|     |     |  EN |   AR   

ذکر نماز و دعاء در مسجد ز يد رحمه الله

ذکر نماز و دعاء در مسجد ز يد رحمه الله

ذکر نماز و دعاء در مسجد ز يد رحمه الله در مفاتیح الجنان

  • ۲۲:۲ ۱۳۹۸/۱۲/۱۶
پس مى روى به مسجد ز يد كه نزد يك مسجد سهله است و دو ركعت نماز در آن مى گذارى و دستها را مى گشائى و مى گوئى :
اِلهى قَدْ مَدَّ اِلَ يك الْخاطِى ءُ الْمُذْنِبُ يدَ يهِ
خدا يا براستى دراز کرده بدرگاهت بنده خطاپ يشه گنهکار دو دست خود را
بِحُسْنِ ظَنِّهِ بِك اِلهى قَدْ جَلَسَ الْمُس يى ءُ بَ ينَ يدَ يك مُقِرّاً لَك بِسُوَّءِ
بواسطه خوش گمان يش به تو خدا يا نشسته است بنده بدکردار در پ يش رو يت در حالى که اقرار به کردار بد خود
عَمَلِهِ وَراجِ ياً مِنْك الصَّفْحَ عَنْ زَلَلِهِ اِلهى قَدْ رَفَعَ اِلَ يك الظّالِمُ كفَّ يهِ
دارد و از تو ام يد دارد که چشم از لغزشش بپوشى خدا يا به حق يقت بلند کرده بدرگاهت بنده ستمکار هر دو کف خود
راجِ ياً لِما لَدَ يك فَلا تُخَ يبْهُ بِرَحْمَتِك مِنْ فَضْلِك اِلهى قَدْ جَثَا الْعاَّئِدُ
را به ام يد آنچه در پ يش تو است پس نوم يدش مکن به رحمت خود از فضلى که دارى خدا يا زانو زده است بنده اى بازگشت کننده
اِلَى الْمَعاصى بَ ينَ يدَ يك خاَّئِفاً مِنْ يوْمٍ تَجْثُو ف يهِ الْخَلاَّئِقُ بَ ينَ
بسوى گناهان در پ يشاپ يش تو ترسان از آن روزى که زانو زنند خلا يق در
يدَ يك اِلهى جاَّءَك الْعَبْدُ الْخاطِئُ فَزِعاً مُشْفِقاً وَرَفَعَ اِلَ يك طَرْفَهُ
پ يشاپ يشت خدا يا بدرگاهت آمده بنده اى خطاکار در حال هراس و نگرانى و دوخته بسو يت چشم خود
حَذِراً راجِ ياً وَفاضَتْ عَبْرَتُهُ مُسْتَغْفِراً نادِماً وَعِزَّتِك وَجَلالِك ما
را ترسان و ام يدوار و ر يزان گشته اشکش در حال آمرزش خواهى و پش يمانى سوگند به عزت و شوکتت که من از
اَرَدْتُ بِمَعْصِ يتى مُخالَفَتَك وَما عَصَ يتُك اِذْ عَصَ يتُك وَاَ نَا بِك جاهِلٌ
نافرمانى کردن تو قصد مخالفت تو را نداشتم و چنان نبود که نافرمان يت کنم در حالى که نافرمانى کردم بواسطه نادانى به مقام تو
وَلا لِعُقُوبَتِك مُتَعَرِّضٌ وَلا لِنَظَرِك مُسْتَخِفُّ وَلكنْ سَوَّلَتْ لى
و نه بخاطر اينکه خود را در معرض ک يفرت قرار دهم و نه اينکه نظر تو را سبک شمارم بلکه نفس (بداند يش ، گناه را) برا يم جلوه داد
نَفْسى وَاَعانَتْنى عَلى ذلِك شِقْوَتى وَغَرَّنى سِتْرُك المْرُخْى عَلَىَّ
و بدبخت يم نيز کمک کرد و پرده آو يخته تو (و چشم پوش يت ) مغرورم کرد
فَمِنَ الاْنَ مِنْ عَذابِك مَنيستنْقِذُنى وَبَحَبْلِ مَنْ اَعْتَصِمُ اِنْ قَطَعْتَ
پس اينک ک يست که مرا از عذاب تو برهاند و به سر رشته چه کسى چنگ زنم اگر تو رشته ات را از من
حَبْلَك عَنّى فَ يا سَوْاَتاهُ غَداً مِنَ الْوُقُوفِ بَ ينَ يدَ يك اِذا ق يلَ
قطع کنى پس چه رسوائى است فرداى قيامت هنگام توقف پ يش رو يت در آن هنگام که به سبک باران گو يند:
لِلْمُخِفّ ينَ جُوزُوا ولِلْمُثْقِل ينَ حُطُّوا اَ فَمَعَ الْمُخِفّ ينَ اَجُوزُ اَمْ مَعَ
بگذر يد و به سنگ ين باران گو يند فرو ر يز يد آيا (در آن وقت ) با سبکباران مى گذرم يا با
الْمُثْقِل ينَ اَحُطُّ وَ يلى كلَّما كبُرَ سِنّى كثُرَتْ ذُنُوبى وَ يلى كلَّما طالَ
سنگ ين باران سقوط کنم واى برمن که هرچه ب يشتر از سن من مى گذرد گناهانم ب يشتر مى شود و اى بر من که هرچه عمرم طولانى تر
عُمْرى كثُرَتْ مَعاصِىَّ فَكمْ اَتُوبُ وَكمْ اَعُودُ اَما آنَ لى اَنْ اَسَتَحْ يىَ
مى شود نافرمان يها يم ز يادتر مى شود پس چقدر توبه کنم و چه قدر (دوباره ) برگردم آيا زمان آن نرسيده که از
مِنْ رَبّى اَللّهُمَ فَبِحَِقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اِغْفِرْ لى وَارْحَمْنى يا
پروردگارم شرم کنم ؟ خدا يا به حق محمد و آل محمد ب يامرز مرا و به من رحم کن اى
اَرْحَمَ الرّاحِم ينَ وَخير الْغافِر ينَ
مهربانتر ين مهربانان و بهترين آمرزندگان
پس گريه كن و صورت به خاك گذار و بگو:
اِرْحَمْ مَنْ اَساَّءَ وَاقْتَرَفَ وَاسْتَكانَ وَاَعْتَرَفَ
رحم کن به کسى که بد کرده و دست به گناه زده و درمانده گشته و اعتراف دارد
پس بگذار طرف راست رو را و بگو:
اِنْ كنْتُ بِئْسَ الْعَبْدُ فَاَنْتَ نِعْمَ الرَّبُّ
اگر من بد بنده اى هستم پس تو خوب پروردگارى هستى
پس بگذار طرف چپ را و بگو:
عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِك فَلْ يحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِك يا كر يمُ
بزرگ است گناه از بنده ات پس با يد ن يکو باشد گذشت از نزد تو اى بزرگوار
پس برگرد به حال سجود و بگو اَ لْعَفْوَ اَ لْعَفْوَ صد مرتبه
* * * * * * گذشت خواهم گذشت
مؤ لّف گو يد كه اين مسجد از مساجد شريفه كوفه است ومنسوب است به ز يدبن صوحان كه از بزرگان اصحاب امير المومنين عليه السلام و از اَبْدالْ بشمار مى رفته و در جنگ جمل در يارى آن حضرت شهيد شده و اين دعا كه ذكر شد دعاى او بوده كه در نماز شب مى خوانده و در نزد يكى مسجد او مسجد برادرش صعصعة بن صوحان است كه او نيز از اصحاب امير المومنين عليه السلام و از عارف ين به حق آن جناب و از بزرگان اهل ايمان است و چندان فص يح و بل يغ بوده كه امير المومنين عليه السلام او را خط يب شحشح گفته و به مهارت در خطب و فصاحت در لسان او را ثنا فرموده و هم او را به قلّت مؤ نه و كثرت مَعُونه مدح نموده و در شبى كه آن حضرت از دن يا رحلت فرمود و فرزندان آن جناب جنازه نازن ينش را از كوفه به نجف حمل نمودند صعصعه از جمله مش يع ين بود و چون از كار دفن آن حضرت فارغ شدند صعصعه نزد قبر مقدّس ا يستاد و مشتى از خاك برگرفت و بر سر خود ر يخت و گفت پدر و مادرم فداى تو باد يا امير المومنين گوارا باد تو را كرامتهاى خدا اى ابوالحسن به تحق يق كه مولد تو پاك يزه بود و صبر تو قوى و جهاد تو عظ يم بود و به آنچه آرزو داشتى رسيدى و تجارت سودمند كردى و به نزد پروردگار خود رفتى و از اين نوع كلمات بسيار گفت و گريه كرد گريه سختى و به گريه درآورد سا ير ين را و در حق يقت سر قبر آن حضرت مجلس روضه شد كه در آن دل شب منعقد گرد يد و صعصعه به منزله روضه خوان بود و مستمع ين جناب امام حسن و امام حسين عليهماالسلام ومحمد بن الحنف يه و ابوالفضل العبّاس و سا ير فرزندان و بستگان آن حضرت و چون اين كلمات به پا يان رسيد روى به جانب امام حسن و امام حسين عليهماالسلام و سا ير آقازادگان كردند و ايشان را تعز يت و تسل يت گفتند پس جملگى به كوفه مراجعت نمودند