هفتم به سند معتبر مروى است كه شيخ ابوعمرو نائب اوّل امام عصر صلوات الله عليه اين دعا را املا فرمود به ابوعلى محمّد بن همّام و امر فرمود او را كه آن را بخواند و سيد بن طاوس در جمال الاسبوع بعد از ذكر دعاهاى وارده بعد از نماز عصر جمعه و صلوات كبيره اين دعا را ذكر كرده و فرموده و اگر براى تو عذرى باشد از جميع آنچه ذكر كرديم پس حذر كن از آنكه مهمل گذارى خواندن اين دعا را پس بدرستى كه ما شناختيم اين را از فضل خداوند جلّ جلاله كه مخصوص فرموده ما را به آن پس اعتماد كن به آن و آن دعا اين است
اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَك فَاِنَّك
خدايا خود را به من بشناسان زيرا اگر تو
اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَك لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَك اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَك
خود را به من نشناسانى من پيامبرت را نخواهم شناخت خدايا پيامبرت را به من بشناسان
فَاِنَّك اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَك لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَك اَللّهُمَّ عَرِّفْنى
که اگر پيامبرت را به من نشناسانى حجت تو را نخواهم شناخت خدايا بشناسان به من
حُجَّتَك فَاِنَّك اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَك ضَلَلْتُ عَنْ دينى اَللّهُمَّ لا
حجت خود را که اگر حجتت را به من نشناسانى از دينم گمراه گردم خدايا
تُمِتْنى ميتَةً جاهِلِيةً وَلا تُزِغْ قَلْبى بَعْدَ اِذْ هَدَيتَنى اَللّهُمَّ فَكما
نميران مرا به مرگ دوران جاهليت و منحرف مساز دلم را پس از اينکه هدايتم کردى خدايا هم چنانکه
هَدَيتَنى لِوِلايةِ مَنْ فَرَضْتَ عَلَىَّ طاعَتَهُ مِنْ وِلايةِ وُلاةِ اَمْرِك بَعْدَ
راهنمائيم کردى به فرمانبردارى کسى که اطاعتش را بر من واجب کردى از آن کارداران تو که پس از
رَسُولِك صَلَواتُك عَلَيهِ وَآلِهِ حَتّى والَيتُ وُلاةَ اَمْرِك اَميرَ
پيامبرت که درودهاى تو بر او و آلش باد آمدند تا به راهنمائى تو من زمامدارى فرماندارانت را پذيرفتم که آنان (عبارتند از) امير
الْمُؤْمِنينَ عَلِىَّ بْنِ اَبيطالِبٍ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَينَ وَعَلِياً وَمُحَمَّداً
مؤ منان على بن ابيطالب و حسن و حسين و على و محمد
وَجَعْفَراً وَمُوسى وَعَلِياً وَمُحَمَّداً وَعَلِياً وَالْحَسَنَ وَالْحُجَّةَ الْقآئِمَ
و جعفر و موسى و على و محمد و على و حسن و حجت قائم
الْمَهْدِىَّ صَلَواتُك عَلَيهِمْ اَجْمَعينَ اَللّهُمَّ فَثَبِّتْنى عَلى دينِك
مهدى که درودهاى تو بر همگى ايشان باد خدايا مرا ثابت قدم بدار بر دين خودت
وَاسْتَعْمِلْنى بِطاعَتِك وَلَينْ قَلْبى لِوَلِىِّ اَمْرِك وَعافِنى مِمَّا امْتَحَنْتَ
و بکار فرمانبرداريت وادارم کن و دلم را براى (فرمانبردارى ) وليت نرم گردان و معافم دار از آنچه
بِهِ خَلْقَك وَثَبِّتْنى عَلى طاعَةِ وَلِىِّ اَمْرِك الَّذى سَتَرْتَهُ عَنْ خَلْقِك
خلق خود را بدان آزمودى و پابرجايم بدار بر اطاعت زمامدارت آن بزرگوارى که از خلق خود او را پوشاندى
وَبِاِذْنِك غابَ عَنْ بَرِيتِك وَاَمْرَك ينْتَظِرُ وَاَنْتَ الْعالِمُ غَيرُ الْمُعَلَّمِ
و به اذن خودت او را از ديده آفريدگانت پنهان کردى و او چشم به راه فرمان تو است و توئى دانا بى آنکه کسى
بِالْوَقْتِ الَّذى فيهِ صَلاحُ اَمْرِ وَلِيك فِى الاِْذْنِ لَهُ بِاِظْهارِ اَمْرِهِ
به تو خبر داده باشد بدان وقتى که در آن صلاح ولى تو است که به او جازه دهى براى آشکار ساختن کارش
وَكشْفِ سِتْرِهِ فَصَبِّرْنى عَلى ذلِك حَتّى لا اُحِبَّ تَعْجيلَ ما اَخَّرْتَ
و کنار زدن پرده اش پس به من صبرى بر اين جريان عطا کن که دوست نداشته باشم پيش افتادن چيزى را
وَلا تَاْخيرَ ما عَجَّلْتَ وَلا كشْفَ ما سَتَرْتَ وَلاَ الْبَحْثَ عَمّا كتَمْتَ
که پس انداختى و پس انداختن چيزى را که پيش انداختى و نه آشکار ساختن آنچه را پوشاندى و نه کنجکاوى از آنچه پنهان داشتى
وَلا اُنازِعَك فى تَدْبيرِك وَلا اَقُولَ لِمَ وَكيفَ وَما بالُ وَلِىِّ الاَْمْرِ لا
و کشمکش نکنم با تو در تدبيرت و نگويم چرا و چگونه و براى چيست که آنکس که کار بدست او است
يظْهَرُ قَدِ امْتَلاََتِ الاَْرْضُ مِنَ الْجَوْرِ وَاُفَوِّضُ اُمُورى كلَّها اِلَيك
آشکار نشود با اينکه زمين از ستم پر شده و واگذارم همه کارهايم را به تو
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُك اَنْ تُرِينى وَلِىَّ اَمْرِك ظاهِراً نافِذَ الاَْمْرِ مَعَ عِلْمى
خدايا از تو خواهم که ولىّ امرت را آشکارا و نافذالامر به من بنمايانى با اينکه مى دانم
بِاَنَّ لَك السُّلْطانَ وَالْقُدْرَةَ وَالْبُرْهانَ وَالْحُجَّةَ وَالْمَشِيةَ وَالْحَوْلَ
تمام سلطنت و قدرت و دليل و برهان و خواست و جنبش
وَالْقُوَّةَ فَافْعَلْ ذلِك بى وَبِجَميعِ الْمُؤْمِنينَ حَتّى نَنْظُرَ اِلى وَلِىِّ اَمْرِك
و نيرو خاص تو است ولى اين مرحمت را درباره من و همه مؤ منين بفرما تا نظر کنيم بصورت ولى امر تو
صَلَواتُك عَلَيهِ ظاهِرَ الْمَقالَةِ واضِحَ الدِّلالَةِ هادِياً مِنَ الضَّلالَةِ
که درودهاى تو بر او باد در حالى که با سخنى آشکار و با دليلى واضح مردم را از گمراهى نجات دهد
شافِياً مِنَ الْجَهالَةِ اَبْرِزْ يا رَبِّ مُشاهَدَتَهُ وَثَبِّتْ قَواعِدَهُ وَاجْعَلْنا
و از بيمارى نادانى شفا بخشد پروردگارا جمال زيبايش را براى مشاهده ما از پرده برون آر و پابرجا کن بنياد کارهايش را و بگردان
مِمَّنْ تَقِرُّ عَينُهُ بِرُؤْيتِهِ وَاَقِمْنا بِخِدْمَتِهِ وَتَوَفَّنا عَلى مِلَّتِهِ وَاحْشُرْنا
ما را از کسانى که روشن گردد ديده شان به ديدارش و بگمارمان براى خدمتش و بميرانمان بر کيش و آئينش و محشورمان گردان
فى زُمْرَتِهِ اللّهُمَّ اَعِذْهُ مِنْ شَرِّ جَميعِ ما خَلَقْتَ وَذَرَاْتَ وَبَرَاْتَ
در گروهش خدايا در پناهش گير از شرّ تمام آنچه خلق فرموده و آفريدى و پديد آورده
وَاَنْشَاْتَ وَصَوَّرْتَ وَاحْفَظْهُ مِنْ بَينِ يدَيهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ يمينِهِ
و پروريدى و صورت دادى و محافظتش کن از پيش رويش و از پشت سرش و از راست
وَعَنْ شِمالِهِ [وَ] مِنْ فَوْقِهِ وَمِنْ تَحْتِهِ بِحِفْظِك الَّذى لا يضيعُ مَنْ
و چپش و از بالاى سر و از زير پايش به نگهدارى خودت که تباه نشود هر که را بدان
حَفِظْتَهُ بِهِ وَاحْفَظْ فيهِ رَسُولَك وَوَصِىَّ رَسُولِك عَلَيهِ وَآلِهِ السَّلامُ
نگهدارى کردى و نگهدار بوجود او (آئين ) رسولت و وصى رسولت را که بر او و آلش سلام باد
اَللّهُمَّ وَمُدَّ فى عُمْرِهِ وَزِدْ فى اَجَلِهِ وَاَعِنْهُ عَلى ما وَلَّيتَهُ
خدايا طولانى گردان عمرش را و بيفزا در اجلش و ياريش ده در آنچه بدستش سپرده اى
وَاسْتَرْعَيتَهُ وَزِدْ فى كرامَتِك لَهُ فَاِنَّهُ الْهادِى الْمَهْدِىُّ وَالْقآئِمُ
و رعايتش را از او خواسته اى و بيفزا در کرامتت بر او که او راهنماى راه يافته و قيام کننده
الْمُهْتَدى وَالطّاهِرُ التَّقِىُّ الزَّكىُّ النَّقِىُّ الرَّضِىُّ الْمَرْضِىُّ الصّابِرُ
راهبرى است و پاک و با تقوى و پاکيزه و خالص و راضى (از حق ) و پسنديده و بردبار
الشَّكورُ الْمُجْتَهِدُ اَللّهُمَّ وَلا تَسْلُبْنَا الْيقينَ لِطُولِ الاَْمَدِ فى غَيبَتِهِ
و سپاسگزار و کوشا است خدايا و از ما مگير يقين بطولانى شدن زمان غيبتش را
وَانْقِطاعِ خَبَرِهِ عَنّا وَلا تُنْسِنا ذِكرَهُ وَانْتِظارَهُ وَالاْيمانَ بِهِ وَقُوَّةَ
و منقطع شدن خبرش را از ما و از ياد ما مبر آن بزرگوار را و هم چنين انتظار آمدنش و ايمان به او و قوت
الْيقينِ فى ظُهُورِهِ وَالدُّعآءَ لَهُ وَالصَّلوةَ عَلَيهِ حَتّى لا يقَنِّطَنا طُولُ
يقين در ظهورش را و دعاى بر آن حضرت و درود بر او را تا بحدى که نوميد نکند ما را طول
غَيبَتِهِ مِنْ قِيامِهِ وَيكونَ يقينُنا فى ذلِك كيقينِنا فى قِيامِ رَسُولِك
غيبت آن حضرت از قيام و ظهورش و يقين ما در اين باره مانند يقينى باشد که ما در قيام رسولت
صَلَواتُك عَلَيهِ وَآلِهِ وَما جآءَ بِهِ مِنْ وَحْيك وَتَنْزيلِك فَقَوِّ قُلُوبَنا
که درودهاى تو بر او و آلش باد داريم و همچنين مانند يقينى باشد که به وحى و قرآن او داريم پس تقويت کن دلهاى
عَلَى الاْيمانِ بِهِ حَتّى تَسْلُك بِنا عَلى يدَيهِ مِنْهاجَ الْهُدى
ما را بر ايمان به او تا درآورى ما را بدست آن جناب در راه روشن هدايت
وَالْمَحَجَّةَ الْعُظْمى وَالطَّريقَةَ الْوُسْطى وَقَوِّنا عَلى طاعَتِهِ وَثَبِّتْنا
و راهنمائى و شاهراه (دين ) و جاده مستقيم و نيرومند کن ما را براطاعت او و پابرجايمان کن
عَلى مُتابَعَتِهِ وَاجْعَلْنا فى حِزْبِهِ وَاَعْوانِهِ وَاَنْصارِهِ وَالرّاضينَ بِفِعْلِهِ
بر پيرويش و قرارمان ده در گروه او و اعوان و يارانش و کسانى که راضى به کارهاى اويند
وَلا تَسْلُبْنا ذلِك فى حَيوتِنا وَلا عِنْدَ وَفاتِنا حَتّى تَتَوَفّانا وَنَحْنُ
و اين عقيده را از ما مگير نه در زندگى و نه هنگام مرگمان تا بميرانى ما را بر اين عقيده
عَلى ذلِك لا شآكينَ وَلا ناكثينَ وَلا مُرْتابينَ وَلا مُكذِّبينَ اَللّهُمَّ
که نه شک داشته باشيم و نه پيمان شکن و نه شبهه اى داشته و نه تکذيب کننده باشيم خدايا
عَجِّلْ فَرَجَهُ وَاَيدْهُ بِالنَّصْرِ وَانْصُرْ ناصِريهِ وَاخْذُلْ خاذِليهِ وَدَمْدِمْ
تعجيل فرما در ظهورش و تاءييدش کن به يارى خود و يارى کن ياورش را و خوار کن هر که دست از ياريش بردارد و به هلاکت رسان
عَلى مَنْ نَصَبَ لَهُ وَكذَّبَ بِهِ وَاَظْهِرْ بِهِ الْحَقَّ وَاَمِتْ بِهِ الْجَوْرَ
هر که را به دشمنيش برخيزد و او را تکذيب کند و آشکار کن به او حق را و بميران به او جور و ستم را
وَاسْتَنْقِذْ بِهِ عِبادَك الْمُؤْمِنينَ مِنَ الذُّلِّ وَانْعَشْ بِهِ الْبِلادَ واقْتُلْ بِهِ
و نجات بخش به او بندگان با ايمانت را از خوارى و زنده کن به او شهرها را و بکش بدست او
جَبابِرَةَ الْكفْرِ وَاقْصِمْ بِهِ رُؤُسَ الضَّلالةِ وَذَلِّلْ بِهِ الْجَبّارينَ
سرکشان کفر را و در هم شکن بوسيله اش سرکرده هاى گمراهى را و خوار گردان بوسيله اش گردنکشان
وَالْكافِرينَ وَاَبِرْ بِهِ الْمُنافِقينَ وَالنّاكثينَ وَجَميعَ الْمُخالِفينَ
و کافران را و نابود کن بدو منافقان و پيمان شکنان و همه مخالفان (اسلام )
وَالْمُلْحِدينَ فى مَشارِقِ الاَْرْضِ وَمَغارِبِها وَبَرِّها وَبَحْرِها وَسَهْلِها
و بى دينان را که در شرقهاى زمين و غربهاى آن و در خشکى و دريا و در هموارى زمين
وَجَبَلِها حَتّى لا تَدَعَ مِنْهُمْ دَياراً وَلا تُبْقِىَ لَهُمْ آثاراً طَهِّرْ مِنْهُمْ
و کوهها هستند تا آنکه بجاى نگذارى از آنها احدى را و اثرى از آنها باقى نگذارى و پاک گردان از ايشان
بِلادَك وَاشْفِ مِنْهُمْ صُدُورَ عِبادِك وَجَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحى مِنْ دينِك
شهرهايت را و شفابخش از نابودى آنها سينه هاى بندگانت را و تازه کن بدو آنچه محو گشته از دينت
وَاَصْلِحْ بِهِ ما بُدِّلَ مِنْ حُكمِك وَغُيرَ مِنْ سُنَّتِك حَتّى يعُودَ دينُك بِهِ
و اصلاح کن بوسيله اش آنچه تبديل شده از حکم و قانونت و تغيير يافته از روش و سنتت تا در نتيجه بازگردد دين تو
وَعَلى يدَيهِ غَضّاً جَديداً صَحيحاً لا عِوَجَ فيهِ وَلا بِدْعَةَ مَعَهُ حَتّى
بوجود آن جناب و بدست او تر و تازه و صحيح که هيچگونه کجى و بدعتى در آن نباشد و بدينوسيله
تُطْفِئَ بِعَدْلِهِ نيرانَ الْكافِرينَ فَاِنَّهُ عَبْدُك الَّذى اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِك
به برکت عدل و داد او خاموش گردانى آتش کفار را که همانا آن بزرگوار بنده تو است که او را خاص خود گرداندى
وَارْتَضَيتَهُ لِنَصْرِ دينِك وَاصْطَفَيتَهُ بِعِلْمِك وَعَصَمْتَهُ مِنَ الذُّنُوبِ
و براى يارى دينت پسنديدى و به علم خويشتن برگزيدى و از گناهان نگاهش داشتى
وَبَرَّاْتَهُ مِنَ الْعُيوبِ وَاَطْلَعْتَهُ عَلَى الْغُيوبِ وَاَنْعَمْتَ عَلَيهِ وَطَهَّرْتَهُ
و از عيوب مبرّايش ساختى و بر ناديدنيها مطلعش کردى و بر او انعام فرمودى و از پليدى
مِنَ الرِّجْسِ وَنَقَّيتَهُ مِنَ الدَّنَسِ اللّهُمَّ فَصَلِّ عَلَيهِ وَعَلى آبائِهِ
و از چرکى پاک و پاکيزه اش کردى خدايا درود فرست بر او و بر پدرانش
الاَْئِمَّةِ الطّاهِرينَ وَعَلى شيعَتِهِ الْمُنْتَجَبينَ وَبَلِّغْهُمْ مِنْ آمالِهِمْ ما
امامان پاک و بر شيعيان برگزيده اش و برسان آنان را به هر آرزوئى که
ياْمَلُونَ وَاجْعَلْ ذلِك مِنّا خالِصاً مِنْ كلِّ شَك وَشُبْهَةٍ وَرِيآءٍ وَسُمْعَةٍ
دارند و اين عقيده ما را خالص و پاک گردان از هر شک و شبهه و خودنمائى و شهرت طلبى
حَتّى لا نُريدَ بِهِ غَيرَك وَلا نَطْلُبَ بِهِ اِلاّ وَجْهَك اللّهُمَّ اِنّا نَشْكو
تا نخواهيم بدان غير تو را و نجوئيم بدان جز ذات تو را خدايا ما به تو شِکوه کنيم
اِلَيك فَقْدَ نَبِينا وَغَيبَةَ اِمامِنا وَشِدَّةَ الزَّمانِ عَلَينا وَوُقُوعَ الْفِتَنِ بِنا
از فقدان پيامبرمان و غيبت امام و رهبرمان و سختى روزگار بر ما و درآمدن فتنه ها بر سر ما
وَتَظاهُرَ الاَْعْدآءِ عَلَينا وَكثْرَةَ عَدُوِّنا وَقِلَّةَ عَدَدِنا اَللّهُمَّ فَافْرُجْ
و پشت بهم دادن دشمنان بر دشمنى ما و بسيارى دشمنان و کمى افراد ما خدايا پس بگشا
ذلِك عَنّا بِفَتْحٍ مِنْك تُعَجِّلُهُ وَنَصْرٍ مِنْك تُعِزُّهُ وَاِمامِ عَدْلٍ تُظْهِرُهُ اِلهَ
از ما اين اندوه را به گشايشى از طرف خود که زود بفرستى و يارى از خودت که عزتش دهى و به امام عادلى که آشکارش کنى
الْحَقِّ آمينَ اَللّهُمَّ اِنّا نَسْئَلُك اَنْ تَاْذَنَ لِوَلِيك فى اِظْهارِ عَدْلِك فى
اى معبود به حق آمين خدايا از تو خواهيم که به نماينده و وليت اذن دهى براى آشکار ساختن عدالتت در
عِبادِك وَقَتْلِ اَعْدآئِك فى بِلادِك حَتّى لا تَدَعَ لِلْجَوْرِ يا رَبِّ دِعامَةً
ميان بندگان تو و کشتن دشمنانت را در شهرهايت تا اينکه پروردگارا ستونى براى ظلم و ستم باقى نگذارى
اِلاّ قَصَمْتَها وَلا بَقِيةً اِلاّ اَفْنَيتَها وَلا قُوَّةً اِلاّ اَوْهَنْتَها وَلا رُكناً اِلاّ
جز آنکه درهم شکنى و نه بازمانده اى جز آنکه نابودش کنى و نه نيروئى جز آنکه سستش کنى و نه پايه اى جز آنکه
هَدَمْتَهُ وَلا حَدّاً اِلاّ فَلَلْتَهُ وَلا سِلاحاً اِلاّ اَكلَلْتَهُ وَلا رايةً اِلاّ نَكسْتَها
درهم فرو ريزى و نه تيزى جز آنکه کندش کنى و نه اسلحه اى جز آنکه از کار بيندازى و نه پرچمى جز آنکه سرنگون سازى
وَلا شُجاعاً اِلاّ قَتَلْتَهُ وَلا جَيشاً اِلاّ خَذَلْتَهُ وَارْمِهِمْ يا رَبِّ بِحَجَرِك
و نه پهلوانى جز آنکه بکشى و نه سپاهى جز آنکه خوارش گردانى و سنگبارانشان کن پروردگارا به سنگ
الدّامِغِ وَاضْرِبْهُمْ بِسَيفِك الْقاطِعِ وَبَاْسِك الَّذى لا تَرُدُّهُ عَنِ الْقَوْمِ
کوبنده ات و بزن آنها را به شمشير برنده ات و بدان حمله و انتقامت که بازش نگردانى از مردمان
الْمُجْرِمينَ وَعَذِّبْ اَعْدآئَك وَاَعْدآءَ وَلِيك وَاَعْدآءَ رَسُولِك
بدکار و عذاب کن دشمنان خودت و دشمنان وليت و دشمنان رسولت را
صَلَواتُك عَلَيهِ وَآلِهِ بِيدِ وَلِيك وَاَيدى عِبادِك الْمُؤْمِنينَ اَللّهُمَّ
که درودهاى تو بر او و آلش باد بدست وليت و بدست بندگان مؤ منت خدايا
اكفِ وَلِيك وَحُجَّتَك فى اَرْضِك هَوْلَ عَدُوِّهِ وَكيدَ مَنْ اَرادَهُ وَامْكرْ
کفايت کن وليت و حجتت را در روى زمين از هراس دشمنش و از حيله هرکس که سوء قصدش کند و مکر کن
بِمَنْ مَكرَ بِهِ وَاجْعَلْ دآئِرَةَ السَّوْءِ عَلى مَنْ اَرادَ بِهِ سُوَّءًا وَاقْطَعْ عَنْهُ
با هرکس که به او مکر کند و چرخ بد روزگار را براى هرکس که سوء قصدش را دارد به گردش درآور
مادَّتَهُمْ وَاَرْعِبْ لَهُ قُلُوبَهُمْ وَزَلْزِلْ اَقْدامَهُمْ وَخُذْهُمْ جَهْرَةً وَبَغْتَةً
و شرّ آنها را از سر آن بزرگوار بگردان و در دلهاى آنها رعب او را بيفکن و پاهاشان را بلغزان و بطور آشکارا و ناگهانى آنها را بگير
وَشَدِّدْ عَلَيهِمْ عَذابَك وَاَخْزِهِمْ فى عِبادِك وَالْعَنْهُمْ فى بِلادِك
و عذابت را بر ايشان سخت گردان و رسواشان کن در ميان بندگانت و لعنتشان کن در شهرهايت
وَاَسْكنْهُمْ اَسْفَلَ نارِك وَاَحِطْ بِهِمْ اَشَدَّ عَذابِك وَاَصْلِهِمْ ناراً وَاحْشُ
و در ته دوزخ خود جايشان ده و محيط گردان بر ايشان سخت ترين عذابت را و در آتش جايشان ده و پر کن
قُبُورَ مَوْتاهُمْ ناراً وَاَصْلِهِمْ حَرَّ نارِك فَاِنَّهُمْ اَضاعُوا الصَّلوةَ
گور مردگان را از آتش و در سوز آتشت واردشان کن زيرا که اينان نماز را ضايع کردند
وَاتَّبَعُوا الشَّهَواتِ وَاَضَلُّوا عِبادَك وَاَخْرَبُوا بِلادَك اَللّهُمَّ وَاَحْىِ
و از شهوات پيروى کردند و بندگانت را گمراه کردند و شهرهايت را ويران کردند خدايا زنده کن
بِوَلِيك الْقُرْآنَ وَاَرِنا نُورَهُ سَرْمَداً لا لَيلَ فيهِ وَاَحْىِ بِهِ الْقُلُوبَ
بدست وليت قرآن را و بنمايان به ما نور آن بزرگوار را هميشگى که شب (و تاريکى ) نداشته باشد و زنده کن بوسيله آن جناب دلهاى
الْمَيتَةَ وَاشْفِ بِهِ الصُّدُورَ الْوَغِرَةَ وَاجْمَعْ بِهِ الاَْهْوآءَ الْمُخْتَلِفَةَ عَلَى
مرده را و بهبودى بخش بدو سينه هاى سوخته را و جمع کن بوسيله او آراء مختلفه را بر
الْحَقِّ وَاَقِمْ بِهِ الْحُدُودَ الْمُعَطَّلَةَ وَالاَْحْكامَ الْمُهْمَلَةَ حَتّى لا يبْقى
حق و برپا کن بدو حدود تعطيل شده و احکام واگذارده شده را تا آنجا که حقى بجاى
حَقُّ اِلاّ ظَهَرَ وَلا عَدْلٌ اِلاّ زَهَرَ وَاجْعَلْنا يا رَبِّ مِنْ اَعْوانِهِ وَمُقَوِّيةِ
نماند جز آنکه آشکار شود و نه عدل و دادى جز آنکه شکفته گردد و قرار ده پروردگارا ما را از گروه ياران و تقويت کننده
سُلْطانِهِ وَالْمُؤْتَمِرينَ لاَِمْرِهِ وَالرّاضينَ بِفِعْلِهِ وَالْمُسَلِّمينَ لاَِحْكامِهِ
سلطنتش و فرمانبرداران فرمانش و خوشنودان از کارش و تسليم شوندگان احکام و دستوراتش
وَمِمَّنْ لا حاجَةَ بِهِ اِلَى التَّقِيةِ مِنْ خَلْقِك وَاَنْتَ يا رَبِّ الَّذى تَكشِفُ
و از کسانى که احتياج به تقيه (و محافظه کارى و اظهار خلاف عقيده ) از ترس مردم نداشته باشند و توئى پروردگارا که برطرف کنى
الضُّرَّ وَتُجيبُ الْمُضْطَرَّ اِذا دَعاك وَتُنْجى مِنَ الْكرْبِ الْعَظيمِ
گرفتارى را و اجابت کنى از درمانده چون تو را بخواند و از اندوه بزرگ نجات بخشى
فَاكشِفِ الْضُّرَّ عَنْ وَلِيك وَاجْعَلْهُ خَليفَةً فى اَرْضِك كما ضَمْنِتَ لَهُ
پس برطرف کن گرفتارى را از ولى خود و او را خليفه خود در زمينت قرار ده چنانچه تعهد کرده اى
اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى مِنْ خُصَمآءِ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيهِمُ السَّلامُ وَلا
خدايا قرارم مده از ستيزه جويان آل محمد عليهم السلام و
تَجْعَلْنى مِنْ اَعْدآءِ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيهِمُ السَّلامُ وَلا تَجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ
قرارم مده از دشمنان آل محمد عليهم السلام و قرارم مده از اهل
الْحَنَقِ وَالْغَيظِ عَلى آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيهِمُ السَّلامُ فَاِنّى اَعُوذُ بِك مِنْ
کينه و خشم بر آل محمد عليهم السلام زيرا که من پناه به تو مى برم از
ذلِك فَاَعِذْنى وَاَسْتَجيرُ بِك فَاَجِرْنى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ
اين جريان و تو پناهم ده و از تو پناه مى خواهم و تو در پناهم گير خدايا درود فرست بر محمد و آل
مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنى بِهِمْ فائِزاً عِنْدَك فِى الدُّنْيا وَالاَّْخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبينَ
محمد و مرا بوسيله ايشان از نزد خود رستگارم کن در دنيا و آخرت و از مقربان درگاهت قرارم ده
آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ
آمين اى پروردگار جهانيان