|     |     |  EN |   AR   

تعويذ تب (6)

تعويذ تب (6)

تعويذ تب (6) در مفاتیح الجنان

  • ۲۲:۳ ۱۳۹۸/۱۲/۱۶
روايت است از ائمّه عليهم السلام كه بنويسد در پوستى و آويزان كند بر تب دار اين عَوذَه را:
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُك بِعِزَّتِك وَ قُدْرَتِك وَ سُلْطانِك وَ ما اَحاطَ بِهِ عِلْمُك اَنْ
خدايا من از تو درخواست مى کنم به عزتت و نيرو و سلطنتت و آنچه را دانش تو بدان احاطه دارد که
تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ لا تُسَلِّطَ عَلى فُلانِ بْنِ فُلانٍ شَيئاً مِمّا
درود فرستى بر محمد و آل محمد و ديگر آنکه مسلط نکنى بر فلان کس پسر فلانى چيزى را از
خَلَقْتَ بِسُوَّءٍ وَارْحَمْ جِلْدَهُ الرَّقيقَ وَ عَظْمَهُ الدَّقيقَ مِنْ فَوْرَةِ الْحَريقِ
مخلوقاتت به بدى و رحم کن به پوست نازکش و به استخوان باريکش از جوشش سوختن ،
اُخْرُجى يا اُمَّ مِلْدَمٍ يا آكلَةَ اللَّحْمِ وَ شارِبَةَ الدَّمِ حَرُّها و بَرَدُها مِنْ جَهَنَّمَ اِنْ
بيرون رو اى تب اى خورنده گوشت و نوشنده خون که گرمى و سرديت در دوزخ است اگر براستى
كنْتِ آمَنْتِ بِاللَّهِ الاَْعْظَمِ اَنْ لاتَاْكلى لِفُلانِ بنِ فُلانة لَحْماً وَ لاتُمَصّى لَهُ دَماً
ايمان به خداى اعظم دارى نبايد بخورى از فلان پسر فلان گوشتى و نمکى از او خونى
وَلاتَنْهَكى لَهُ عَظْماً وَلاتُثَوِّرى عَلَيهِ غَمّاً وَ لاتُهَيجى عَلَيهِ صُداعاً وَانْتَقِلى
و باريک نکنى استخوانش را و نفرستى بر او اندوهى و تحريک نکنى بر او درد سرى و کوچ کن
عَنْ شَعْرِهِ وَ بَشَرِهِ وَ لَحْمِهِ وَ دَمِهِ اِلى مَنْ زَعَمَ اَنَّ مَعَ اللَّهِ اِلهاً آخَرَ لا اِلهَ اِلاّ
از مو و پوست و گوشت و خونش بسوى کسى که پندارد با خداوند خداى ديگرى است معبودى نيست جز
هُوَ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمّا يشْرِكونَ
خداى سبحان و برتر است از آنچه شريکش سازند
و بنويسد بعد از عَمّا يشْرِكون اسم يك نفر از اهل ذمّه يايكى از دشمنان خدا را