چهارم از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه اين دعا را خواند
اَللّهُمَّ اَنْتَ ثِقَتى
خدايا تويى تکيه گاه من
فى كلِّ كرْبَةٍ وَ اَنْتَ رَجآئى فى كلِّ شِدَّةٍ وَ اَنْتَ لى فى كلِّ اَمْرٍ نَزَلَ بى ثِقَةٌ
در هر گرفتارى و تويى اميد من در هر سختى و تو براى من در هر پيش آمدى تکيه گاه و ذخيره ام هستى
وَعُدَّةٌ كمْ مِنْ كرْبٍ يضْعُفُ عَنْهُ الْفُؤ ادُ وَ تَقِلُّ فيهِ الْحيلَةُ وَ يخْذُلُ عَنْهُ
چه بسيار گرفتارى که ناتوان شود از آن دل و کم شود در آن چاره و يارى ندهد در آن
الْقَريبُ وَ الْبَعيدُ وَ يشْمَتُ بِهِ الْعَدُوُّ وَ تُعْيينى فيهِ الاُْمُورُ اَنْزَلْتُهُ بِك وَ
خويش و بيگانه و شماتت کند بدان دشمن و خسته ام کند در آن کارها و من آنرا بدرگاه تو آوردم
شَكوْتُهُ اِلَيك راغِباً فيهِ عَمَّنْ سِواك فَفَرَّجْتَهُ وَ كشَفْتَهُ وَ كفَيتَنيهِ فَاءنْتَ وَلِىُّ
و شکوه اش به تو کردم و به جز تو از ديگران روگرداندم و تو بگشودى و برطرف کردى و کفايت کردى پس تويى سرپرست
كلِّ نِعْمَةٍ وَ صاحِبُ كلِّ حاجَةٍ وَ مُنْتَهى كلِّ رَغْبَةٍ فَلَك الْحَمْدُ كثيراً وَ لَك
هر نعمت و صاحب هر حاجت و سرحد نهايى هر شوق پس تو را است ستايش بسيار و تو را است
الْمَنُّ فاضِلاً
منت فزون
مؤ لّف گويد: كه اين دعا همان دعاى حضرت رسول صلى الله عليه و آله است در يوم بدر و احزاب و نيز دعاى حضرت سيدالشهداء عليه السلام است كه در روز عاشوراء در كربلا خواند و غير از اين نيز دو دعاى ديگر از آن حضرت مروى است كه در آن روز خواندند كه يكى اين دعا است كه تعليم حضرت امام زين العابدين عليه السلام فرمود در آن وقتى كه او را به سينه خود چسبانيد و خونها در بدن مباركش مى جوشيد
براى حاجت و مهمّ و اندوه و بلاهاى سخت و امر عظيم و دشوار:
بِحَقِّ يسَّ وَالْقُرْآنِ الْحَكيمِ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرْآنِ الْعَظيمِ يا مَنْ
به حق يسَّ و قرآن حکمت آموز و به حق طه و قرآن بزرگ اى که
يقْدِرُ عَلى حَوآئِجِ السّآئِلينَ يا مَنْ يعْلَمُ ما فِى الضَّميرِ يا مُنَفِّساً عَنِ
توانايى بر حاجات خواستاران اى که مى دانى آنچه در دلها است اى برطرف کننده گرفتارى
الْمَكرُوبينَ يا مُفَرِّجاً عَنِ الْمَغْمُومينَ يا راحِمَ الشَّيخِ الْكبيرِ يا رازِقَ الطِّفْلِ
گرفتاران اى غمزداى اندوه غمندگان اى مهرورز پير کهنسال اى روزى ده کودک
الصَّغيرِ يا مَنْ لايحْتاجُ اِلَى التَّفْسيرِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَافْعَلْ بى
خردسال اى که نيازى ندارد به شرح و بيان درود فرست بر محمّد و آل محمّد و بکن با من
كذا و كذا
چنين و چنان و حاجت خود را بخواه
پنجم از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه دست خود را به سوى آسمان بلند كرد و گفت
رَبِّ لاتَكلْنى اِلى نَفْسى طَرْفَةَ عَينٍ اَبَدَاً لا اَقَلَّ
پروردگارا مرا به خودم وامگذار چشم بر همزدنى هرگز نه کمتر
مِنْ ذلِك وَلا اَكثَرَ
از آن و نه بيشتر
ششم و نيز از آن حضرت مروى است كه اين كلمات را مى گفت
اِرْحَمْنى مِمّا لاطاقَةَ لى بِهِ وَلاصَبْرَ لى عَلَيهِ
به من رحم کن از آنچه تاب و نيرويش را ندارم و شکيبايى بر آن ندارم
هفتم از حضرت صادق عليه السلام منقولست كه بگو
اَللّهُمَّ اِنّى اسْئَلُك بِجَلالِك وَ جَمالِك وَ كرَمِك اَنْ تَفْعَلَ بى كذا
خدايا از تو خواهم به جلال و جمال و بزرگواريت که با من چنين
وَ كذا
و چنان کنى