جديرٌ مَنْ اَمَرْتَهُ بِالدُّعآءِ اَنْ يدْعُوَك وَ
شايسته است کسى را که دستور دعايش دادى که تو را بخواند و
مَنْ وَعَدْتَهُ بِالاِْجابَةِ اَنْ يرْجُوَك وَلِىَ اللّهُمَّ حاجَةٌ قَدْ عَجَزَتْ عَنْها حيلَتى
کسى را که وعده اجابتش دادى که اميدوار به تو باشد و من خدايا حاجتى دارم که درمانده شده از آن چاره ام
وَكلَتْ فيها طاقَتى وَ ضَعُفَ عَنْ مَرامِها قُوَّتى وَ سَوَّلَتْ لى نَفْسِىَ الاَْمّارَةُ
و طاق شده در آن طاقتم و سست شده از جستجويش نيرويم و آراسته برايم نفس وادارکننده
بِالسّوءِ وَ عَدُوِّىَ الْغَرُورُ الَّذى اَنَا مِنْهُ مَبْلُوُّ اَنْ اَرْغَبَ اِلَيك [كذا فى المنهج و
به بدى و دشمن فريبنده اى که من به بلايش دچارم از اينکه در آن حاجت به تو روآرم
لعلّ اِلَيك بمعنى عَنْك ليستقيم المعنى و فى البلد الامين هكذا اَنْ اَرْغَبَ اِلى ضَعيفٍ مِثْلى
وَ مَنْ هُوَ فِى التّحوّل شکلى الخ ((منه ))] اَللّهُمَّ وَاَنْجِحْها بِاَيمَنِ النَّجاحِ وَاهْدِها
وَ مَنْ هُوَ فِى التّحوّل شكلى الخ ((منه ))] اَللّهُمَّ وَاَنْجِحْها بِاَيمَنِ النَّجاحِ وَاهْدِها
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * خدايا اين حاجت مرا روا کن به ميمون ترين روا کردن وراهنماييش کن
سَبيلَ الْفَلاحِ وَاشْرَحْ بِالرَّجآءِ لاِِسْعافِك صَدْرى وَ يسِّرْ فى اَسْبابِ الْخَيرِ
به راه رستگارى و باز کن بوسيله اميد به دستگيريت سينه ام را و آسان کن در ميان اسباب خير
اَمْرى وَ صَوِّرْ اِلَىَّ الْفَوْزَ بِبُلُوغِ ما رَجَوْتُهُ بِالْوُصُولِ اِلى ما اَمَّلْتُهُ وَ وَفِّقْنِى
کارم را و نقش بند براى من کاميابى را به رسيدن بدانچه اميد دارم ، به دريافت آنچه را آرزو دارم و موفقم دار
اللّهُمَّ فى قَضآءِ حاجَتى بِبُلُوغِ اُمْنِيتى وَ تَصْديقِ رَغْبَتى وَاَعِذْنِى اللّهُمَّ
خدايا در برآوردن حاجتم به رسيدن به خواسته ام و درست درآمدن آنچه را مشتاقم و پناهم ده خدايا
بِكرَمِك مِنَ الْخَيبَةِ وَالْقُنُوطِ وَالاَْناةِ وَالتَّثْبيطِ اَللّهُمَّ اِنَّك مَلىءٌ بِالْمَنائِحِ
به کرم خود از نوميدى و ياءس (در کارها) و تاءخير انداختن و تاءمل کردن خدايا عطاياى شايان تو سرشار است
الْجَزيلَةِ وَفِىُّ بِها وَ اَنْتَ عَلى كلِّ شَىْءٍ قَديرٌ بِعِبادِك خَبيرٌ بَصيرٌ
و آنها را (به بندگانت ) پرداخت کنى و تو بر هر چيز توانايى و نسبت به بندگانت آگاه و بينايى