والده حضرت امير المومنين عليه السلام مى ايستى نزد قبر آن مُخَدَّره و مى گوئى :
اَلسَّلامُ عَلى نَبِىِّ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلى رَسُولِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلى مُحَمَّدٍ سَيدِ الْمُرْسَلينَ
سلام بر پيامبر خدا سلام بر رسول خدا سلام بر محمد آقاى رسولان
اَلسَّلامُ عَلى مُحَمَّدٍ سَيدِ الاْوَّلينَ اَلسَّلامُ عَلى مُحَمَّدٍ سَيدِ الاْ خِرينَ
سلام بر محمد آقاى اولين سلام بر محمد آقاى آخرين
اَلسَّلامُ عَلى مَنْ بَعَثَهُ اللّهُ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيك اَيهَا النَّبِىُّ
سلام بر کسى که خدا برانگيختش رحمت براى جهانيان سلام و رحمت خدا و
وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلى فاطِمَةَ بِنْتِ اَسَدٍ الْهاشِمِيةِ
برکاتش بر تو اى پيغمبر سلام بر فاطمه دختر اسد آن بانوى هاشمى
اَلسَّلامُ عَلَيك اَيتُهَا الصِّدّيقَةُ الْمَرْضِيةُ اَلسَّلامُ عَلَيك اَيتُهَا التَّقِيةُ
سلام بر تو اى راستگوى پسنديده سلام بر تو اى بانوى پرهيزکار
النَّقِيةُ اَلسَّلامُ عَلَيك اَيتُهَا الْكريمَةُ الرَّضِيةُ اَلسَّلامُ عَلَيك يا كافِلَةَ
پاکيزه سلام بر تو اى بانوى بزرگوار و خوشنود از حق سلام بر تو اى کفالت کننده
مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيينَ اَلسَّلامُ عَلَيك يا والِدَةَ سَيدِ الْوَصِيينَ اَلسَّلامُ
محمد خاتم پيمبران سلام بر تو اى والده بزرگ اوصياء سلام
عَلَيك يا مَنْ ظَهَرَتْ شَفَقَتُها عَلى رَسُولِ اللّهِ خاتَمِ النَّبيينَ اَلسَّلامُ
بر تو اى که آشکار شد مهرت نسبت به رسول خدا خاتم پيمبران سلام
عَلَيك يا مَنْ تَرْبِيتُها لِوَلِىِّ اللّهِ الاْمينِ اَلسَّلامُ عَلَيك وَعَلى رُوحِك
بر تو اى که به او تفويض شد تربيت ولى اللّه امين سلام بر تو و بر روح تو
وَبَدَنِك الطّاهِرِ اَلسَّلامُ عَلَيك وَعَلى وَلَدِك وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ
و بدن پاکت سلام بر تو و بر فرزندت و رحمت خدا و برکاتش
اَشْهَدُ اَنَّك اَحْسَنْتِ الْكفالَةَ وَاَدَّيتِ الاْمانَةَ وَاجْتَهَدْتِ فى مَرْضاتِ
گواهى دهم که براستى تو بخوبى کفالت کردى و امانت را پرداختى و در بدست آوردن موجبات خوشنودى
اللّهِ وَبالَغْتِ فى حِفْظِ رَسُولِ اللّهِ عارِفَةً بِحَقِّهِ مُؤْمِنَةً بِصِدْقِهِ مُعْتَرِفَةً
خدا کوشش کردى و در نگهدارى رسول خدا حد اعلاى سعى خود را مبذول داشتى در حالى که به حق او آشنا و به راستگوئيش ايمان
بِنُبُوَّتِهِ مُسْتَبْصِرَةً بِنِعْمَتِهِ كافِلَةً بِتَرْبِيتِهِ مُشْفِقَةً عَلى نَفْسِهِ واقِفَةً
داشتى و به نبوتش معترف و به نعمتش بينا و آشنا بودى و تربيتش را بعهده گرفتى و نسبت بدان حضرت مهر ورزيدى و
عَلى خِدْمَتِهِ مُخْتارَةً رِضاهُ وَاَشْهَدُ اَنَّك مَضَيتِ عَلَى الاِْيمانِ
براى خدمتکاريش خود را مهيا کردى و خوشنوديش را اختيار کردى و گواهى دهم که تو از اين جهان رفتى در حالى که به حق ايمان
وَالتَّمَسُّك بِاَشْرَفِ الاْدْيانِ راضِيةً مَرْضِيةً طاهِرَةً زَكيةً تَقِيةً نَقِيةً
داشتى و به بهترين اديان متمسک گشته و در حال خوشنودى و پسنديدگى و پاکى و پاکيزگى و پرهيزکارى و
فَرَضِىَ اللّهُ عَنْك وَاَرْضاك وَجَعَلَ الْجَنَّةَ مَنْزِلَك وَمَاْويك اَللّهُمَّ
دور از هر بدى بودى پس خدا از تو خوشنود باد و خوشنودت کناد و بهشت را منزل و ماءوايت قرار دهد خدايا
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَانْفَعْنى بِزِيارَتِها وَثَبِّتْنى عَلى
درود فرست بر محمد و آل محمد و سود ده مرا بوسيله زيارت اين بانوى محترم و ثابتم بدار
مَحَبَّتِها وَلا تَحْرِمْنى شَفاعَتَها وَشَفاعَةَ الاْئِمَّةِ مِنْ ذُرِّيتِها
به دوستيش و محرومم مکن از شفاعت او و شفاعت امامان از نژادش
وَارْزُقْنى مُرافَقَتَها وَاحْشُرْنى مَعَها وَمَعَ اَوْلادِهَا الطّاهِرينَ اَللّهُمَّ
و روزيم کن هم جواريش را و محشور کن مرا با او و با فرزندان پاکش خدايا
لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيارَتى اِياها وَارْزُقْنِى الْعَوْدَ اِلَيها اَبَداً ما
قرار مده اين زيارتم را آخرين بار زيارتم از اين بانوى محترم و روزيم گردان آمدن به زيارتش را هميشه تا
اَبْقَيتَنى وَاِذا تَوَفَّيتَنى فَاحْشُرْنى فى زُمْرَتِها وَاَدْخِلْنى فى شَفاعَتِها
زنده ام دارى و چون مرا ميراندى در زمره او محشورم کن و در شفاعت او داخلم گردان
بِرَحْمَتِك يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ اَللّهُمَّ بِحَقِّها عِنْدَك وَمَنْزِلَتِها لَدَيك
به رحمتت اى مهربانترين مهربانان خدايا به حقى که اين بانوى محترم نزد تو دارد و به مقام و منزلت او در
اِغْفِرْ لى وَلِوالِدَىَّ وَلِجَمِيعِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ وَآتِنا فِى الدُّنْيا
درگاهت که بيامرز مرا و پدر و مادرم و همه مردان مؤ من و زنان با ايمان را و بده به ما در دنيا
حَسَنَةً وَفِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا بِرَحْمَتِك عَذابَ النّارِ
خوبى و در آخرت نيز خوبى و نگاهمان دار به رحمتت از عذاب دوزخ
پس دو ركعت نماز زيارت مى خوانى و دعا مى كنى به آنچه خواهى و منصرف مى شوى .