|     |     |  EN |   AR   

تعويذ بجهت درد سر و درد گوش

تعويذ بجهت درد سر و درد گوش

تعويذ بجهت درد سر و درد گوش در مفاتیح الجنان

  • ۲۲:۳ ۱۳۹۸/۱۲/۱۶
از حضرت باقرالعلوم عليه السلام مروى است كه بجهت تسكين درد سر، سر را مسح كند و هفت مرتبه بگويد:
اَعُوذُ بِاللَّهِ
پناه برم به خدايى
الَّذى سَكنَ لَهُ ما فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ ما فِى السَّمواتِ وَالاَْرْضِ وَ هُوَ السَّميعُ
که آرام شود برايش آنچه در خشکى و دريا است و آنچه در آسمانها و زمين است و او شنوا
الْعَليمُ
و دانا است
و اين دعا از براى درد گوش نيز از حضرت صادق عليه السلام هفت مرتبه نقل شده .
و نيز از آن حضرت وارد شده كه پنير بسيار كهنه را قدرى بگير و نرم بكوب و با شير ممزوج كن و بر روى آتش گرم و نرم كن و چند قطره در گوش كه درد مى كند بريزايضاً براى درد سر بخواند بر قدح آبى :
اَوَلَمْ يرَ الَّذينَ كفَرُوا اَنَّ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ كانَتا رَتْقاً
آيا ندانند کسانى که کافر شدند که آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند
فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْمآءِ كلَّ شَيئٍ حَي اَفَلا يؤْمِنُونَ
پس از هم بازشان کرديم و آفريديم از آب هر چيز زنده اى را آيا ايمان نمى آورند
پس بياشامد آن را و روايت شده كه هرگاه كسالت يا صُداع عارض حضرت رسول صلى الله عليه و آله مى گشت دستها را مى گشود و فاتحه و معوذتين مى خواند و بصورت مى كشيد پس برطرف مى شد از آن حضرت درد
و نيز از براى رفع صُداع دست بكشد بر سَرِ او و بگويد:
اِنَّ اللَّهَ يمْسِك السَّمواتِ وَ
براستى خدا نگهدارد آسمانها و
الاَْرْضَ اَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا اِنْ اَمْسَكهُما مِنْ اَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ اِنَّهُ كانَ حَليماً
زمين را از اينکه بيفتند و اگر بيفتند نگاهشان ندارد هيچکس جز او که براستى او بردبار
غَفُوراً
و آمرزنده است
و از ربيع الا برار نقل است كه ماءمون را در طرطوس صداعى عارض شد و به هيچ وجه علاج آن نشد قيصر روم كلاهى براى او فرستاد و نوشت براى او شنيدم خبر صُداع تو را اين كلاه را فرستادم كه بر سر گذارى تا درد ساكن شود ماءمون ترسيد كه در آن زهرى تعبيه كرده باشد امر كرد كه بر سر حاملش نهادند ديد ضررى به او نرسانيد پس امر كرد بر سر كسى ديگر كه صداع داشت نهادند دردش ساكن شد آن وقت ماءمون آن كلاه را بر سر خود گذاشت دردش ساكن گشت تعجّب نمود او را شكافت ديد كه در آن نوشته است :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ
بنام خداى بخشاينده
الرَّحيمِ كمْ مِنْ نِعْمَةٍ لِلَّهِ فى عِرْقٍ ساكنٍ حَّم عَّسَّقَّ لا يصَدَّعُونَ عَنْها وَلا
مهربان چه بسيار نعمتى از خدا که در رگى ساکن است به آيه ((حم عسق )) درد سر نکشند از آن و بيهوش
ينْزِفُونَ مِنْ كلامِ الرَّحْمنِ خَمَدَتِ النيرانُ وَ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ وَ جالَ
نگردند از سخن خداى رحمان خاموش گشت آتش و جنبش و نيرويى نيست جز به خدا و روان شد
نَفْعُ الدَّوآءِ فيك كما يجُولُ مآءُ الرَّبيعِ فِى الْغُصْنِ
منفعت اين دواء در تو چنانچه روان شد آب بهار در شاخه درخت