شيخ شهيد(ره) نقل كرده كه هر كه درد شديدى دارد بخواند بر قَدَحِ آبى چهل مرتبه سوره حمد پس آن آب را بريزد بر خود و بگذارد مريض نزد خود زنبيلى كه در آن گندم باشد پس بدست خود از آن گندم به سائل دهد و امر كند او را كه دعا كند براى او تا شفاء يابد انشاءاللَّه تعالى .
و به اسانيد معتبره وارد شده كه دوا كنيد بيماران خود را به تصدّق و نيز شيخ شهيد نقل كرده براى رفع مرض آنكه دست بگذارد بر بازوى راست مريض و بخواند حمد هفت مرتبه و بخواند اين دعا را:
اَللّهُمَّ اَزِلْ عَنْهُ الْعِلَلَ وَالدّآءَ وَ اَعِدْهُ اِلَى الصِّحَّةِ وَالشِّفآءِ وَ اَمِدَّهُ بِحُسْنِ
خدايا دور کن از او بيماريها و درد را و بازش گردان به تندرستى و بهبودى و کمکش کن به خوب
الْوِقايةِ وَ رُدَّهُ اِلى حُسْنِ الْعافِيةِ وَاجْعَلْ ما نالَهُ فى مَرَضِهِ هذا
نگهدارى و بازش گردان با تندرستى خوب و قرار ده آنچه را در اين بيمارى به او رسيده
مادَّةً لِحَيوتِهِ وَ كفّارَةً لِسَيئِاتِهِ اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
مايه اى براى زندگانيش و کفاره اى از گناهانش خدايا و درود فرست بر محمّد و آل محمّد
پس اگر اثر نكرد در خوب شدن او مكرّر كند حمد را هفتاد مرتبه كه اثر خواهد كرد انشاءاللَّه تعالى .
از حضرت باقر عليه السلام روايت است كه هركس را كه سوره حمد و قُلْ هُوَ اللَّهَ اَحَد خوب نكند چيز ديگر او را خوب نكند و هر علّتى را اين دو سوره نيكو مى كند و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر مؤ منى كه علّتى داشته باشد از روى اخلاص بگويد:
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفآءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ
و نازل گردانيم از قرآن آنچه را شفاء و رحمت است براى مؤ منان
و مسح كند موضع علّت را حق تعالى او را شفا دهد
و از حضرت امام رضاعليه السلام مروى است كه براى رفع تمامى امراض بخوان برآنها:
يا مُنْزِلَ الشِّفآءِ وَ مُذْهِبَ الدّآءِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اَنْزِلْ عَلى
اى فرو فرستنده شفاء و دور کننده درد درود فرست بر محمّد و آلش و فرو فرست براى
وَجَعى الشِّفآءَ
دردم شفاء
سيد بن طاوس در مهج از ابن عبّاس روايت كرده كه گفت من در نزد حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نشسته بودم پس شخصى در آمد رنگ او رفته و گفت يا اميرالمؤمنين من هميشه بيمارم و دردهاى بسيار دارم پس مرا دعائى بياموز كه به آن استعانت بجويم بر امراضم حضرت فرمود كه مى آموزم تو را دعائى كه جبرئيل آن را به حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله آموخت در وقتى كه حسن و حسين بيمار بودند و آن دعا اين است :
اِلهى كلَّما اَنْعَمْتَ عَلَىَّ نِعْمَةً قَلَّ لَك عِنْدَها شُكرى وَ كلَّمَا ابْتَلَيتَنى بِبَلِيةٍ قَلَّ
خدايا هراندازه نعمت به من دهى شکر من در برابرش اندک است و هرگاه مبتلايم گردانى به بلايى اندک است
لَك عِنْدَها صَبْرى فيامَنْ قَلَّ شُكرى عِنْدَ نِعَمِهِ فَلَمْ يحْرِمْنى وَ يا مَنْ قَلَّ
در برابر آن شکيبايى من پس اى کسى که اندک است شکرم در برابر نعمتهايش ولى او محرومم نگرداند و اى که کم است
صَبْرى عِنْدَ بَلاَّئِهِ فَلَمْ يخْذُلنى وَ يا مَنْ رَانى عَلَى الْمَعاصى فَلَمْ يفْضَحْنى وَ
شکيباييم در برابر بلايش ولى او مرا وامگذارد و اى که ديد مرا بر حال گناهان ولى رسوايم نکرد و
يا مَنْ رَانى عَلَى الْخَطايا فَلَمْ يعاقِبْنى عَلَيها صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
اى که ديد مرا بر حال خطاکاريها ولى مؤ اخذه ام نکرد بر آنها درود فرست بر محمد و آل محمد
وَاغْفِرْ لى ذَنْبى وَ اشْفِنى مِنْ مَرَضى اِنَّك عَلى كلِّ شَيئٍ قَديرٌ
و بيامرز گناهم را و شفايم ده از بيماريم که تو بر هر چيز توانايى
ابن عبّاس گفت پس ديدم آن مرد را بعد از يك سال در حالى كه رنگش نيكو و قرمز شده بود و گفت در هيچ دردى نخواندم اين دعا را مگرآنكه شفايافتم و داخل نشدم بر سلطانى كه از او مى ترسيدم مگر آنكه خداوند عزّوجلّ ردّ كرد شرّ او را از من .
منقول است كه به نجاشى از پدرانش كلاهى به ارث رسيده بود از چهارصد سال كه بر هر دردى كه نهاده مى شد ساكن مى گشت پس آن كلاه را شكافتند كه به بينند چه در آنست ديدند كه در آن اين دعا است :
بِسْمِ اللَّهِ
بنام خدا
الْمَلِك الْحَقِّ الْمُبينِ شَهِدَاللَّهُ اَنَّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْمَلاَّئِكةُ وَ اوُلُوا الْعِلْمِ قآئِماً
پادشاه برحق و آشکار، گواهى دهد خدا که معبودى جز او نيست و فرشتگان و دانشمندان نيز گواهى داده اند انصاف بدو
بِالْقِسْطِ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ اِنَّ الدّينَ عِنْدَاللَّهِ الاِْسْلامُ لِلَّهِ نُورٌ
پايدار است معبودى جز او نيست که عزيز و فرزانه است همانا دين نزد خدا اسلام است براى خدا نور است
وَحِكمَةٌ وَ حَوْلٌ وَ قُوَّةٌ وَ قُدْرَةٌ وَ سُلْطانٌ وَ بُرْهانٌ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ آدَمُ صَفِىُّ
و حکمت و هر جنبش و توانايى و نيرو و سلطنت و برهان ، معبودى جز خدا نيست ، آدم برگزيده
اللَّهِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ اِبْرهيمُ خَليلُ اللَّهِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ مُوسى كليمُ اللَّهِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ
خداست معبودى نيست جز خدا، ابراهيم خليل خدا است ، معبودى نيست جز خدا، موسى هم سخن خدا است ، معبودى نيست جز خدا،
مُحَمَّدٌ الْعَرَبِىُّ رَسُولُ اللَّهِ وَ حَبيبُهُ وَ خِيرَتُهُ مِنْ خَلْقِهِ اُسْكنْ يا جَميعَ
محمد عربى رسول خدا و حبيب او است و برگزيده او است از خلقش آرام گيريد اى همه
الاَْوْجاعِ وَ الاَْسْقامِ وَ الاَْمْراضِ وَ جَميعَ الْعِلَلِ وَ جميعَ الْحُمَّياتِ سَكنْتُك
دردها و بيماريها و امراض و همه علتها و همه تبها، آرام کردم تو را بدان خدايى
بِالَّذى سَكنَ لَهُ ما فِى اللَّيلِ وَالنَّهارِ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى
که آرام شوند برايش شب و روز و او است شنواى دانا و درود خدا بر
خَيرِ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَجْمَعينَ
بهترين خلقش محمد و آل او همگى
در مكارم الا خلاق است كه نجاشى ملك صُداعى داشت مرض خود را براى حضرت رسول صلى الله عليه و آله نوشت حضرت اين حرز را براى او فرستاد او در كلاه خود گذاشت دردش ساكن شد و آن حرز اين است :
بِسْم اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ الْمَلِك الْحَقُّ الْمُبينُ شَهِدَاللَّهُ
بنام خداى بخشاينده مهربان معبودى نيست جز خدا فرمانرواى برحق و آشکار گواهى دهد خدا
تا آخر
آيه لِلَّهِ نُورٌ وَ حِكمَةٌ وَ عِزُّ وَ قُوَّةٌ وَ بُرْهانٌ وَ قُدْرَةٌ وَ سُلْطانٌ وَ رَحْمَةٌ يا مَنْ لا
براى خدا است نور و حکمت و عزت و توانايى و برهان و نيرو و سلطنت و رحمت اى که هرگز
ينامُ لا اِلهَ اِلاّ اللَّهُ اَبْرهيمُ خَليلُ اللَّهِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ مُوسى كليمُ اللَّهِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ
نخوابد معبودى نيست جز خدا، ابراهيم خليل خدا است معبودى نيست جز خدا، موسى هم صحبت خدا است معبودى نيست جز خدا
عيسى رُوحُ اللَّهِ وَ كلِمَتُهُ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ صَفِيهُ وَ صِفْوَتُهُ
عيسى روح خدا و کلمه او است معبودى نيست جز خدا محمد رسول خدا است و برگزيده و خاص درگاهش
صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ اُسْكنْ سَكنْتُك بِمَنْ يسْكنُ لَهُ ما فِى السَّمواتِ
درود خدا و سلامش بر او و آلش باد آرام باش که آرامت کردم بدانکه آرام شود براى او آنچه در آسمانها
وَالاَْرْضِ وَ بِمَنْ سَكنَ لَهُ ما فِى الَّيلِ وَالنَّهارِ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ فَسَخَّرْنا لَهُ
و زمين است و به آنکه آرام شود براى او آنچه در شب و روز است و او است شنواى دانا پس به فرمانش درآورديم باد را
الرّيحَ تَجْرى بِاَمْرِهِ رَخآءً حَيثُ اَصابَ وَ الشَّياطينَ كلَّ بَنّآءٍ وَ غَوّاصٍ اَلا
که مى رفت به دستورش به نرمى هرکجا که مى خواست و شياطين را از هر بنّاء و غواصى بدانکه
اِلَى اللَّهِ تَصيرُ اءلاُمُورُ
بسوى خدا بازگردد هرکارى