اَبو فُکَیهَه
وی غلامِ صَفوان بن اُمَیه بن خَلَف جُمَحی بود که در مکّه اسلام آوَرْد وبه همینعلّت از سوی اُمَیه و برادرش اُبَی ، بسیار موردِ شکنجه قرارگرفت . آنان اَبو فُکَیهَه را با بستنِ ریسمانی به گردن و یا پاهایش ، روی شنهای داغِ مکّه میکشیدند . اُبَی خِطاب به اُمَیه میگفت : بر شکنجهاَش بِیفزا تا محمّد با سِحْرِ خویش او را نجات دهد !
شکنجه شدنِ اَبو فُکَیهَه بسیار طاقتفرسا بود . ایشان یک بار بر اَثَرِ تعذیب و آزار و اذیتِ مشرکین ، آنچُنان بیهوش شدکه هَمَه فکر کردند مُرده است . اَبوبکر در مسیرِ حرکتِ خود ، بر اَبو فُکَیهَه که تحت شکنجهو عذابِ کفّار بود گذر کرده و او را خرید و آزاد ساخت .
اَبو فُکَیهَه با گروه دوّم مسلمانان به حَبَشَه هجرت نمود و سپس از آنجا عازِمِ مدینه شد . او قبل از جنگ بَدْرْ وفات یافت .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران