پس بدانكه از براى آن بزرگوار زيارات چندى نقل شده و زيارت مشهور آن حضرت زيارتى است كه در كتب معتبره مذكور است و به شيخ جليل القدر محمّد بن الحسن بن الوليد كه از مشايخ جناب صدوق است منسوب گردانيده اند و از مزار ابن قولويه ره معلوم مى شود كه از ائمّه عليهم السلام مروى بوده باشد و كيفيت آن موافق كتاب من لايحضره الفقيه چنانست كه چون اراده نمايى زيارت كنى قبر امام رضاعليه السلام را در طوس پس غسل كن پيش از آنكه از خانه بيرون روى و بگو در وقتى كه غسل مى كنى :
اَللّهُمَّ طَهِّرْنى وَطَهِّرْ لى قَلْبى وَاشْرَحْ لى
خدايا پاکم کن و پاک کن دلم را و بگشا
صَدْرى وَاَجْرِ عَلى لِسانى مِدْحَتَك وَالثَّنآءَ عَلَيك فَاِنَّهُ لا
سينه ام را و مدح و ثناى خود را بر زبانم جارى کن زيرا که
قُوَّةَ اِلاّ بِك اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ لى طَهُورا وَشِفآءً
نيروئى نيست جز بوسيله تو خدايا اين غسل را برايم پاک کننده و درمان (دردهايم ) قرار ده
ومى گوئى در وقت بيرون رفتن:
بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَاِلَى اللَّهِ وَاِلَى ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ حَسْبِىَ اللَّهُ تَوَكلْتُ عَلَى
به نام خدا و به (يارى ) خدا و بسوى خدا و بسوى فرزند رسول خدا بس است مرا خدا و توکل کردم بر
اللَّهِ اَللّهُمَّ اِلَيك تَوَجَّهْتُ وَاِلَيك قَصَدْتُ وَما عِنْدَك اَرَدْتُ
خدا خدايا به درگاه تو رو کنم و به سوى تو آهنگ دارم و آنچه در پيش تو است (از فضل و احسان ) مى خواهم
پس چون بيرون روى بر در خانه خود بايست و بگو:
پس چون بيرون روى بر در خانه خود بايست و بگو:
اَللّهُمَّ اِلَيك وَجَّهْتُ وَجْهى وَعَلَيك
خدايا رويم را بدرگاه تو کردم و به اميد تو
خَلَّفْتُ اَهْلى وَمالى وَما خَوَّلْتَنى وَبِك وَثِقْتُ فَلا تُخَيبْنى يا مَنْ لا
جا گذاشتم خانواده و دارائيم ونيز آنچه را تو به من ارزانى داشتى و به تو اعتماد کردم پس نوميدم مکن اى که
يخَيبُ مَنْ اَرادَهُ وَلا يضَيعُ مَنْ حَفِظَهُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
نوميد نکند هر که او را قصد کند و تباه نسازد هر که را نگهدارى کند درود فرست بر محمد و آل محمد
وَاحْفَظْنى بِحِفْظِك فَاِنَّهُ لا يضيعُ مَنْ حَفِظْتَ
و نگهداريم کن به نگهدارى خود که براستى تو ضايع نکنى هر که را نگهدارى کنى
پس هرگاه رسيدى بسلامت ان شاء اللَّه پس هرگاه خواهى به زيارت بروى غسل بكن و بگو در وقتى كه غسل مى كنى:
اَللّهُمَّ طَهِّرْنى وَطَهِّرْ لى قَلْبى وَاشْرَحْ لى صَدْرى وَاَجْرِ عَلى
خدايا پاکم کن و پاک کن دلم را و بگشا سينه ام را و مدح و دوستى و ثناى خود را بر
لِسانى مِدْحَتَك وَمَحَبَّتَك وَالثَّنآءَ عَلَيك فَاِنَّهُ لا قُوَّةَ اِلاّ بِك وَقَدْ
زبانم جارى کن که براستى نيروئى نيست جز به تو و اين را
عَلِمْتُ اَنَّ قِوامَ دينىِ التَّسْليمُ لاَِمْرِك وَالاِْتِّباعُ لِسُنَّةِ نَبِيك
بخوبى دانسته ام که آنچه موجب ماندن و قوام دين من است همان تسليم در برابر فرمان تو و متابعت از سنت پيامبرت
وَالشَّهاَدَةُ عَلى جَميعِ خَلْقِك اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ لى شِفآءً وَنُوراً اِنَّك
و گواهى دادن به اين مطلب براى همه خلق تو است خدايا اين غسل را براى من شفا و نورى قرار ده که
عَلى كلِّ شَىْءٍ قَديرٌ
تو بر هر چيز توانائى
پس بپوش پاكيزه ترين جامه هاى خود را و برو با پاى برهنه به آرامى و وقار و دلت بياد خدا باشد و
اَللَّهُ اَكبَرُ و لا اِلهَ اِلا اللَّهُ و سُبْحانَ اللَّهِ و الْحَمْدُلِلَّهِ
خدا بزرگتر است معبودى جز خدا نيست ، منزه است خدا، ستايش خاص خدا است
بگو و گامهاى خود را كوتاه بردار و چون داخل روضه مقدّسه شوى بگو:
بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَعَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَآلِهِ اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ
به نامخدا و به (يارى ) خدا و بر کيش رسول خدا صلى اللّه عليه و آله گواهى دهم که معبودى نيست جز
اِلاّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريك لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَاَنَّ
خداى يگانه اى که شريک ندارد و گواهى دهم که همانا محمد بنده و رسول او است و
عَلِياً وَلِىُّ اللَّهِ
على ولى (و نماينده ) خدا است
پس برو بنزد ضريح و قبله را در پشت خود بگير و روبروى آنحضرت بايست و بگو:
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريك لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ
گواهى دهم که معبودى جز خداى يگانه نيست که شريک ندارد و گواهى دهم که همانا
مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَاَنَّهُ سَيدُ الاَْوَّلينَ وَالاْ خِرينَ وَاَنَّهُ سَيدُ
محمد بنده و رسول او است و او آقاى اولين و آخرين است و او است آقاى
الاَْنْبِيآءِ وَالْمُرْسَلينَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِك وَرَسُولِك
پيمبران و رسولان خدايا درود فرست بر محمد بنده و رسول
وَنَبِيك وَسَيدِ خَلْقِك اَجْمَعينَ صَلوةً لا يقْوى عَلى اِحْصآئِها غَيرُك
و پيامبر و بزرگ و آقاى آفريدگانت همگى درودى که نيروى شماره آن را کسى جز تو نداشته باشد
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى اَميرِ الْمُؤ مِنينَ عَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ عَبْدِك
خدايا درود فرست بر امير مؤ منان على بن ابيطالب بنده
وَاَخى رَسُولِك الَّذِى انْتَجَبْتَهُ بِعِلْمِك وَجَعَلْتَهُ هادِياً لِمَنْ شِئْتَ مِنْ
و برادر رسولت آن بزرگوارى که او را برگزيدى به علم خود و راهنمائيش کردى براى هر که خواستى از
خَلْقِك وَالدَّليلَ عَلى مَنْ بَعَثْتَهُ بِرِسالاتِك وَدَيانَِ الدّينِ بِعَدْ لِك
خلق خود و دليلش ساختى بر آنکس که برانگيختى او را به رسالتهاى خود و داور دين قرارش دادى از روى عدالت
وَفَصْلَِ قَضاَّئِك بَينَ خَلْقِك وَالْمُهَيمِنَِ عَلى ذلِك كلِّهِ وَالسَّلامُ عَلَيهِ
و فيصله دهنده حکم خود گرداندى او را در ميان خلقت و مسلطش کردى بر همه اينها و سلام باد بر او
وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى فاطِمَةَ بِنْتِ نَبِيك وَزَوْجَةِ
و رحمت خدا و برکاتش خدايا درود فرست بر فاطمه دختر پيامبرت و همسر
وَلِيك وَاُمِّ السِّبْطَينِ الْحَسَنِ وَالْحُسَينِ سَيدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ
ولى و نماينده ات و مادر دو سبط (اين امت ) حسن و حسين دو آقاى جوانان اهل بهشت
الطُّهْرَةِ الطّاهِرَةِ الْمُطَهَّرَةِ التَّقِيةِ النَّقِيةِ الرَّضِيةِ الزَّكيةِ سَيدَةِ نِسآءِ
آن بانوى پاک پاکيزه طاهره پرهيزکار زبده پسنديده تزکيه شده بانوى زنان
اَهْلِ الْجَنَّةِ اَجْمَعينَ صَلوةً لا يقْوى عَلى اِحْصاَّئِها غَيرُك اَللّهُمَّ
اهل بهشت همه شان درودى بر او فرست که کسى نيروى شماره اش را جز تو نداشته باشد خدايا
صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ وَالْحُسَينِ سِبْطَىْ نَبِيك وَسَيدَىْ شَبابِ اَهْلِ
درود فرست بر حسن و حسين دو نوه پيغمبرت و دو آقاى جوانان اهل
الْجَنَّةِ الْقاَّئِمَينِ فى خَلْقِك وَالدَّليلَينِ عَلى مَنْ بَعَثْتَ بِرِسالاتِك
بهشت که بپا خواستند در ميان خلقت و دو نشانه بر آن کس که او را به رسالات خود مبعوث داشتى
وَدَيانَىِ الدّينِ بِعَدْلِك وَفَصْلَىْ قَضآئِك بَينَ خَلْقِك اَللّهُمَّ صَلِّ
و دو داور در دينت از روى عدل تو و دو فيصله دهنده حکم تو در ميان خلقت خدايا درود فرست
عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَينِ عَبْدِك الْقآئِمِ فى خَلْقِك وَالدَّليلِ عَلى مَنْ
بر على بن الحسين بنده ات که قيام کرد در ميان خلق تو و دليل بود بر آنکس که
بَعَثْتَ بِرِسالاتِك وَدَيانِ الدّينِ بِعَدْلِك وَفَصْلِ قَضآئِك بَينَ خَلْقِك
به رسالت مبعوثش داشتى و داور در دين بود به عدل و داد تو و فيصله دهنده حکم تو بود در ميان خلقت
سَيدِ الْعابِدينَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَبْدِك وَخَليفَتِك فى
آقاى عبادت کنندگان خدايا درود فرست بر محمد بن على بنده ات و جانشينت در
اَرْضِك باقِرِ عِلْمِ النَّبِيينَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصّادِقِ
روى زمين شکافنده علم پيمبران خدايا درود فرست بر جعفر بن محمد صادق
عَبْدِك وَوَلِىِّ دينِك وَ حُجَّتِك عَلى خَلْقِك اَجْمَعينَ الصّادِقِ الْبآرِّ
بنده و سرپرست دينت و حجت تو بر همه خلقت آن امام راستگوى نيکوکار
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَبْدِك الصّالِحِ وَلِسانِك فى
خدايا درود فرست بر موسى بن جعفر بنده شايسته ات و زبان گوياى تو در ميان
خَلْقِك النّاطِقِ بِحُكمِك وَالْحُجَّةِ عَلى بَرِيتِك اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلىِّ
خلقت آنکه به حکم تو گويا بود و حجتى بر خلق تو بود خدايا درود فرست بر على
بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضى عَبْدِك وَوَلِىِّ دينِك الْقآئِمِ بِعَدْلِك
بن موسى الرضا آن آقاى پسنديده و بنده تو و سرپرست دينت و قيام کننده به عدل و داد تو
وَالدّاعى اِلى دينِك وَدينِ آبائِهِ الصّادِقينَ صَلوةً لا يقْوى عَلى
و دعوت کننده به آئين تو و آئين پدران راستگويش درودى فرست که نيروى
اِحْصآئِها غَيرُك اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَبْدِك وَوَلِيك
شماره اش را کسى جز تو نداشته باشد خدايا درود فرست بر محمد بن على بنده و نماينده ات
الْقآئِمِ بِاَمْرِك وَالدّاعى اِلى سَبيلِك اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ
که قيام کرد به فرمان تو و دعوت کرد به راه تو خدايا درود فرست بر على بن محمد
عَبْدِك وَوَلِىِّ دينِك اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْعامِلِ
بنده تو و سرپرست آئين تو خدايا درود فرست بر حسن بن على آن بزرگوارى که بدستورت
بِاَمْرِك الْقآئِمِ فى خَلْقِك وَحُجَّتِك الْمُؤَدّى عَنْ نَبِيك وَشاهِدِك
عمل کرد و در ميان خلقت بپاخواست و آن حجت عاليمقام تو که پرداخت (آنچه را بعهده داشت ) از طرف پيامبرت و گواه تو
عَلى خَلْقِك الْمَخْصُوصِ بِكرامَتِك الدّاعى اِلى طاعَتِك وَطاعَةِ
بر خلقت آنکه مخصوص گشت به کرامتت و دعوت کننده بود بسوى فرمانبردارى تو و فرمانبردارى
رَسُولِك صَلَواتُك عَلَيهِمْ اَجْمَعينَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى حُجَّتِك وَوَلِيك
رسول تو و درودهاى تو بر همگى ايشان باد خدايا درود فرست بر حجتت و نماينده ات
الْقآئِمِ فى خَلْقِك صَلوةً تآمَّةً نامِيةً باقِيةً تُعَجِّلُ بِها فَرَجَهُ وَتَنْصُرُهُ
که قيام کننده است در ميان خلق تو درودى کامل و روينده و ماندنى که شتاب کنى بدان وسيله در فرج او و بدان ياريش
بِها وَتَجْعَلُنا مَعَهُ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيك بِحُبِّهِمْ
کنى و قرار دهى ما را با آن حضرت در دنيا و آخرت خدايا من تقرب جويم به درگاه تو بوسيله دوستى ايشان
وَاُوالى وَلِيهُمْ وَاُعادى عَدُوَّهُمْ فَارْزُقْنى بِهِمْ خَيرَ الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ
و دوست دارم دوستشان را و دشمن دارم دشمنشان را پس روزى من گردان بوسيله ايشان خوبى دنيا و آخرت را
وَاصْرِفْ عَنّى بِهِمْ شَرَّ الدُّنْيا والاْخِرَةِ وَاَهْوالَ يوْمِ الْقِيامَةِ
و بگردان از من به برکت ايشان شر دنيا و آخرت و دهشتهاى قيامت را
پس مى نشينى نزد سر آنحضرت و مى گوئى :
اَلسَّلامُ عَلَيك يا وَلِىَّ اللَّهِ اَلسَّلامُ
سلام بر تو اى ولى خدا سلام
عَلَيك يا حُجَّةَ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيك يا نُورَ اللَّهِ فى ظُلُماتِ الاَْرْضِ
بر تو اى حجت خدا سلام بر تو اى نور خدا در تاريکيهاى زمين
اَلسَّلامُ عَلَيك يا عَمُودَ الدّينِ اَلسَّلامُ عَلَيك يا وارِثَ آدَمَ صَِفْوَةِ
سلام بر تو اى استوانه دين سلام بر تو اى وارث حضرت آدم برگزيده
اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيك يا وارِثَ نُوحٍ نَبِىِّ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيك يا وارِثَ
خدا سلام بر تو اى وارث نوح پيغمبر خدا سلام بر تو اى وارث
اِبْراهيمَ خَليلِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيك يا وارِثَ اِسْماعيلَ ذَبيحِ اللَّهِ اَلسَّلامُ
ابراهيم خليل خدا سلام برتو اى وارث اسماعيل قربانى خدا سلام
عَلَيك يا وارِثَ مُوسى كليمِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيك يا وارِثَ عيسى
بر تو اى وارث موسى هم سخن خدا سلام بر تو اى وارث عيسى
رُوحِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيك يا وارِثَ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيك يا
روح خدا سلام بر تو اى وارث محمد رسول خدا سلام بر تو اى
وارِثَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عَلِي وَلِىِّ اللَّهِ وَوَصِىِّ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمينَ
وارث امير مؤ منان على (ع ) ولى خدا و وصى رسول پروردگار جهانيان
اَلسَّلامُ عَلَيك يا وارِثَ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ اَلسَّلامُ عَلَيك يا وارِثَ
سلام بر تو اى وارث فاطمه زهرا سلام بر تو اى وارث
الْحَسَنِ وَالْحُسَينِ سَيدَىْ شَبابِ اَهْلِ الجَنَّةِ اَلسَّلامُ عَلَيك يا وارِثَ
حسن و حسين دو آقاى جوانان اهل بهشت سلام بر تو اى وارث
عَلىِّ بْنِ الْحُسَينِ زَينِ الْعابِدينَ اَلسَّلامُعَلَيك يا وارِثَ مُحَمَّدِ بْنِ
على بن الحسين زيور عبادت کنندگان سلام بر تو اى وارث محمد بن
عَلِي باقِرِ عِلْمِ الاَْوَّلينَ وَالاْ خِرينَ اَلسَّلامُ عَلَيك يا وارِثَ جَعْفَرِ بْنِ
على شکافنده علم اولين و آخرين سلام بر تو اى وارث جعفر بن
مُحَمَّدٍ الصّادِقِ الْبآرِّ اَلسَّلامُعَلَيك يا وارِثَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ
محمد آن راستگوى نيکوکار سلام بر تو اى وارث موسى بن جعفر
اَلسَّلامُ عَلَيك اَيهَا الصِّدّيقُ الشَّهيدُ اَلسَّلامُ عَلَيك اَيهَا الْوَصِىُّ
سلام بر تو اى راستى پيشه شهيد سلام بر تو اى وصى
الْبآرُّ التَّقِىُّ اَشْهَدُ اَنَّك قَدْ اَقَمْتَ الصَّلوةَ وَآتَيتَ الزَّكوةَ وَاَمَرْتَ
نيک رفتار با تقوى گواهى دهم که براستى تو برپاداشتى نماز را و بدادى زکات را و امر کردى
بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَيتَ عَنِ الْمُنْكرِ وَعَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً حَتّى اَتيك الْيقينُ
به معروف (کار نيک ) و نهى کردى از کار زشت و پرستش کردى خدا را از روى اخلاص تا مرگت فرا رسيد
اَلسَّلامُ عَلَيك يا اَبَا الْحَسَنِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ
سلام بر تو اى ابا الحسن و رحمت خدا و برکاتش
پس خود را بر ضريح مى چسبانى و مى گوئى :
اَللّهُمَّ اِلَيك صَمَدْتُ مِنْ اَرْضى وَقَطَعْتُ الْبِلادَ
خدايا به آهنگ دربار تو کوچ کردم از سرزمينم
رَجاءَ رَحْمَتِك فَلا تُخَيبْنى وَلا تَرُدَّنى بِغَيرِ قَضآءِ حاجَتى وَارْحَمْ
به اميد رحمت تو شهرها را درنورديدم پس نوميدم مکن و بازم مگردان بدون برآوردن حاجتم و رحم کن
تَقَلُّبى عَلى قَبْرِ ابْنِ اَخى رَسُولِك صَلَواتُك عَلَيهِ وَآلِهِ بِاَبى اَنْتَ
به اين رفت و آمد و روى آوردنم بر سَرِ قبر برادر زاده پيغمبرت که درودهاى تو بر او و آلش باد پدر
وَاُمّى يا مَوْلاىَ اَتَيتُك زآئِراً وافِداً عآئِذاً مِمّا جَنَيتُ عَلى نَفْسى
و مادرم به فدايت اى سرور من آمده ام براى زيارتت و واردم بر تو و پناهنده ام به تو از آن جناياتى که بر خود کردم
وَاحْتَطَبْتُ عَلى ظَهْرى فَكنْ لى شافِعاً اِلَى اللَّهِ يوْمَ فَقْرى وَفاقَتى
و بار گناهى که بر دوش کشيدم پس تو شفيع من باش در پيشگاه خداوند در روز نياز و نداريم
فَلَك عِنْدَ اللَّهِ مَقامٌ مَحْمُودٌ وَاَنْتَ عِنْدَهُ وَجيهٌ
زيرا که تو در پيشگاه خداوند مقامى شايسته دارى و در نزد او آبرومندى
پس دست راست را بلند مى كنى و دست چپ را بر قبر مى گشائى و مى گوئى :
اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيك
خدايا من به تو تقرب جويم بوسيله
بِحُبِّهِمْ وَبِوِلايتِهِمْ اَتَوَلّى آخِرَهُمْ بِما تَوَلَّيتُ بِهِ اَوَّلَهُمْ وَاَبْرَءُ مِنْ كلِّ
دوستى و ولايت اين خاندان دوست دارم آخرين آنها را به همان نحو که دوست داشتم اولين نفرشان را و بيزارى جويم از هر
وَليجَةٍ دُونَهُمْ اَللّهُمَّ الْعَنِ الَّذينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَك وَاتَّهَمُوا نَبيك
همدمى غير از ايشان خدايا لعنت کن کسانى که دگرگون کردند نعمت تو را و متهم کردند (در امر خلافت ) پيامبرت را
وَجَحَدُوا بِآياتِك وَسَخِرُوا بِاِمامِك وَحَمَلُوا النّاسَ عَلى اَكتافِ آلِ
و منکر شدند آيات تو را و به مسخره گرفتند امام تو را و سوار کردند مردم را بر دوش آل
مُحَمَّدٍ اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيك بِالْلَّعْنَةِ عَلَيهِمْ وَالْبَرآئَةِ مِنْهُمْ فِى
محمد (و بر عليه آنان تحريکشان کردند) خدايا من به تو تقرب جويم بوسيله لعنت کردن بر ايشان و بيزارى جستن از آنها در
الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ يا رَحْمنُ
دنيا و آخرت اى خداى بخشاينده
پس برمى گردى و بنزد پاى آن حضرت مى روى و مى گوئى :
صَلَّى اللَّهُ عَلَيك يا اَبَا الْحَسَنِ صَلَّى اللَّهُ عَلى رُوحِك وَبَدَنِك
درود خدا بر تو اى اباالحسن ، درود خدا بر روان تو و بر پيکرت باد
صَبَرْتَ وَاَنْتَالصّادِقُ الْمُصَدَّقُ قَتَلَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَك بِالاَْيدى
بردبارى کردى با اينکه تو راستگوئى بودى تصديق شده خدا بکشد کسانى که تو را کشتند بدست
وَالاَْلْسُنِ
و زبان
پس تضرع و مبالغه كن در لعنت كردن بر كشنده اميرالمؤ منين و قاتلان حسن و حسين عليه السلام و قاتلان جميع اهل بيت رسول خداصلى الله عليه و آله پس از پشت قبر برو و نزد سر آن حضرت دو ركعت نماز بكن در ركعت اوّل سوره يسَّ و در ركعت دويم سوره الرّحمن بخوان
و جهد كن در دعا و تضرّع و بسيار دعا كن از براى خود و پدر و مادر خود و جميع برادران مؤ من خود و آنچه خواهى نزد سر آن حضرت بمان و بايد كه نمازهاى خود را نزد قبر بكنى .
مؤلّف گويد كه اين زيارت بهترين زيارات آن حضرت است و در فقيه و عيون و كتب علاّمه مجلسى و غيره وَسَخِرُوا بِاِمامِك كه در آخر زيارتست با دو ميم است يعنى و لعنت كن خداوندا كسانى را كه استهزاء نمودند به امامى كه تو از جهت ايشان مقرّر فرمودى ولكن در مصباح الزّائر سَخِرُوا بِاَيامِك است و اين نيز درست بلكه شايد از جهتى اولى باشد چه آنكه مراد از ايام ائمّه عليهم السلام است چنانكه در خبر صفربن ابى دُلَف در فصل پنجم از باب اوّل معلوم شد و بدان نيز كه لعنت كردن بر قاتلان ائمّه عليهم السلام به هر زبانى كه كرده شود خوبست و اگر اين عبارت را كه از بعضى ادعيه اخذ شده بخواند شايد مناسب تر باشد:
اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِ
خدايا لعنت کن کشندگان امير
الْمُؤْمِنينَ وَقَتَلَةَ الْحَسَنِ وَالْحُسَينِ عَلَيهِمُ السَّلامُ وَقَتَلَةَ اَهْلِ بَيتِ
مؤ منان را و کشندگان حسن و حسين عليهم السلام را و کشندگان خاندان
نَبِيك اَللّهُمَّ الْعَنْ اَعْدآءَ آلِ مُحَمَّدٍ وَقَتَلَتَهُمْ وَزِدْهُمْ عَذابا فَوْقَ
پيامبرت را خدايا لعنت کن دشمنان آل محمد و کشندگانشان را و بيفزا بر آنها
الْعَذابِ وَهَوانا فَوْقَ هَوانٍ وَذُلاّ فَوْقَ ذُلٍّ وَخِزْيا فَوْقَ خِزْىٍ اَللّهُمَّ
عذابى روى عذابى و خوارى بر روى خوارى و زبونى بر روى زبونى و رسوائى بر روى رسوائى خدايا
دُعَّهُمْ اِلَى النّارِ دَعّا وَاَرْكسْهُمْ فى اَليمِ عَذابِك رَكسا وَاحْشُرْهُمْ
بيفکن آنها را بدوزخ به سختى و سرنگونشان کن در عذاب دردناک يک باره و آنان را با پيروانشان
وَاَتْباعَهُمْ اِلى جَهَنَّمَ زُمَرا گروه گروه بسوى جهنم محشور فرمادعاى بعد از زيارت آن حضرت و در تحفة الزّائر است كه شيخ مفيد ذكر كرده كه مستحب است كه بعد از نماز زيارت امام رضاعليه السلام اين دعا بخوانند : اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُك
خدايا از تو خواهم
يا اَللَّهُ الدّآئِمُ فى مُلْكهِ الْقآئِمُ فى عِزِّهِ الْمُطاعُ فى سُلْطانِهِ الْمُتَفَرِّدُ
اى خدائى که فرمانروائيش هميشگى و عزتش پايدار است و در سلطنتش (همه موجودات ) فرمانبردار اويند، يکتا است
فى كبْرِيائِهِ الْمُتَوَحِّدُ فى دَيمُومِيةِ بَقآئِهِ الْعادِلُ فى بَرِيتِهِ الْعالِمُ فى
در عظمت و بزرگوارى و يگانه است در بقاى هميشگى در ميان مخلوقاتش به عدالت رفتار کند و دانا است در
قَضِيتِهِ الْكريمُ فى تَاءْخيرِ عُقُوبَتِهِ اِلهى حاجاتى مَصْرُوفَةٌ اِلَيك
قضاوت و بزرگوار است در پس انداختن کيفر، خدايا حاجتهاى من بسوى تو بازگردد
وَآمالى مَوْقُوفَةٌ لَدَيك وَكلَّما وَفَّقْتَنى مِنْ خَيرٍ فَاَنْتَ دَليلى عَلَيهِ
و آرزوهايم در پيشگاه تو باز ايستاده و هرگاه مرا به کار نيکى موفق کرده اى راهنماى من بر آن کار
وَطَريقى اِلَيهِ يا قَديراً لا تَؤُدُهُ الْمَطالِبُ يا مَلِياً يلْجَاءُ اِلَيهِ كلُّ راغِبٍ
و طريق من بسوى آن تو بودى اى توانائى که (زيادى ) خواسته ها درمانده اش نکند اى دارائى که به او پناه آرد هر مشتاق ،
ما زِلْتُ مَصْحُوباً مِنْك بِالنِّعَمِ جارِياً عَلى عاداتِ الاِْحْسانِ وَالْكرَمِ
همواره با نعمتهاى تو قرين بوده ام و بر شيوه هاى احسان و کرمت (که نسبت به من داشتى ) گام بر مى داشتم
اَسْئَلُك بِالْقُدْرَةِالنّافِذَةِ فى جَميعِ الاَْشْيآءِ وَقَضآئِك الْمُبْرَمِ الَّذى
از تو خواهم بدان نيروى نافذت در همه چيزها و بدان حکم مسلمت که با کوچکترين درخواستى
تَحْجُبُهُ بِاَيسَرِ الدُّعآءِ وَبِالنَّظْرَةِ الَّتى نَظَرْتَ بِها اِلَى الْجِبالِ
آن را جلوگيرى کنى و بدان نظرى که از روى عنايت به کوهها کردى
فَتَشامَخَتْ وَاِلىَ الاَْرَضينَ فَتَسَطَّحَتْ وَاِلَى السَّمواتِ فَارْتَفَعَتْ
و آنها بلندى گرفتند و به زمينها افکندى هموار شدند و به آسمانها نگريستى و آنها مرتفع گشتند
وَاِلَى الْبِحارِ فَتَفَجَّرَتْ يا مَنْ جَلَّ عَنْ اَدَواتِ لَحَظاتِ الْبَشَرِ وَلَطُفَ
و به درياها آن نظر را کردى آنها روان گرديدند اى که والاترى از ابزار و آلات ديد بشر و لطيفترى
عَنْ دَقآئِقِ خَطَراتِ الْفِكرِ لا تُحْمَدُ يا سَيدى اِلاّ بِتَوْفيقٍ مِنْك
از ريزه کاريهائى که در افکار خطور کند ستايش نشوى اى آقاى من جز به توفيق خودت که خود آن
يقْتَضى حَمْداً وَلا تُشْكرُ عَلى اَصْغَرِ مِنَّةٍ اِلا اسْتَوْجَبْتَ بِها شُكراً
نيز موجب ستايش ديگرى است و سپاسگزاريت نشود بر کوچکترين نعمتى جز آنکه سزاوار گردى بدان سپاسگزارى
فَمَتى تُحْصى نَعْمآؤُك يا اِلهى وَتُجازى آلاَّؤُك ي ا مَوْلا ىَ وَتُك افَئُ
ديگرى را پس چه زمان نعمتهايت بشماره در آيد اى معبود من و سپاسگزارى شود به عطاهايت اى سرور من و پاداش داده شود
صَنايعُك يا سَيدى وَمِنْ نِعَمِك يحْمَدُ الْحامِدُونَ وَمِنْ شُكرِك
به داده هايت اى آقاى من و آن هم از نعمتهاى تو است که ستايشت کنند ستايش کنندگان و از سپاس تو است
يشْكرُ الشّاكرُونَ وَاَنْتَ الْمُعْتَمَدُ لِلذُّنُوبِ فى عَفْوِك وَالنّاشِرُ عَلَى
که سپاسگزاريت کنند سپاسگزاران و توئى که مورد اعتمادى در گذشتت از گناهان و گستراننده بر
الْخاطِئينَ جَناحَ سَِتْرِك وَاَنْتَ الْكاشِفُ لِلضُّرِّ بِيدِك فَكمْ مِنْ سَيئَةٍ
خطاکاران بالهاى پرده پوشيت را و توئى برطرف کننده سختى به قدرتت چه بسيار گناهى که
اَخْفاها حِلْمُك حَتّى دَخِلَتْ وَحَسَنَةٍ ضاعَفَها فَضْلُك حَتّى عَظُمَتْ
پوشاند آن را بردباريت تا اينکه از بين رفت و کار نيکى که چند برابرش کرد فضل تو تا بزرگ گرديد
عَلَيها مُجازاتُك جَلَلْتَ اَنْ يخافَ مِنْك اِلا الْعَدْلُ وَاَنْ يرْجى مِنْك
براى آن پاداش تو، تو برترى از آنکه از تو بترسند جز ازعدالتت و از اينکه
اِلا الاِْحْسانُ وَالْفَضْلُ فَامْنُنْ عَلَىَّ بِما اَوْجَبَهُ فَضْلُك وَلا تَخْذُلْنى
جز احسان و فضل چيز ديگرى از تو اميد رود، منت بنه بر من بدانچه لازمه فضل تو است و زبونم مکن
بِما يحْكمُ بِهِ عَدْلُك سَيدى لَوْ عَلِمَتِ الاَْرْضُ بِذُنُوبى لَساخَتْ بى
بدانچه عدالتت بدان حکم کند اى آقاى من اگر براستى زمين از گناهان من آگاه بود حتماً مرا در خود فرو برده بود
اَوْ الْجِبالُ لَهَدَّتْنى اَوِ السَّمواتُ لاَخْتَطَفَتْنى اَوِ الْبِحارُ لاََغْرَقَتْنى
يا اگر کوهها بدانها اطلاع داشت مرا درهم مى شکست يا اگر آسمانها مى دانستند مرار بوده بودند يا اگر درياها مى دانست مرا درامواج خود
سَيدى سَيدى سَيدى مَوْلاىَ مَوْلاىَ مَوْلاىَ قَدْ تَكرَّرَ وُقُوفى
غرق مى کرد اى آقاى من ... و اى مولا و سرور من ... براستى بارها شد
لِضِيافَتِك فَلا تَحْرِمْنى ما وَعَدْتَ الْمُتَعَرِّضينَ لِمَسْئَلَتِك يا
که به مهمانيت آمدم پس محرومم مکن از آنچه به درخواست کنندگانت وعده فرمودى اى
مَعْرُوفَ الْعارِفينَ يا مَعْبُودَ الْعابِدينَ يا مَشْكورَ الشّاكرينَ يا
مورد شناسائى براى عارفان و اى معبود عبادت کنندگان و اى مورد سپاس سپاسگزاران و اى
جَليسَ الذّاكرينَ يا مَحْمُودَ مَنْ حَمِدَهُ يا مَوْجُودَ مَنْ طَلَبَهُ يا
همنشين اهل ذکر اى ستوده ستايش کنندگان اى حاضر نزد آن کس که تو را جويد اى
مَوْصُوفَ مَنْ وَحَّدَهُ يا مَحْبُوبَ مَنْ اَحَبَّهُ يا غَوْثَ مَنْ اَرادَهُ يا
توصيف شده کسى که بيگانگى او را بپرستد اى محبوب دوستدارش اى فريادرس هر که آهنگش کند اى
مَقْصُودَ مَنْ اَنابَ اِلَيهِ يا مَنْ لا يعْلَمُ الْغَيبَ اِلاّ هُوَ يا مَنْ لا يصْرِفُ
مقصد کسى که بسويش بازگردد اى که نداند غيب را جز او اى که نگرداند بدى
السُّوَّءَ اِلاّ هُوَ يا مَنْ لا يدَبِّرُ الاَْمْرَ اِلاّ هُوَ ي ا مَنْ لا يغْفِرُ الذَّنْبَ اِلاّ هُوَ
(و بلاء) را جز او اى که تدبير کار را نکند جز او اى که نيامرزد گناه را جز او
يا مَنْ لا يخْلُقُ الْخَلْقَ اِلاّ هُوَ يا مَنْ لا ينَزِّلُ الْغَيثَ اِلاّ هُوَ صَلِّ عَلى
اى که نيافريند خلق را جز او که فرو نفرستد باران را جز او درود فرست بر
مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْ لى يا خَيرَ الْغافِرينَ رَبِّ اِنّى اَسْتَغْفِرُك
محمد و آل محمد و بيامرز مرا اى بهترين آمرزندگان پروردگارا از تو آمرزش خواهم
اسْتِغْفارَ حَيآءٍ وَاَسْتَغْفِرُك اسْتِغْفارَ رَجآءٍ وَاَسْتَغْفِرُك اسْتِغْفارَ اِنابَةٍ
آمرزش شرمسارى و حياء و از تو آمرزش خواهم آمرزش اميدوارى و از تو آمرزش خواهم آمرزش توبه جوئى و بازگشت
وَاَسْتَغْفِرُك اسْتِغْفارَ رَغْبَةٍ وَاَسْتَغْفِرُك اسْتِغْفارَ رَهْبَةٍ وَاَسْتَغْفِرُك
و از تو آمرزش خواهم آمرزش از روى اشتياق و از تو آمرزش خواهم آمرزش از روى بيم و هراس و از تو آمرزش خواهم
اسْتِغْفارَ طاعَةٍ وَاَسْتَغْفِرُك اسْتِغْفارَ ايمانٍ وَاَسْتَغْفِرُك اسْتِغْفارَ اِقْرارٍ
آمرزش از روى طاعت و فرمانبردارى و از تو آمرزش خواهم آمرزش از روى ايمان و از توآمرزش خواهم از روى اقرار (بگناه )
وَاَسْتَغْفِرُك اسْتِغْفارَ اِخْلاصٍ وَاَسْتَغْفِرُك اسْتِغْفارَ تَقْوى وَاَسْتَغْفِرُك
و از تو آمرزش خواهم آمرزش از روى اخلاص و از تو آمرزش خواهم آمرزش تقوى و پرهيزکارى و از تو آمرزش خواهم
اسْتِغْفارَ تَوَكلٍ وَاَسْتَغْفِرُك اسْتِغْفارَ ذِلَّةٍ وَاَسْتَغْفِرُك اسْتِغْفارَ عامِلٍ
آمرزش از روى توکل و از تو آمرزش خواهم آمرزش از روى خوارى و از تو آمرزش خواهم آمرزش کسى که برايت کار
لَك هارِبٍ مِنْك اِلَيك فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتُبْ عَلَىَّ
کرده و از (ترس ) تو بسوى خودت گريخته پس درود فرست بر محمد و آل محمد و توجه کن بر من
وَعَلى والِدَىَّ بِماتُبْتَ وَتَتُوبُ عَلى جَميعِ خَلْقِك يا اَرْحَمَ
و بر پدر و مادرم بدانچه توجه کرده و بازگردى بر همه خلق خود اى مهربانترين
الرّاحِمينَ يا مَنْ يسَمّى بِالْغَفوُرِ الرَّحيمِ يا مَنْ يسَمّى بِالْغَفُورِ
مهربانان اى که نامور گشتى به آمرزنده مهربان اى که نامور گشتى به آمرزنده
الرَّحيمِ يا مَنْ يسَمّى بِالْغَفُورِ الرَّحيمِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
مهربان اى که نامور گشتى به آمرزنده مهربان درود فرست بر محمد و آل محمد
وَاقْبَلْ تَوْبَتى وَزَك عَمَلى وَاشْكرْ سَعْيى وَارْحَمْ ضَراعَتى وَلا
و بپذير توبه ام را و پاک کن کردارم را و قدردانى کن از سعى و کوششم و رحم کن به تضرع و زاريم
تَحْجُبْ صَوْتى وَلا تُخَيبْ مَسْئَلَتى يا غَوْثَ الْمُسْتَغيثينَ وَاَبْلِغْ
و در پرده (بى توجهى خود) قرار مده آوازم را و نوميد مکن درخواستم را اى فريادرس فريادخواهان و برسان
اَئِمَّتى سَلامى وَدُعآئى وَشَفِّعْهُمْ فى جَميعِ ما سَئَلْتُك وَاَوْصِلْ
به امامان و پيشوايانم سلام و دعاى مرا و شفيع ساز آنها را براى من در تمام آنچه از تو درخواست کردم و برسان
هَدِيتى اِلَيهِمْ كما ينْبَغى لَهُمْ و زِدْهُمْ مِنْ ذلِك ما ينْبَغى لَك
هديه مرا به ايشان بدانسان که شايسته مقام آنها است و بيفزا براى آنها آنچه را تو سزاوار آنى
بِاَضْعافٍ لا يحْصيها غَيرُك وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ
به چندين برابر که شماره اش نتواند جز تو و جنبش و نيروئى نيست جز به خداى والاى بزرگ
وَصَلَّى اللَّهُ عَلى اَطْيبِ الْمُرْسَلينَ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ
و درود خدا بر پاکيزه ترين فرستادگان محمد و آل پاکش
مؤلّف گويد كه علاّمه مجلسى دربحار ازبعض مؤلّفات قدماى اصحاب زيارتى براى حضرت امام رضاعليه السلام نقل كرده كه معروف است به جواديه و در آخر آن زيارت است كه نماز زيارت بجا آور و تسبيح كن و هديه نما آنرا به آن حضرت پس بگو: ((اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُك يا اَللَّهُ الدّآئِمُ)) و اين دعا را تا به آخر نقل كرده پس هرگاه در آن مشهد مقدس آن زيارت را خواندى اين دعا را ترك مكن زيارت ديگر زيارتى است كه ابن قولويه از بعض ائمه عليهم السلام روايت كرده كه فرمودند چون به نزد قبر امام رضا عليه السلام بروى بگو:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِىِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا
خدايا درود فرست بر على بن موسى الرضا
الْمُرْتَضَى الاِْمامِ التَّقِىِّ النَّقِىِّ وَحُجَّتِك عَلى مَنْ فَوْقَ الاَْرْضِ وَمَنْ
آن امام پسنديده با تقواى پاک و حجت تو بر هر که روى زمين و هر که
تَحْتَ الثَّرى الصِّدّيقِ الشَّهيدِ صَلوةً كثيرَةً تآمَّةً زاكيةً مُتَواصِلَةً
در زير زمين است آن راستگوى شهيد درودى بسيار و تام و تمام و پاکيزه و پيوسته
مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً كاَفْضَلِ ما صَلَّيتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَوْلِيآئِك
و پى در پى و دنبال هم مانند بهترين درودى که مى فرستى بر يکى از دوستانت
زيارت ديگر زيارتى است كه شيخ مفيد در مُقنِعه نقل كرده فرموده مى ايستى نزد قبر آنحضرت بعد از آنكه غُسل زيارت كرده باشى و پاكيزه ترين جامه هاى خود را پوشيده باشى و مى گوئى :
اَلسَّلامُ عَلَيك يا وَلِىَّ اللَّهِ وَابْنَ وَلِيهِ اَلسَّلامُ عَلَيك يا حُجَّةَ اللَّهِ وَابْنَ
سلام بر تو اى ولى (و نماينده ) خدا و فرزند ولى او سلام بر تو اى حجت خدا و فرزند
حُجَّتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيك يا اِمامَ الْهُدى وَالْعُرْوَةَ الْوُثْقى وَرَحْمَةُ اللَّهِ
حجت او سلام برتو اى پيشواى هدايت و رشته محکم حق ، و رحمت خدا
وَبَرَكاتُهُ اَشْهَدُ اَنَّك مَضَيتَ عَلى ما مَضى عَلَيهِ آبآؤُك الطّاهِرُونَ
و برکاتش نيز بر تو باد گواهى دهم که تو به همان راهى رفتى که پدران پاکت بدان راه رفتند
صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيهِمْ لَمْ تُؤْثِرْ عَمىً عَلى هُدىً وَلَمْ تَمِلْ مِنْ حَقٍّ اِلى
درودهاى خدا بر ايشان باد اختيار نکردى کورى (گمراهى ) را بر هدايت و تمايل نگشتى از حق بسوى
باطِلٍ وَاَنَّك نَصَحْتَ لِلَّهِ وَلِرَسُولِهِ وَاَدَّيتَ الاَْمانَةَ فَجَزاك اللَّهُ عَنِ
باطل و تو براستى خيرخواهى کردى براى خدا و پيامبرش و پرداختى امانت را پس خداوند پاداشت دهد از
الاِْسْلامِ وَاَهْلِهِ خَيرَ الْجَزآءِ اَتَيتُك بِاَبى وَ اُمّى زآئراً عارِفاً بِحَقِّك
دين اسلام و مسلمانان به بهترين پاداش ، آمده ام پدرم و مادرم به فدايت به درگاه تو براى زيارت با معرفت به حق تو
مُوالِياً لاَِوْلِيآئِك مُعادِياً لاَِعْدآئِك فَاشْفَعْ لى عِنْدَ رَبِّك
و دوستدارم دوستانت را و دشمنم با دشمنانت پس شفاعت کن از من در نزد پروردگارت
پس بچسبان خود را به قبر و ببوس آنرا و بگذار دو طرف روى خود را بر آن پس بگرد به جانب سر و بگو:
اَلسَّلامُ عَلَيك يا مَوْلاىَ يا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَشْهَدُ
سلام بر تو اى مولا و سرور من اى فرزند رسول خدا و رحمت خدا و برکاتش بر تو باد گواهى دهم
اَنَّك الاِْمامُ الْهادى وَالْوَلِىُّ الْمُرْشِدُ اَبْرَءُ اِلَى اللَّهِ مِنْ اَعْدآئِك
که توئى امام راهنما و سرپرست با رشد و هدايت بيزارى جويم بدرگاه خداوند از دشمنانت
وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ بِوِلايتِك صَلَّى اللَّهُ عَلَيك وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ
و تقرب جويم بدرگاه خدا بوسيله دوستى تو درود خدا و رحمت خدا و برکاتش بر تو باد
پس دو ركعت نماز زيارت بجا آور و بعد از آن هرچه خواستى نماز كن و بگرد به طرف پا پس دعا كن به آنچه مى خواهى انشاءاللّه .
مؤلّف گويد كه زيارت آن حضرت در ايام و اوقات شريفه مختصّه به آن حضرت فضيلت بسيار دارد خصوصا در ماه رجب و بيست و سوّم ذى القعده و بيست و پنجم آن و ششم ماه رمضان چنانكه در محلّ خود در اعمال ماهها ذكر شد و غير اين روزها از ايام ديگر كه به آن حضرت اختصاصى دارد.