پنجم ابوبصير اين دعا را بجهت طلب روزى از حضرت صادق عليه السلام نقل كرده و آن حضرت فرموده كه اين دعاى علىّ بن الحسين عليهما السلام است كه خدا را به آن مى خوانده
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُك حُسْنَ الْمَعيشَةِ مَعيشَةً اَتَقَوّى بِها عَلى جَميعِ حَوآئِجى وَ
خدايا از تو خواهم خوبى زندگانى را آن زندگانى که نيرو گيرم بدان بر همه خواسته هايم و
اَتَوَصَّلُ بِها فِى الْحَيوةِ اِلى آخِرَتى مِنْ غَيرِ اَنْ تُتْرِفَنى فيها فَاَطْغى اَوْ تُقَتِّرَ
برسم بدان در زنده بودنم به آخرت بدون آنکه بى خبر و سرکشم کنى در آن که طغيان کنم يا سختگيرى
بِها عَلَىَّ فَاَشْقى اَوْسِعْ عَلَىَّ مِنْ حَلالِ رِزْقِك وَ اَفْضِلْ عَلَىَّ مِنْ سَيبِ فَضْلِك
بر من که بدبخت گردم وسيع گردان بر من از روزى حلالت و زياده بخش بر من از فضل ريزانت
نِعْمَةً مِنْك سابِغَةً وَ عَطآءً غَيرَ مَمْنُونٍ ثُمَّ لاتَشْغَلْنى عَنْ شُكرِ نِعْمَتِك بِاِكثارٍ
نعمتى از تو ريزان و عطايى بى منت سپس سرگرمم مکن از سپاسگزارى نعمتت به زيادى
مِنْها تُلْهينى بَهْجَتُهُ وَ تَفْتِنُنى زَهَراتُ زَهْوَتِهِ وَلا بِاِقْلالٍ عَلَىَّ مِنْها يقْصُرُ
آن که غافل کند مرا خرمى و شادابيش و بفريبد مرا آب و رنگ فريبنده اش و نه به اندک دادنش بر من از دنيا که در نتيجه کوتاه آيد
بِعَمَلى كدُّهُ وَ يمْلاَُ صَدْرى هَمُّهُ اَعْطِنى مِنْ ذلِك يا اِلهى غِنىً عَنْ شِرارِ
زحمت من از تلاشش و پر کند سينه ام را اندوهش عطا کن به من اى خدا از آن آنچه را که بى نيازى از بدان
خَلْقِك وَ بَلاغاً اَنالُ بِهِ رِضْوانَك وَ اَعُوذُ بِك يا اِلهى مِنْ شَرِّ الدُّنْيا وَ شَرِّ ما
خلقت باشد و برساند مرا به خشنوديت و پناه برم به تو خدايا از شر دنيا و شر آنچه
فيها وَ لاتَجْعَلْ عَلَىَّ الدُّنْيا سِجْناً وَلافِراقَها عَلَىَّ حُزْناً اَخْرِجْنى مِنْ فِتْنَتِها
در آن است و قرار مده دنيا را بر من زندان و نه جدا گشتنش را از من اندوه ، بيرونم آر از آشوبش در حال
مَرْضِياً عَنّى مَقْبُولاً فيها عَمَلى اِلى دارِ الْحَيوانِ وَ مَساكنِ الاَْخْيارِ وَ اَبْدِلْنى
خشنوديت از من و پذيرفتگى عملم در آن بسوى خانه زندگى و جايگاههاى سکونت نيکان و عوضم ده
بِالدُّنْيا الْفانِيةِ نَعيمَ الدّارِ الْباقِيةِ اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِك مِنْ اَزْلِها وَ زِلْزالِها وَ
از دنياى فانى به نعمتهاى خانه جاويدان خدايا پناه برم به تو از فشار و سختى و لرزشهاى آن و
مِنْ سَطَواتِ شَياطينِها وَ سَلاطينِها وَ نَكالِها وَ مِنْ بَغْىِ مَنْ بَغى عَلَىَّ فيها
يورشهاى شياطين و سلاطين آن و از وبالش و از ستم آنکس که بر من در آن ستم کند
اَللّهُمَّ مَنْ كادَنى فَكدْهُ وَ مَنْ اَرادَنى فَاَرِدْهُ وَ فُلَّ عَنّى حَدَّ مَنْ نَصَبَ لى حَدَّهُ
خدايا هرکه نقشه براى من بکشد تو برايش نقشه کش و هرکه قصد بد برايم کند تو درباره اش چنان کن و کند کن از من تيزى
وَاَطْفِءْ عَنّى نارَ مَنْ شَبَّ لى وَ قُودَهُ وَاكفِنى مَكرَ الْمَكرَةِ وَ افْقَاْعَنّى عُيونَ
سلاح کسى را که سلاحش را برايم تيز کرده و خاموش کن از من آتشى که برايم افروخته و کفايت کن از من مکر بدانديشان
الْكفَرَةِ وَاكفِنى هَمَّ مَنْ اَدْخَلَ عَلَىَّ هَمَّهُ وَادْفَعْ عَنّى شَرَّ الْحَسَدَةِ وَاعْصِمْنى
و کور کن از من چشم کافران را و کفايت کن از من اندوه آنکس که اندوهش را بدلم انداخته و دور کن از من شر حسودان را
مِنْ ذلِك بِالسَّكينَةِ وَاَلْبِسْنى دِرْعَك الْحَصينَةَ وَاَحْينى فى سِتْرِك الْواقى وَ
و نگاهم دار از آن به آرامش خود و بپوشان بر من زره محکمت را و زنده ام دار در پوشش نگهدارنده ات و
اَصْلِحْ لى حالى وَ صَدِّقْ قَوْلى بِفِعالى وَ بارِك لى فى اَهْلى وَ مالى
به صلاح درآور حالم را و راست درآور گفتارم را به کردارم و برکت ده برايم در خاندان و مالم
مؤ لّف گويد: كه در باب دوّم در ذكر نمازها گذشت نمازهائى بجهت زياد شدن روزى .
فصل ششم دعا بجهت دين