|     |     |  EN |   AR   

زيارت نزد سرداب غيبت حضرت ولىّ عصرعجّل الله تعالى فرجه

زيارت نزد سرداب غيبت حضرت ولىّ عصرعجّل الله تعالى فرجه

زيارت نزد سرداب غيبت حضرت ولىّ عصرعجّل الله تعالى فرجه در مفاتیح الجنان

  • ۲۲:۲ ۱۳۹۸/۱۲/۱۶
پس برو به نزد سرداب غيبت آنحضرت و ميان دو در بايست و درها را به دست خود بگير و تَنَحْنُحْ كن مانند كسيكه رخصت داخل شدن طلبد و بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بگو و پايين رو به تاءنّى و حضور قلب و دو ركعت نماز در عرصه سرداب بكن پس بگو:
اَللَّهُ اَكبَرُ اَللَّهُ اَكبَرُ اَللَّهُ اَكبَرُ لا اِلهَ اِلاّ اللَّهُ وَاللَّهُ اَكبَرُ وَلِلَّهِ
خدا بزرگتر (از توصيف ) است ... معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگتر است و حمد خاص خدا است ،
الْحَمْدُ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى هَدانا لِهذا وَعَرَّفَنا اَوْلِيآئَهُ وَاَعْدآئَهُ وَوَفَّقَنا
ستايش خداوندى را که ما را به اين راه هدايت فرمود و دوستان و دشمنانش را به ما معرفى کرد و ما را به
لِزِيارَةِ اَئِمَّتِنا وَلَمْ يجْعَلْنا مِنَ الْمُعانِدينَ النّاصِبينَ وَلا مِنَ الْغُلاةِ
زيارت امامانمان موفقمان داشت و قرارمان نداد از زمره دشمنان و ناصبيان و نه از غاليانى (که در حق آنها غلو
الْمُفَوِّضينَ وَلا مِنَ الْمُرْتابينَ الْمُقَصِّرينَ اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ
کردند و آنان ) که معتقد به تفويض (و واگذاردن کار بدست آنها) هستند و نه از کسانى که شک و ترديد داشتند و در حقشان کوتاهى کنند
وَابْنِ اَوْلِيآئِهِ اَلسَّلامُ عَلى الْمُدَّخَرِ لِكرامَةِ اَوْلِيآءِ اللَّهِ وَبَوارِ اَعْدآئِهِ
سلام بر بنده مقرب خدا و فرزند بندگان مقربش سلام بر آنکه ذخيره شده تا اولياء خدا را گرامى کند و دشمنانش را نابود گرداند
اَلسَّلامُ عَلَى النُّورِ الَّذى اَرادَ اَهْلُ الْكفْرِ اِطْفآئَهُ فَاَبَى اللَّهُ اِلاّ اَنْ يتِمَّ
سلام بر آن نور تابانى که اهل کفر آهنگ خاموش کردنش را کردند ولى خداوند نخواست جز آنکه نور خود را آشکار وکامل
نُورَهُ بِكرْهِهِمْ وَاَيدَهُ بِالْحَياةِ حَتّى يظْهِرَ عَلى يدِهِ الْحَقَّ بِرَغْمِهِمْ
گرداند گرچه آنان را ناخوش آيد و او را بوسيله زندگى (طولانى ) نگاه داشت تا برغم آنان حق را بدست او آشکار سازد
اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ اصْطَفيك صَغيراً وَاَكمَلَ لَك عُلُومَهُ كبيراً وَاَنَّك حَىُّ لا
گواهى دهم که براستى خداوند تو را در کوچکى برگزيد و علوم خود را براى تو در بزرگى کامل کرد و تو زنده هستى
تَمُوتُ حَتّى تُبْطِلَ الْجِبْتَ وَالطّاغُوتَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَيهِ وَعَلى
و نخواهى مرد تا از ميان بردارى جبت و طاغوت (معبودهاى ساختگى و ياغيان ) را خدايا درود فرست بر آن حضرت و بر
خُدّامِهِ وَاَعْوانِهِ عَلى غَيبَتِهِ وَنَاْيهِ وَاسْتُرْهُ سَتْراً عَزيزاً وَاجْعَلْ لَهُ
خدمتکاران و کمک کارانش در دوران غيبت و دوريش و مستور دار در پرده عزت (و نيرومندى ) و او را در پناهگاه محکمى
مَعْقِلاً حَريزاً وَاشْدُدِ اَللّهُمَّ وَطْاَتَك عَلى مُعانِديهِ وَاحْرُسْ مَوالِيهُ
قرارش ده و پايمال کردن و سرکوبى خود را نسبت به دشمنانش سخت و شديد گردان و دوستان و زائرينش را (از گزند روزگار)
وَزآئِريهِ اَللّهُمَّ كما جَعَلْتَ قَلْبى بِذِكرِهِ مَعْمُوراً فَاجْعَلْ سِلاحى
حفظ کن خدايا چنانچه دل مرا به ياد آورى او آباد کردى اسلحه مرا نيز در
بِنُصْرَتِهِ مَشْهُوراً وَاِنْ حالَ بَينى وَبَينَ لِقآئِهِ الْمَوْتُ الَّذى جَعَلْتَهُ
يارى او (آماده کن و) از نيام بدر آر و اگر حائل شد ميان من و ميان ديدار آن حضرت آن مرگى که مسلم کردى
عَلى عِبادِك حَتْماً وَاَقْدَرْتَ بِهِ عَلى خَليقَتِك رَغْماً فَابْعَثْنى عِنْدَ
بر بندگانت و مقدر کردى آن را بر خلق خود تا بينيشان به خاک ماليده و زبونشان کنى پس مرا
خُرُوجِهِ ظاهِراً مِنْ حُفْرَتى مُؤْتَزِراً كفَنى حَتّى اُجاهِدَ بَينَ يدَيهِ
هنگام ظهورش برانگيز تا سر برآرم از قبرم و همانطور که کفن پوشيده ام پيکار کنم در پيش رويش
فى الصَّفِّ الَّذى اَثْنَيتَ عَلى اَهْلِهِ فى كتابِك فَقُلْتَ كاَ نَّهُمْ بُنْيانٌ
در آن صفى که ستايش کردى اهل آن صف را در قرآن و فرمودى ((گوئى آنها بنائى
مَرْصُوصٌ اَللّهُمَّ طالَ الاِْنْتِظارُ وَشَمِتَ مِنَّا الْفُجّارُ وَصَعُبَ عَلَينَا
استوارند)) خدايا انتظار ما به درازا کشيد و مردمان فاجر بدکار ما را شماتت کنند و انتقام (از دشمن )
الاِْنْتِصارُ اَللّهُمَّ اَرِنا وَجْهَ وَلِيك الْمَيمُونِ فى حَياتِنا وَبَعْدَ الْمَنُونِ
بر ما دشوار گشت خدايانشان ده به ما روى ميمون بنده مقرب و نماينده ات را در حال زندگى و پس از مرگ
اَللّهُمَّ اِنّى اَدينُ لَك بِالرَّجْعَةِ بَينَ يدَىْ صاحِبِ هذِهِ الْبُقْعَةِ الْغَوْثَ
خدايا من اعتقاد دارم به رجعت در پيش روى صاحب اين بقعه ، فرياد،
الْغَوْثَ الْغَوْثَ يا صاحِبَ الزَّمانِ قَطَعْتُ فى وُصْلَتِك الْخُلاّنَ
فرياد، فرياد، اى صاحب الزمان براى رسيدن به تو از دوستان صميمى بريدم
وَهَجَرْتُ لِزِيارَتِك الاَْوْطانَ وَاَخْفَيتُ اَمْرى عَنْ اَهْلِ الْبُلْدانِ
و براى زيارتت وطن را ترک کردم و هدف و مقصودم را از مردم شهرها(ى سر راه ) پنهان داشتم
لِتَكونَ شَفيعاً عِنْدَ رَبِّك وَرَبّى وَ اِلى ابآئِك وَمَوالِىَّ فى حُسْنِ
تا تو شفيع من گردى در نزد پروردگار خود و پروردگار من و پيش پدرانت و سروران من در (خواستن )
التَّوْفيقِ لى وِاِسْباغِ النِّعْمَةِ عَلَىَّ وَسَوْقِ الاِْحْسانِ اِلَىَّ اَللّهُمَّ صَلِّ
خوش توفيقى براى من و فراوانى نعمت بر من و روان شدن احسان و بخشش بسوى من خدايا درود فرست
عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَصْحابِ الْحَقِّ وَقادَةِ الْخَلْقِ وَاْسْتَجِبْ مِنّى
بر محمد و آل محمد ملازمين حق و راهبران خلق و به اجابت رسان برايم
ما دَعَوْتُك وَاَعْطِنى ما لَمْ اَنْطِقْ بِهِ فى دُعآئى مِنْ صَلاحِ دينى
آنچه دعا کردم و عطا کن به من آنچه را به زبان نياوردم در دعايم از آنچه به صلاح دين
وَدُنْياىَ اِنَّك حَميدٌ مَجيدٌ وَصَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ
و دنياى من است که براستى توئى ستوده و بزرگوار و درود خدا بر محمد و آل پاکش باد
پس داخل صُفّه شو و دو ركعت نماز كن و بگو:
اَللّهُمَّ عَبْدُك الزّآئِرُ فى فِنآءِ وَلِيك
خدايا بنده زائر تو در آستان بنده مقرب تو است
الْمَزُورِ الَّذى فَرَضْتَ طاعَتَهُ عَلَى الْعَبيدِ وَالاَْحْرارِ وَاَنْقَذْتَ بِهِ
که به زيارتش آيند آنکه واجب کردى فرمانبرداريش را بر هر بنده و آزاد و نجات دادى بوسيله اش
اَوْلِيآئَك مِنْ عَذابِ النّارِ اَللّهُمَّ اجْعَلْها زِيارَةً مَقْبُولَةً ذاتَ دُعآءٍ
دوستان خود را از عذاب دوزخ خدايا اين زيارت را زيارتى پذيرفته قرار ده و زيارتى که در آن دعائى
مُسْتَجابٍ مِنْمُصَدِّقٍ بِوَلِيكغَيرِمُرْتابٍاَللّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ
مستجاب باشد از فردى که تصديق کرده ولى و نماينده تو را بدون هيچگونه شک و ترديدى خدايا قرارش مده آخرين بار آمدنم
بِهِ وَلا بِزِيارَتِهِ وَلا تَقْطَعْ اَثَرى مِنْ مَشْهَدِهِ وَزِيارَةِ اَبيهِ وَجَدِّهِ
به آستان اين بزرگوار و زيارتش و پاى مرا از زيارتگاه او و زيارت پدر و جدش مبر،
اَللّهُمَّ اَخْلِفْ عَلَىَّنَفَقَتى وَانْفَعْنى بِما رَزَقْتَنى فى دُنْياىَ وَآخِرَتى
خدايا آنچه در اين راه خرج کردم عوض آن را به من بده و سود بخش کن و آنچه را روزى من کرده اى در دنيا و آخرتم
لى وَلاِِخْوانى وَاَبَوَىَّ وَجَميعِ عِتْرَتى اَسْتَوْدِعُك اللَّهَ اَيهَا الاِْمامُ
و براى برادرانم و پدر و مادرم و همه خاندانم تو را به خدا مى سپارم اى امام بزرگوارى
الَّذى يفُوزُ بِهِ الْمُؤْمِنُونَ وَيهْلِك عَلى يدَيهِ الْكافِرُونَ الْمُكذِّبُونَ
که رستگار شوند بوسيله او مؤ منان و نابود گردند بدست او مردمان کافر و تکذيب کننده
يا مَوْلاىَ يا بْنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي جِئْتُك زآئِراً لَك وَلاَِبيك وَجَدِّك
اى مولاى من اى فرزند حسن بن على به دربارت آمده ام براى زيارت تو و پدر و جدت
مُتَيقِّناً الْفَوْزَ بِكمْ مُعْتَقِداً اِمامَتَكمْ اَللّهُمَّ اكتُبْ هذِهِ الشَّهادَةَ
و يقين به رستگارى خويش بوسيله شما دارم و معتقد به امامت شما هستم خدايا ثبت کن اين گواهى
وَالزِّيارَةَ لى عِنْدَك فى عِلِّيينَ وَبَلِّغْنى بَلاغَ الصّالِحينَ وَانْفَعْنى
و زيارت مرا نزد خودت در بلندترين جاها و برسانم بدانجا که رسيدند بدان مردمان شايسته و از دوستى
بِحُبِّهِمْ يا رَبَّ الْعالَمينَ ايشان به من سود ده اى پروردگار جهانيانزيارت ديگر حضرت (السّلامُ عَلَى الْحَقِّ الْجَدِيدِ...)زيارت ديگر زيارتى است كه سيد بن طاوس نقل كرده و آن چنان است كه مى گوئى :اَلسَّلامُ عَلَى الْحَقِّ الْجَديدِ وَالْعالِمِ الَّذى عِلْمُهُ لا
سلام بر آن حق تازه و جديد و آن دانشمند بزرگوارى که دانشش تمام نگردد
يبيدُ اَلسَّلامُ عَلى مُحْيى الْمُؤْمِنينَ وَمُبيرِ الْكافِرينَ اَلسَّلامُ عَلى
سلام بر زنده کننده مؤ منان و نابود کننده کافران سلام بر
مَهْدِىِّ الاُْمَمِ وَجامِعِ الْكلِمِ اَلسَّلامُ عَلى خَلَفِ السَّلَفِ وَصاحِبِ
مهدى همه ملل و جامع تمام کلمات (و احکام الهى ) سلام بر يادگار گذشتگان و صاحب
الشَّرَفِ اَلسَّلامُ عَلى حُجَّةِ الْمَعْبوُدِ وَكلِمَةِ الْمَحْموُدِ اَلسَّلامُ عَلى
شرف (و بزرگى ) سلام بر حجت (از طرف خداى ) معبود و کلمه ستوده سلام بر
مُعِزِّ الاَْوْلِيآءِ وَمُذِلِّ الاَْعْدآءِ اَلسَّلامُ عَلى وارِثِ الاَْنْبِيآءِ وَخاتَِمِ
عزت بخش دوستان حق و خوار کننده دشمنان او سلام بر وارث پيمبران و خاتم
الاَْوْصِيآءِ اَلسَّلامُ عَلَى الْقآئِمِ الْمُنْتَظَرِ وَالْعَدْلِ الْمُشْتَهَرِ اَلسَّلامُ
اوصياء سلام بر حضرت قائم منتظر و آن (سر تا پا) عدالت مشهور سلام
عَلَى السَّيفِ الشّاهِرِ وَالْقَمَرِ الزّاهِرِ وَالنُّورِ الْباهِرِ اَلسَّلامُ عَلى
بر شمشير از نيام کشيده (حق ) و ماه تابان و نور درخشان سلام بر
شَمْسِ الظَّلامِ وَبَدْرِ التَّمامِ اَلسَّلامُ عَلى رَبيعِ الاَْنامِ وَنَضْرَةِ الاَْيامِ
خورشيد تاريکى و ماه شب چهارده سلام بر بهار (شکوفان ) مردمان و شادمانى و خرمى روزگار و دوران
اَلسَّلامُ عَلى صاحِبِ الصَّمْصامِ وَفَلاّقِ الْهامِ اَلسَّلامُ عَلَى الدّينِ
سلام بر صاحب شمشير برّان و شکافنده سرها سلام بر دين و آئين
الْمَاْثوُرِ وَالْكتابِ الْمَسْطوُرِ اَلسَّلامُ عَلى بَقِيةِ اللَّهِ فى بِلادِهِ وَحُجَّتِهِ
مقرر (و رسيده از جانب خدا) و کتاب نگاشته سلام بر نماينده خدا در شهرهايش و حجت او
عَلى عِبادِهِ الْمُنْتَهى اِلَيهِ مَواريثُ الاَْنْبِيآءِ وَلَدَيهِ مَوْجوُدٌ آثارُ
بر بندگانش آنکه به او رسيد ميراث پيمبران و نزد او موجود است آثار
الاَْصْفِيآءِ الْمُؤْتَمَنِ عَلَى السِّرِّ وَالْوَلِىِّ لِلاَْمْرِ اَلسَّلامُ عَلَى الْمَهْدِىِّ
برگزيدگان آن امين بر راز و سرپرست کار (امامت ) سلام بر مهدى که
الَّذى وَعَدَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ الاُْمَمَ اَنْ يجْمَعَ بِهِ الْكلِمَ وَيلُمَّ بِهِ الشَّعَثَ
وعده کرده خداى عزوجل به آمدنش ملتها را تا گرد آورد بوسيله اش گفته ها(ى همه ) را و برطرف کند بوسيله اش پراکندگى را
وَيمْلاََ بِهِ الاَْرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً وَيمَكنَ لَهُ وَينْجِزَ بِهِ وَعْدَ
و پر کند بدست او زمين را از عدل و داد و موقعيتش را محکم و پابرجا کند و با آمدنش به وعده اى
الْمُؤْمِنينَ اَشْهَدُ يا مَوْلاىَ اَنَّك وَالاَْئِمَّةَ مِنْ آبآئِك اَئِمَّتى وَمَوالِىَّ
که به مؤ منين داده وفا کند گواهى دهم اى مولاى من که تو و پدران پيشواى تو امامان و سروران من هستيد
فِى الْحَيوةِ الدُّنْيا وَيوْمَ يقوُمُ الاَْشْهادُ اَسْئَلُك يا مَوْلاىَ اَنْ تَسْئَلَ
در زندگى دنيا و هم در آن روزى که گواهان (خلق ) بپاخيزند از تو خواهم اى مولاى من که درخواست کنى
اللَّهَ تَبارَك وَتَعالى فى صَلاحِ شَاْنى وَقَضآءِ حَوآئِجى وَغُفْرانِ
از خداى تبارک و تعالى اصلاح کارم را و برآوردن حاجاتم و آمرزش
ذُنوُبى وَالاَْخْذِ بِيدى فى دينى وَدُنْياىَ وَآخِرَتى لى وَلاِِخْوانى
گناهانم را و دستگيريت از من در دين و دنيا و آخرتم و هم چنين براى برادران
وَاَخَواتِىَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ كآفَّةً اِنَّهُ غَفوُرٌ رَحيمٌ
و خواهران با ايمانم همگى که او خدائى است آمرزنده و مهربان
پس بجا آور نماز زيارت را به نحوى كه پيش از اين ذكر نموديم يعنى دوازده ركعت بعد از هر دو ركعت سلام دهد و تسبيح زهراسلام الله عليها بگويد و هديه كند بسوى آن حضرت و چون از نماز زيارت فارغ شدى بگو:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى حُجَّتِك فى اَرْضِك وَخَليفَتِك فى بِلادِك
خدايا درود فرست بر حجت خود در روى زمينت و جانشين خود در شهرهايت
الدّاعى اِلى سَبيلِك وَالْقآئِمِ بِقِسْطِك وَالْفآئِزِ بِاَمْرِك وَلِىِّ الْمُؤْمِنينَ
آنکه دعوت کند به راه تو و قيام کند به عدل تو و کامياب به فرمان تو سرپرست مؤ منان
وَمُبيرِ الْكافِرينَ وَمُجَلِّى الظُّلْمَةِ وَمُنيرِ الْحَقِّ وَالصّادِعِ بِالْحِكمَةِ
و نابود کننده کافران و برطرف کننده تاريکى و روشنى بخش حق و گوياى به حکمت
وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَالصِّدْقِ وَكلِمَتِك وَعَيبَتِك وَعَينِك فى اَرْضِك
و پند نيکو و راستى و کلمه (و دستور) تو و گنجينه ات و ديده ات در روى زمينت
الْمُتَرَقِّبِ الْخآئِفِ الْوَلِىِّ النّاصِحِ سَفينَةِ النَّجاةِ وَعَلَمِ الْهُدى وَنُورِ
آن نگران ترسان و آن دوستدار خيرخواه کشتى نجات و پرچم هدايت و نور
اَبْصارِ الْوَرى وَخَيرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَارْتَدى وَالْوِتْرِ الْمَوْتُورِ وَمُفَرِّجِ
ديدگان مردم و بهترين کسى که پيراهن و قباى (خلافت ) به بر کند و انتقام کشنده خون مظلومان و گشاينده
الْكرْبِ وَمُزيلِ الْهَمِّ وَكاشِفِ الْبَلْوى صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيهِ وَعَلى آبائِهِ
گرفتارى و زداينده اندوه و برطرف کننده بلاء دردوهاى خدا بر او و بر پدرانش
الاَْئِمَّةِ الْهادينَ وَالْقادَةِ الْمَيامينِ ما طَلَعَتْ كواكبُ الاَْسْحارُ
آن پيشوايان راهنما و رهبران خجسته باد تا هرگاه که سرزند اختران سحرگاه
وَاَوْرَقَتِ الاَْشْجارُ وَاَينَعَتِ الاَْثْمارُ وَاخْتَلَفَ اللَّيلُ والنَّهارُ
و برگ کند درختان و برسد ميوه ها و گردش کند شب و روز
وَغَرَّدَتِ الاَْطْيارُ اَللّهُمَّ انْفَعْنا بِحُبِّهِ وَاحْشُرْنا فى زُمْرَتِهِ وَتَحْتَ
و نغمه سرائى کنند پرندگان خدايا سودمند کن ما را به دوستيش و محشورمان کن در گروه او و در زير
لِوآئِهِ اِلهَ الْحَقِّ آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ
پرچمش اى معبود به حق آمين اى پروردگار جهانيان