اَبْرَهَة بن صَبّاح حِمْـیَری
اَبْرَهَة به زبانِ حَبَشیّ همان ابراهیم است. ایشان فرمانروائیِ یَمَن رااز جانِبِ نَجاشیّ: سلطانِ حَبَشَة ، عُهْدَهدار بوده و دینِ مسیحیّت را در آنجا ترویج مینمود . اَبْرَهَة با اطّلاع از آمد و شدِ فراوانِ مردم به مکّة، تصمیم گرفت که علاقةِ آنان را متوجّةِ حَبَشَة سازد و برای این منظور کلیسایی بسیار باشکوه به نامِ اُفْلَیْسْ و یا قُلَّیْسْ در شهرِ صَنعا:پایتختِ یَمَن، برپا ساخت تا با این کارْ، خانَةِ کَعْبَة رااز رونق بیندازد. اَعراب از اقدامِ اَبْرَهَة بسیار ناراحت شده و روابطِ آنان با یَمَن به شدّت سرد و تیره گردید. اَبْرَهَة با فراهمکردنِ سپاهی گران ، جهتِ تخریبِ خانَهِ کَعْبَة عازِمِ مکّة شد . در پیشاپیشِ این سپاه چندین فیل در حرکت بودندو به همین دلیل سپاهِ اَبْرَهَة را اَصحاب فیل نامیدند.
نیروهای اَبْرَهَة درطول مسیر ، با سرکوب و درهم شکستنِ هر نوع مقاومتی از سوی طوایِفِ عَرَب،اقدام به تجاوز و یغماگری کرده و شتران و دامهای سرزمین تِهامَة، از جمله دویست شتر متعلِّق به عَبْدالمُطَّلِب را تصاحب نمودند.
عَبْدالمُطَّلِب در آن زمان با در اختیار داشتنِ سِدانَتِ خانَةِ کَعْبَة،از موقعیَّتِ اجتماعی و شأن و منزلتِ بالایی برخوردار بود. اَبْرَهة فرمانروایِ حَبَشیّ، پس از غارت و ضبطِ اموالِ مردم توسّطِ لشکریانش ، یک نفر را به مکّة اعزام داشت تا ضِمنِ ابلاغ مأموریّتِ اصلیِ سپاهِ حَبَشَة، با بزرگانِ شهر مذاکره نماید.
نمایندةِ اَبْرَهَة با عَبْدالمُطَّلِب ملاقات کرد و گفت : هدفِ اَصحاب فیل ویرانکردنِ کَعْبَة است و اگر مردم در این راه مقاومت نشان ندهنداز تعرّض مصون خواهند مانْد.
عَبْدالمُطَّلِب پاسخ داد : کَعْبَة خانَةِ خداست و برای حفظِ آن،هر کاری به مصلحتِ مردمِ این سرزمین باشد انجام خواهد داد. این خانَه بدستِ ابراهیم خلیل تعمیر و آباد شده و ...... . مأمورِ اَبْرَهَة از منطق و بیانِ نرمِ عَبْدالْمُطَّلِب خرسند گشت و او را متقاعد ساخت تا در اردوگاهِ اَبْرَهَة حاضر و با وی دیدار کند.
هنگامیکه عَبْدالمُطَّلِب به مجلسِ اَبْرَهَة وارد گردید ، متانت، وقار ، عظمت و بزرگیِ پیشوایِ قُرَیْش سبب شد که اَبْرَهَة از تخت فرود آمده و او را در کنارِ خود جای دهد . پساز آن ، مذاکرات آغاز گشت. عَبْدالمُطَّلِب ضِمنِ سخنانی به اَبْرَهَة گفت: شترانِ تِهامَة و مِنجمله دویست شتر از من، موردِ دستبردِ سپاهِ تو قرارگرفته و شایسته است دستور دهی آنها را به صاحبانش بازگردانند ! اَبْرَهَة جواب داد: چهرةِ نورانی و درخشندهات ، در نظرم به اندازةِ یک جهانِ بزرگ جلوه نمود امّا درخواستت کوچک و ناچیز بود ! من در این هنگام عازِمِ ویرانکردنِ کَعْبَهای هستم که نشانِ نیاکان و مایةِ عزّت و عظمتِ شماست و شایسته بود درخواستِ دیگری مطرح میکردی ! فیالمثل تقاضا داشتی تا من از این تصمیم بازگردم و حیاتِ سیاسی و دینیِ شما را دستخوشِ نابودی قرار ندهم.
عَبْدالمُطَّلِب با تکیه بر بینشِ اعتقادیِ خود پاسخ داد:
اَنَا رَبُّ الاِ بِل وَ لِلْبَیْتِ رَبٌّ یَحْفَظُهُ (یَمْنَعُهُ)
من صاحب شترم و خانَه نیز صاحبی دارد که آن را حفظ خواهد کرد.
عَبْدالمُطَّلِب پساز بازگشت به مکّة عازِمِ خانَةِ کَعْبَة شد و با تضرّع و زاریِ بسیار از خدا خواست تا کَعْبَة را از حَمْلَةِ سربازانِ حَبَشیّ حفظ کند. اَبْرَهَة فرمانِ حَمْلَه به کَعْبَة را صادر کرد. همزمان به امرِ خداوند، تعدادِ زیادی پرستو بالای سَرِ لشکریانِ دشمن حاضر شده و با پرتابِ سنگریزههایی که توسّطِ منقارهای خود حَمْل میکردند،آنان را منهدم ساختند. استجابتِ دعایِ عَبْدالمُطَّلِب موجِبِ احترامِ بیشترِ وی شد. عِدَّهای میگویند عَبْدالمُطَّلِب از بُتهای مکّة برای انهدامِ سپاهِ دشمن استعانت جُست که صحیح نمیباشد. سالِ حَمْلَةِ اصحاب فیل به مکّة را عامالفیل نامیدند و بعداً تحتِ عنوانِ یک حادثةِ مهمّ، مبدأ تاریخِ عَرَبانتخاب گردید.
حضرت محمّد(ص) در همان سال به دنیا آمدند.
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران