، با یهودیانِ یاد شده تماس گرفتند ، سرانِ قَبیلَه مذکور ضِمنِ اِسائَه ادب نسبت به آن‌حضرت ، اظهار داشتند : ما اصلاً محمّد  را نمی‌شناسیم . این درحالی بود ‌که مردانِ بَنی قُرَیظَه جهتِ حَفْرِکانال و آماده شدن مسلمانان برای غَزْوَه مذکور ، مقدارِ قابلِ‌توجّهی بیل وکلنگ و ... به صورتِ امانت در اختیارِ نیروهای اسلام قرار داده بودند . رجوع به غَزْوَه بَنی قُرَیظَه و رجوع به غَزْوَه خَنْدَق
پس‌از پیروزی لشکریانِ اسلام در غَزْوَه خَنْدَق و بازگشت به مدینه ، دستورِ خداوند مبنی بر : سوی بَنی قُرَیظَه رهسپار شوید ! توسّطِ جبرئیل امین به رسول الله  ابلاغ گردید .
به دنبالِ این فرمان ، امام علی (ع) پرچم را در دست گرفت و همراه با رزمندگانِ اسلام ، تحتِ امرِ رسول اکرم   عازِمِ مَحَلِّ استقرارِبَنی قُرَیظَه شده و آنجا را به مُحاصَرَه کامِل درآوردند . پس‌از دو هفته و بنا به روایتی بیست و پنج روز  اسارت ، نهایتاً سرانِ بنی قُرَیظَه در شرایطِ سختی قرارگرفته و از پیامبر اسلام اجازَه خواستندکه جهتِ تصمیم‌گیری ، با اَ بُولُبَابَه مشورت کنند . آن‌حضرت پذیرفتند . اَبُولُبَابَه در جمعِ یهودیان حضور یافته و اظهار داشت : به نظرِ من بهتر است هَمَه تسلیمِ حضرت محمّد شوید . او ضِمنِ سخن‌گفتن ،با اشاره انگشت به گلوی خود ، سرانِ بنی قُرَیظَه را آگاه کرد که در هر صورت ، اَعَمّ از اینکه به خواستِ مسلمانان تن در دهند و یا سَر باز زنند ،توسّطِ نیروهای اسلام کُشته خواهند شد . اَبُولُبَابَه به محضِ این اقدام ، از کرده خود بسیار پشیمان شد و سریعاً در مسجدالرَّسول  حاضر و جهتِ توبه ، خود را با طناب به یکی از ستون‌ها بست . همسرش فقط هنگامِ نماز ، طنابِ او را باز ‌کرده و مجدّداً وی را به همان پایه طناب‌پیچ می‌کرد .
پس‌از شش روز ، با نزولِ آیه 102 از سُورَه توبه ، رسول اعظم با لبخندی رضایت‌آمیز فرمودند : توبه اَبو لُبَابَه پذیرفته شد .
102) وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِم خَلَطُوا عَمَلاً صَالِحاً وَ ...
و دیگرانی که به گناه خود اعتراف کرده اند ، عملی شایسته را با عملی ناروا مخلوط کرده اند ، باشد که خدا ، توبه ایشان را بپذیرد . همانا خداوند آمرزنده ای مهربان است .
 قبول شدن توبه اَبو لُبَابَه ، موجبِ هجومِ مردم جهتِ باز کردنِ بندها و آزاد ساختنِ وی گردید لکن اَبولُبابَه اجازَه نداد و صبر کرد تا حضرت رسول خاتم  وارد مسجد شده وگره‌های طناب وی را با دستانِ مبارکِ خود گشودند .
پایه مذکور بعداً ستونِ توبه نام گرفت و هم‌اکنون زائرانِ مدینه النّبی ،برای توبه کردن ، به آن ستون در مسجدالرَّسول پناه می‌برند . اَبو لُبَابَه درروزگارِ خِلافتِ مولای متّقیان علی (ع)درگذشت .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران