قسم دوّم : اعمالى است كه در شب هاى ماه رمضان بايد بجا آورد و آن چند امر است
اوّل افطار است و مستحب است كه بعد از نماز شام افطار كند مگر آنكه ضعف بر او غلبه كرده باشد يا جمعى منتظر او باشند
دوّم آنكه افطار كند با چيز پاكيزه از حرام و شُبهات و بهتر آن است كه به خرماى حلال افطار كند تا ثواب نمازش چهارصد برابر گردد و به خرما و آب و به رطب و به لبن و به حلوا و به نبات و به آب گرم به هر كدام كه افطار كند نيز خوب است
سوّم آنكه در وقت افطار دعاهاى وارده آن را بخواند از جمله آنكه بگويد
اَللّهُمَّ لَك صُمْتُ وَعَلى رِزْقِك اَفْطَرْتُ وَعَلَيك تَوَكلْتُ
خدايا براى تو روزه گرفتم و با روزى تو افطار کنم و بر تو توکل کنم
تا خدا عطا كند به او ثواب هر كسى را كه در اين روز روزه داشته و اگر دعاى اَللّهُمَّ رَبَّ النّورِ الْعَظيمِ را كه سيد و كفعمى روايت كرده اند بخواند فضيلت بسيار يابد و روايت شده كه حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام) هرگاه مى خواست افطار كند مى گفت :
بِسْمِ اللّهِ اَللّهُمَّ لَك صُمْنا وَعَلى رِزْقِك
خدايا براى تو روزه گرفتيم و با روزى تو
اَفْطَرْنا فَتَقَبَّلْ مِنّا اِنَّك اَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ
افطار کنيم پس از ما بپذير که براستى تو شنوا و دانايى
چهارم در لقمه اوّل بگويد بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرّحَيمِ يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ اِغْفِرْ لى تا خدا او را بيامرزد و در خبر است كه در آخر هر روز از روزهاى ماه رمضان خدا هزار هزار كس را از آتش جهنّم آزاد مى كند پس از حق تعالى بخواه كه تو را يكى از آنها قرار دهد
پنجم در وقت افطار سوره قدر بخواند
ششم در وقت افطار تصدّق كند و افطار دهد روزه داران را اگر چه به چند دانه خرما يا شربتى آب باشد و از حضرت رسول (صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ آله) مرويست كه كسى كه افطار دهد روزه دارى را از براى او خواهد بود مثل اجرِ آن روزه دار بدون آنكه از اجر او چيزى كم شود و هم از براى او خواهد بود مثل آن عمل نيكويى كه بجا آورد آن افطار كننده به قوه آن طعام و آية الله علامه حلّى در رساله سَعدِيه از حضرت صادق (عليه السلام) نقل كرده كه فرمود هر مؤمنى كه اطعام كند مؤمنى را لقمه اى در ماه رمضان بنويسد حق تعالى براى او اجر كسى كه سى بنده مؤمن آزاد كرده باشد و از براى او باشد نزد حق تعالى يك دعاى مستجاب
هفتم در هر شب خواندن هزار مرتبه اِنّا اَنزَلْناهُ وارد اس
هشتم در هر شب صد مرتبه حمَّ دُخان را بخواند اگر ميسّر شو
نهم سيد روايت كرده كه هر كه اين دعا را بخواند در هر شب ماه رمضان آمرزيده شود گناهان چهل سال او
اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على
خدايا اى پروردگار ماه رمضان که در آن قرآن را فرستادى و بر
عِبادِك فيهِ الصِّيامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ بَيتِك
بندگان روزه را در اين ماه واجب کردى درود فرست بر محمد و آل محمد و روزيم گردان حج خانه
الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْك الذُّنُوبَ الْعِظامَ
محترم خود کعبه را در اين سال و در هر سال و بيامرز برايم اين گناهان بزرگ را
فَاِنَّهُ لا يغْفِرُها غَيرُك يا رَحْمنُ يا عَلاّمُ
که براستى نيامرزد آنها را جز تو اى بخشاينده و اى بسيار دانا
دهم در هر شب بخواند بعد از مغربدعاى حجّ را كه در قسم اوّل گذش
دعاى افتتاح
يازدهم بخواند در هر شب از ماه رمضان
اَللّهُمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الثَّنآءَ بِحَمْدِك وَ اَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَّنِك وَ اَيقَنْتُ اَنَّك اَنْتَ
خدايا من ستايش را به وسيله حمد تو مى گشايم و تويى که به نعمت بخشى خود بندگان را به درستى وادارى و يقين دارم که براستى تو
اَرْحَمُ الرّاحِمينَ فى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَ اَشَدُّ الْمُعاقِبينَ فى
مهربانترين مهربانانى اما در جاى گذشت و مهربانى ولى سخت ترين کيفرکننده اى در
مَوْضِعِ النَّكالِ وَالنَّقِمَةِ وَ اَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرينَ فى مَوْضِعِ الْكبْريآءِ
جاى شکنجه و انتقام و بزرگترين جبارانى در جاى بزرگى و
وَالْعَظَمَةِ اَللّهُمَّ اَذِنْتَ لى فى دُعآئِك وَ مَسْئَلَتِك فَاسْمَعْ يا سَميعُ
عظمت خدايا تو به من اجازه دادى در اين که بخوانمت و از تو درخواست کنم پس اى خداى شنوا
مِدْحَتى وَ اَجِبْ يا رَحيمُ دَعْوَتى وَ اَقِلْ يا غَفُورُ عَثْرَتى فَكمْ يا
مدح و ثنايم را بشنو و پاسخ ده اى مهربان خواسته ام را و ناديده گير اى آمرزنده لغزشم را اى
اِلهى مِنْ كرْبَةٍ قَدْ فَرَّجْتَها وَ هُمُومٍ قَدْ كشَفْتَها وَ عَثْرَةٍ قَدْ اَقَلْتَها
معبود من چه بسيار گرفتارى که برطرف کردى و چه بسيار اندوه که زدودى و لغزشها که چشم پوشيدى
وَ رَحْمَةٍ قَدْ نَشَرْتَها وَ حَلْقَةِ بَلاَّءٍ قَدْ فَككتَها اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ يتَّخِذْ
و مهر و رحمت که گستردى و زنجير بلا که از هم باز کردى ستايش خاص خدايى است که نگيرد
صاحِبَةً وَ لا وَلَدا وَ لَمْ يكنْ لَهُ شَريك فى الْمُلْك وَلَمْ يكنْ لَهُ وَلِىُّ
همسرى و نه فرزندى و نيست برايش شريکى در فرمانروايى و نيست برايش ياورى
مِنَ الذُّلِّ وَ كبِّرْهُ تَكبيراً اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَميعِ مَحامِدِهِ كلِّهَا عَلى جَميعِ
از خوارى و به کمال بزرگى او را ياد کن ستايش خداى را به همه ستودگيهايش يکسر بر همه
نِعَمِهِ كلِّها اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لا مُضآدَّ لَهُ فى مُلْكهِ وَ لا مُنازِعَ لَهُ فى
نعمتهايش يکسر ستايش براى خدايى است که ضد و دشمنى در پادشاهى او و ستيزه جويى در
اَمْرِهِ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لا شَريك لَهُ فى خَلْقِهِ وَ لا شَبيهَ لَهُ فى عَظَمَتِهِ
فرمانش نيست ستايش خدايى را است که شريکى در خلقتش ندارد و شبيهى در عظمت او نيست
اَلْحَمْدُ لِلّهِ الْفاشى فِى الْخَلْقِ اَمْرُهُ وَ حَمْدُهُ الظّاهِرِ بِالْكرَمِ مَجْدُهُ
ستايش خاص خدايى است که هويدا است در ميان خلق کارش و ستايشش و آشکار است به بزرگوارى شوکتش
الْباسِطِ بِالْجُودِ يدَهُ الَّذى لا تَنْقُصُ خَزآئِنُهُ وَ لا تَزيدُهُ كثْرَةُ الْعَطآءِ
و گشاده است دستش آنکه نقصان نپذيرد خزينه هايش و نيفزايدش بسيارى عطا
اِلاّ جُوداً وَ كرَماً اِنَّهُ هُوَ الْعَزيزُ الْوَهّابُ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُك قَليلاً مِنْ
مگر جود و بزرگوارى براستى که او عزيز و بسيار بخشنده است خدايا از تو خواهم اندکى از
كثيرٍ مَعَ حاجَةٍ بى اِلَيهِ عَظيمَةٍ وَ غِناك عَنْهُ قَديمٌ وَ هُوَ عِنْدى كثيرٌ
بسيار با اينکه نيازمنديم بدان بزرگ است و بى نيازى تو از آن قديم و ازلى است و آن درخواست پيش من بسيار
وَ هُوَ عَلَيك سَهْلٌ يسيرٌ اَللّهُمَّ اِنَّ عَفْوَك عَنْ ذَنْبى وَ تَجاوُزَك عَنْ
ولى در نزد تو اندک و آسان است خدايا براستى گذشت تو از گناهم و چشم پوشيت از
خَطيئَتى وَ صَفْحَك عَنْ ظُلْمى وَ سَِتْرَك عَلى قَبيحِ عَمَلى وَ حِلْمَك
خطايم و ناديده گيريت از ستمم و پرده پوشيت بر کار زشتم و بردباريت
عَنْ كثيرِ جُرْمى عِنْدَ ما كانَ مِنْ خَطايى وَ عَمْدى اَطْمَعَنى فى اَنْ
در برابر جنايت و جرم بسيارم که به خطا يا از روى تعمد کردم مرا به طمع انداخت تا از تو
اَسْئَلَك ما لا اَسْتَوْجِبُهُ مِنْك الَّذى رَزَقْتَنى مِنْ رَحْمَتِك وَ اَرَيتَنى
درخواست کنم چيزى را که مستحق آن نيستم ، درخواست کنم آنچه را که از رحمتت روزى من کردى و
مَنْ قُدْرَتِك وَ عَرَّفْتَنى مِنْ اِجابَتِك فَصِرْتُ اَدْعُوك آمِناً وَ اَسْئَلُك
از قدرتت به من نماياندى و از اجابت دعايت به من شناساندى و اين سبب شد که من از روى اطمينان تو را بخوانم
مِسْتَأنِساً لا خآئِفاً وَ لا وَجِلاً مُدِلاًّ عَلَيك فيما قَصَدْتُ فيهِ اِلَيك
و با تو انس گرفته بدون ترس و واهمه از تو حاجت بخواهم و تازه در مطلوب و مقصود خود با ناز و عشوه به درگاهت آيم
فَاِنْ اَبْطَاَ عَنّى عَتَبْتُ بِجَهْلى عَلَيك وَ لَعَلَّ الَّذى اَبْطَاَ عَنّى هُوَ خَيرٌ لى
و اگر حاجتم دير برآيد بواسطه نادانيم بر تو اعتراض کنم در صورتى که شايد دير کردن آن براى من بهتر باشد زيرا
لِعِلْمِك بِعاقِبَةِ الاُمُورِ فَلَمْ اَرَ مَوْلاً كريماً اَصْبَرَ عَلى عَبْدٍ لَئيمٍ مِنْك
تو داناى به سرانجام کارها هستى و از اينرو من نديدم مولاى بزرگوارى را که بر بنده پست خود شکيباتر از تو باشد
عَلَىَّ يا رَبِّ اِنَّك تَدْعُونى فَاُوَلّى عَنْك وَ تَتَحَبَّبُ اِلَىَّ فَاَتَبَغَّضُ اِلَيك
بر من اى پروردگارم تو مرا مى خوانى ولى من از تو رومى گردانم و تو به من دوستى مى کنى ولى من با تودشمنى مى کنم و تو
وَ تَتَوَدَّدُ اِلَىَّ فَلا اَقْبَلُ مِنْك كاَنَّ لِىَ التَّطَوُّلَ عَلَيك فَلَمْ يمْنَعْك ذلِك
به من محبت کنى و من نپذيرم گويا من منتى بر تو دارم و باز اين احوال بازندارد تو را از
مِنَ الرَّحْمَةِ لى وَالاِْحْسانِ اِلَىَّ وَالتَّفَضُّلِ عَلَىَّ بِجُودِك وَكرَمِك
مهر به من و و احسان بر من و بزرگواريت نسبت به من از روى بخشندگى و بزرگواريت
فَارْحَمَ عَبْدَك الْجاهِلَ وَجُدْ عَلَيهِ بِفَضْلِ اِحْسانِك اِنَّك جَوادٌ كريمٌ
پس بر بنده نادانت رحم کن و از زيادى احسانت بر او ببخش که براستى تو بخشنده و بزرگوارى
اَلْحَمْدُ لِلّهِ مالِك الْمُلْك مُجْرِى الْفُلْك مُسَخِّرِ الرِّياحِ فالِقِ الاِْصْباحِ
ستايش خاص خدا است که مالک سلطنت و روان کننده کشتى (وجود) و مسخرکننده بادها و شکافنده سپيده صبح
دَيانِ الدّينِ رَبِّ الْعَالَمينَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلى حِلْمِهِ بَعْدَ عِلمِهِ وَالْحَمْدُ
و حکمفرماى روز جزا و پروردگار جهانيان است ستايش خداى را است که بردباريش پس از دانستن و ستايش
لِلّهِ عَلى عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلى طُولِ اَناتِهِ فى غَضَبِهِ
براى خدا است بر گذشتش با اينکه نيرومند است و ستايش براى خدا است بر زيادى تحمل و بردباريش در عين خشم
وَهُوَ قادِرٌ عَلى ما يريدُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ خالِقِ الْخَلْقِ باسِطِ الرِّزْقِ فاِلقِ
او با اينکه او بر هرچه بخواهد تواناست ستايش خداى را است که آفريننده خلق و گسترنده روزى و شکافنده
اَلاِْصْباحِ ذِى الْجَلالِ وَالاِْكرامِ وَالْفَضْلِ وَالاِْنْعامِ الَّذى بَعُدَ فَلا
صبح صاحب جلال و بزرگوارى و فضل و نعمت بخشى آنکه دور است پس
يرى وَقَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوى تَبارَك وَتَعالى اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَيسَ لَهُ
ديده نشود و نزديک است که مطلع از گفتگوهاى سرى است برتر و والا است ستايش خدايى را که نيست براى او
مُنازِ عٌ يعادِلُهُ وَلا شَبيهٌ يشاكلُهُ وَلا ظَهيرٌ يعاضِدُهُ قَهَرَ بِعِزَّتِهِ
ستيزه جويى که با او برابرى کند و نه شبيهى که هم شکل او باشد و نه پشتيبانى که کمکش کند به عزت خويش
الاْعِزّآءَ وَتَواضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَمآءُ فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ ما يشآءُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ
چيره دستان را مقهور ساخته و در مقابل عظمتش بزرگان فروتنى کرده پس بوسيله نيرويش بهرجا که خواهد رسيده ستايش خدايى را
الَّذى يجيبُنى حينَ اُناديهِ وَيسْتُرُ عَلَىَّ كلَّ عُورَةٍ وَاَنَا اَعْصيهِ وَ
که پاسخم دهد هرگاه بخوانمش و بپوشاند بر من هر زشتى را و من نافرمانيش کنم و
يعَظِّمُ الْنِّعْمَةَ عَلَىَّ فَلاَّ اُجازيهِ فَكمْ مِنْ مَوْهِبَةٍ هَنيئَةٍ قَدْ اَعْطانى
بزرگ گرداند بر من نعمتش را ولى من پاداشش ندهم پس چه بسيار بخششهاى جانبخشى که به من عطا فرمود
وَعَظيمَةٍ مَخُوفَةٍ قَدْ كفانى وَبَهْجَةٍ مُونِقَةٍ قَدْ اَرانى فَاُثْنى عَلَيهِ
و چه پيش آمدهاى بزرگ و هولناکى را که از من دور کرد و چه خوشيهاى شگفت انگيزى که به من نماياند او را
حامِدا وَاَذْكرُهُ مُسَبِّحاً اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لا يهْتَك حِجابُهُ وَلا يغْلَقُ
ستايش کنان ثنا گويم و تسبيح گويان يادش کنم ستايش خاص خدايى است که پرده اش دريده نشود و در خانه اش
بابُهُ وَلا يرَدُّ سآئِلُهُ وَلا يخَيبُ آمِلُهُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى يؤْمِنُ الْخآئِفينَ
بسته نگردد و خواهنده اش رد نشود و آرزومندش نوميد نگردد ستايش خاص خدايى است که هراسناکان را امان بخشد
وَينَجِّى الصّالِحينَ وَيرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفينَ وَيضَعُ الْمُسْتَكبِرينَ وَ
و شايستگان را نجات دهد و ناتوان شمردگان را بلند کند و گردنکشان را زبون کند و
يهْلِك مُلُوكاً وَيسْتَخْلِفُ آخَرينِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ قاِصمِ الجَّبارينَ مُبيرِ
شاهان را نابود کند و به جايشان دسته ديگرى نشاند ستايش خداى را در هم شکننده سرکشان و نابودکننده
الظّالِمينَ مُدْرِك الْهارِبينَ نَكالِ الظّالِمينَ صَريخِ الْمُسْتَصْرِخينَ
ستمکاران دريابنده گريختگان کيفردهنده ظالمان فريادرس فريادخواهان
مَوْضِعِ حاجاتِ الطّالِبينَ مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنينَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى مِنْ
جايگاه حاجتهاى جويندگان تکيه گاه مؤ منان ستايش خدايى را است که
خَشْيتِهِ تَرْعَدُ السَّمآءُ وَ سُكانُها وَتَرْجُفُ الاْرْضُ وَعُمّارُها
از ترس او آسمان و ساکنانش غرش کنند و زمين و آباد کنندگانش بر خود بلرزند
وَتَمُوجُ الْبِحارُ وَمَنْ يسْبَحُ فى غَمَراتِها اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى هَدانا لِهذا
و درياها و آنانکه در قعر آنها شناورى کنند به جنبش و موج درآيد ستايش خاص خدايى است که ما را به اين (دين ) هدايت فرمود
وَما كنّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلا اَنْ هَدانَا اللّهُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى يخْلُقُ وَلَمْ يخْلَقْ
و اگر او ما را هدايت نکرده بود ما بدان هدايت نمى شديم ستايش خدايى را است که آفريد و خود آفريده نشده
وَيرْزُقُ وَلا يرْزَقُ وَيطْعِمُ وَلا يطْعَمُ وَيميتُ الاْحيآءَ وَيحْيى
روزى دهد و کسى او را روزى ندهد و بخوراند و خود بى نياز از خوراک است و بميراند زندگان را و زنده کند
الْمَوْتى وَهُوَ حَىٌّ لا يمُوتُ بِيدِهِ الْخَيرُ وَهُوَ عَلى كلِّشَىْءٍ قَديرٌ
مردگان را و او است زنده اى که نميرد هرچه خير است به دست او است و او براى هرچيز توانا است
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِك وَرَسُولِك وَاَمينِك وَصَفِيك
خدايا درود فرست بر محمد بنده ات و پيامبرت و امين بر وحيت و پسنديده ات
وَحَبيبِك وَخِيرَتِك مَنْ خَلْقِك وَحافِظِ سِرِّك وَمُبَلِّغِ رِسالاتِك اَفْضَلَ
و حبيبت و برگزيده ات از ميان خلق و نگهدار رازت و رساننده پيامهايت برترين درود
وَاَحْسَنَ وَاَجْمَلَ وَاَكمَلَ وَاَزْكى وَاَنْمى وَاَطْيبَ وَاَطْهَرَ وَاَسْنى
و بهترين و زيباترين و کاملترين و پاکيزه ترين و پررشدترين و خوشترين و پاکترين و بلندترين
وَاَكثَرَ ما صَلَّيتَ وَبارَكتَ وَتَرَحَّمْتَ وَتَحَنَّنْتَ وَسَلَّمْتَ عَلى اَحَدٍ
و بيشترين درودى که فرستادى و برکتى که دادى و ترحمى که کردى و عطوفتى که ورزيدى و تحيتى که فرستادى بر هر يکى
مِن عِبادِك وَاَنْبِيآئِك وَرُسُلِك وَصِفْوَتِك وَاَهْلِ الْكرامَةِ عَلَيك مِن
از بندگانت و پيمبرانت و رسولانت و برگزيدگانت و گراميان تو از ميان
خَلْقِك اَللّهُمَّ وَصَلِّ عَلى عَلي اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَوَصِىِّ رَسوُلِ رَبِّ
خلقت خدايا و درود فرست بر على امير مؤ منان و وصى فرستاده پروردگار
الْعالَمينَ عَبْدِك وَوَليك وَاَخى رَسُولِك وَحُجَّتِك عَلى خَلْقِك
جهانيان بنده تو و ولى تو و برادر پيامبر تو و حجت تو بر خلقت
وَآيتِك الْكبْرى وَالنَّباءِ الْعَظيمِ وَصَلِّ عَلَى الصِّدّيقَةِ الطّاهِرَةِ فاطِمَةَ
و نشانه بزرگت و نباء عظيم (آن خبر بزرگ ) و درود فرست بر صديقه طاهره فاطمه (زهرا)
سَيدَةِ نِسآءِ الْعالَمينَ وَصَلِّ عَلى سِبْطَىِ الرَّحْمَةِ وَاِمامَىِ الْهُدى
بانوى زنان جهانيان و درود فرست بر دو سبط (پيامبر) رحمت و دو پيشواى هدايت
الْحَسَنِ وَالْحُسَينِ سَيدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَّنَةِ وَصَلِّ عَلى اَئِمَّةِ
حسن و حسين دو آقاى جوانان اهل بهشت و درود فرست بر پيشوايان
الْمُسْلِمينَ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَينِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِي وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ
مسلمانان على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد
وَمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَعَلِىِّ بْنِ مُوسى وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِي وَعَلِىِّ بْنِ
و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على
مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِي وَالْخَلَفِ الْهادى الْمَهْدِىِّ حُجَجِك عَلى
بن محمد و حسن بن على و يادگار شايسته و راهنمايش حضرت مهدى که اينها حجتهاى تو بر
عِبادِك وَاُمَناَّئِك فى بِلادِك صَلَوةً كثيرَةً دآئِمَةً اَللّهُمَّ وَصَلِّ عَلى
بندگانت هستند و امينهاى تو در شهرها و بلاد تواند درودى فرست که بسيار و هميشگى باشد خدايا و بالخصوص درود فرست
وَلِىِّ اَمْرِك الْقآئِمِ الْمُؤَمَّلِ وَالْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ وَحُفَّهُ بِمَلاَّئِكتِك
برسرپرست دستورت آن امام قائم که مايه اميد است وآن عدل ودادى که همه چشم براهش هستند و فراگير او را به فرشتگان
الْمُقَرَّبينَ وَاَيدْهُ بِروُحِ الْقُدُسِ يا رَبَّ الْعالَمينَ اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ
مقربت حلقه وار و به روح القدس ياريش کن اى پروردگار جهانيان خدايا (وسائل آمدنش را) آماده کن
الدّاعِىَ اِلى كتابِك وَالْقآئِمَ بِدينِك اسْتَخْلِفْهُ فى الاْرْضِ كمَا
تا او به کتابت دعوت کند و به دين تو قيام کند و او را روى زمين جايگزين گردان چنانچه
اسْتَخْلَفْتَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِ مَكنْ لَهُ دينَهُ الَّذِى ارْتَضَيتَهُ لَهُ اَبْدِلْهُ مِنْ
جايگزين کردى آنانکه پيش از او بودند و آن دينى را که برايش پسنديده اى بدست او پابرجا کن و پس از
بَعْدِ خَوْفِهِ اَمْناً يعْبُدُك لا يشْرِك بِك شَيئاً اَللّهُمَّ اَعِزَّهُ وَاَعْزِزْ بِهِ
ترس و خوفى که داشته آسايش خاطرى به او بده که با کمال خلوص تو را پرستش کند خدايا عزيزش گردان و ديگران را به او عزيز کن
وَانْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ وَانْصُرْهُ نَصْرا عَزيزا وَافْتَحْ لَهُ فَتْحاً يسيراً
ياريش کن و بوسيله او ديگران را يارى کن و بطور پيروزمندانه اى او را يارى کن و گشايش آسانى
وَاجْعَلْ لَهُ مِنْ لَدُنْك سُلْطاناً نَصيراً اَللّهُمَّ اَظْهِرْ بِهِ دينَك وَسُنَّةَ
بهره اش کن و قرار ده برايش از نزد خود حکومتى نصرت آور خدايا بدو دين خود و روش
نَبِيك حَتّى لا يسْتَخْفِىَ بِشَىْءٍ مِنَالْحَقِّ مَخافَةَ اَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ
پيامبرت را آشکار ساز بطورى که چيزى از امور حقه نماند که ناچار باشد از ترس مردم پنهانش کند
اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَيك فى دَوْلَةٍ كريمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ
خدايا ما با تضرع و زارى به درگاهت از تو خواستاريم دولتى گرامى را که به وسيله آن اسلام و مسلمين
وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ وَتَجْعَلُنا فيها مِنَالدُّعاةِ اِلى طاعَتِك
را عزت بخشى و نفاق و منافقين را منکوب سازى و ما را در آن دولت از زمره خوانندگان مردم بسوى اطاعت تو
وَالْقادَةِ اِلى سَبيلِك وَتَرْزُقُنا بِها كرامَةَ الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ اَللّهُمَّ ما
و از برندگان بسوى راه خود قرارمان دهى و بدان وسيله بزرگوارى دنيا و آخرت را نصيب ما گرداندى خدايا آنچه را که
عَرَّفْتَنا مِنَ الْحَقِّ فَحَمِّلْناهُ وَما قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ اَللّهُمَّ الْمُمْ بِهِ
از حق به ما شناسانده اى تاب تحملش را نيز به ما بده و آنچه را که از رسيدن بدان کوتاه آمديم تو ما را بدان برسان خدايا بدان حضرت
شَعَثَنا وَاشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا وَكثِّرْبِهِ قِلَّتَنا وَاَعْزِزْ بِهِ
پراکندگيمان را برطرف کن و گسيختگيمان را دور کن و پريشانى ما را بدو پيوست کن و کمى ما را بدو زياد کن
ذِلَّتَنا وَاَغْنِ بِهِ عآئِلَنا وَاقْضِ بِهِ عَنْ مَُغْرَمِنا وَاجْبُرْبِهِ فَقْرَنا وَسُدَّ بِهِ
وخوارى ما را بدو عزت بخش و ندارى ما را بدو توانگرى بخش و بدهى ما را بوسيله اش بپرداز و فقر ما را بدو جبران کن
خَلَّتَنا وَيسِّرْ بِهِ عُسْرَنا وَبَيضْ بِهِ وُجُوهَنا وَفُك بِهِ اَسْرَنا وَاَنْجِحْ بِهِ
و شکاف و تفرقه ما را بدو برطرف کن و سختى ما را بدو آسان کن و چهره هاى ما را بدو سفيد گردان و گرفتاران ما را بدو آزاد
طَلِبَتَنا وَاَنْجِزْ بِهِ مَواعيدَنا وَاسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنا وَاَعْطِنا بِهِ سُؤْلَنا
کن و خواسته هاى ما را بدو روا کن و وعده هاى ما را به او تحقق بخش و دعاى ما را بدو مستجاب کن وخواهشهاى ما را
وَبَلِّغْنا بِهِ مِنَ الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ آمالَنا وَاَعْطِنا بِهِ فُوْقَ رَغْبَتِنا يا خَيرَ
بوسيله او عطا کن و بوسيله او ما را به آرزوهاى دنيا و آخرت برسان و بوسيله او بيش از آنچه ما خواهانيم به ما بده اى بهترين
الْمَسْئُولينَ وَاَوْسَعَ الْمُعْطينَ اِشْفِ بِهِ صُدُورَنا وَاَذْهِبْ بِهِ غَيظَ
درخواست شدگان و دست بازترين عطاکنندگان سينه هاى ما را با ظهورش شفا بخش و بوسيله او عقده
قُلُوبِنا وَاهْدِنا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِاِذْنِك اِنَّك تَهْدى مَنْ
دلهاى ما را برطرف کن و بدو ما را بدان حقى که مورد اختلاف است به اذن خود راهنمايى کن که براستى تو هرکه
تَشآءُ اِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ وَانْصُرْنا بِهِ عَلى عَدُوِّك وَعَدُوِّنآ اِلهَ
را بخواهى به راه راست هدايت فرمايى و بدست او ما را بر دشمنانت و دشمنان ما نصرت ده اى معبود
الْحَقِّ آمينَ اَللّهُمَّ اِنّا نَشْكوُ اِلَيك فَقْدَ نَبِينا صَلَواتُك عَلَيهِ وَالِهِ
برحق - آمين - خدايا ما به تو شکايت کنيم از نبودن پيامبرمان که درودهاى تو بر او و آلش باد
وَغَيبَةَ وَلِينا وَكثْرَةَ عَدُوِّنا وَقِلَّةَ عَدَدِنا وَشِدّةَ الْفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ
و از غيبت مولايمان و از بسيارى دشمنان و کمى افرادمان و از سختى آشوبها و از کمک دادن اوضاع
الزَّمانِ عَلَينا فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاَعِنّا عَلى ذلِك بِفَتْحٍ مِنْك
زمانه به زيان ما پس درود فرست بر محمد و آلش و کمک ده ما را بر اين اوضاع به گشايش
تُعَجِّلُهُ وَبِضُرٍّ تَكشِفُهُ وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ وَسُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ وَرَحْمَةٍ
فورى از طرف خود و برطرف کردن رنج وناراحتى و يارى با عزت و ظاهر ساختن سلطنت حقه و رحمتى
مِنْك تَجَلِّلُناها وَعافِيةٍ مِنْك تُلْبِسُناها بِرَحْمَتِك يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
از جانب تو که ما را فراگيرد و تندرستى از طرف تو که ما را بپوشاند به رحمتت اى مهربانترين مهربانان
اعمال شبهاي ماه رمضان
دعاهاي وارد
دوازدهم در هر شب بخواند
اَللّهُمَّ بِرَحْمَتِك فِى الصّالِحينَ فَاَدْخِلْنا وَفى
خدايا بوسيله رحمتت ما را در جرگه شايستگان وارد کن و در
عِلِّيينَ فَارْفَعْنا وِبَكاْسٍ مِنْ مَعينٍ مِنْ عَينٍ سَلْسَبيلٍ فَاسْقِنا وَمِنَ
عليين بهشت بالا بر و جامى از آب خوشگوار چشمه سلسبيل به ما بنوشان و از
الْحُورِ الْعينِ بِرَحْمَتِك فَزَوِّجْنا وَمِنَ الْوِلْدانِ الْمُخَلَّدينَ كاَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ
حوريان بهشتى به رحمت خود به ازدواج ما درآور و از پسران جاويدان که همچون مرواريدانى
مَكنُونٌ فَاَخْدِمْنا وَمِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ وَلُحُومِ الطَّيرِ فَاَطْعِمْنا وَ مِنْ
در صدفند به خدمت ما بگمار و از ميوه هاى بهشتى و گوشت پرندگان به ما بخوران و از
ثِيابِ السُّنْدُسِ وَالْحَريرِ وَالاِْسْتَبْرَقِ فَاَلْبِسْنا وَلَيلَةَ الْقَدْرِ وَحَجَّ
جامه هاى زربفت و ابريشم و ديبا به ما بپوشان و بدرک فضيلت شب قدر و حج
بَيتِك الْحرامِ وَقَتْلاً فى سَبيلِك فَوَفِّقْ لَنا وَصالِحَ الدُّعاَّءِ وَالْمَسْئَلةِ
خانه کعبه و کشته شدن در راه خود ما را موفق بدار و دعاى شايسته و خواهش ما را
فَاسْتَجِبْ لَنا وَاِذا جَمَعْتَ الاَوَّلينَ وَالا خِرينَ يوْمَ الْقِيامَةِ فَارْحَمْنا
برآور و چون اولين و آخرين را در روز قيامت گردآوردى در آن هنگام به ما ترحم کن و
وَبَراَّئَةً مِنَ النّارِ فَاكتُبْ لَنا وَفى جَهَنَّمَ فَلا تَغُلَّنا وَفى عَذابِك
منشور رهايى ما را از آتش بر ايمان بنويس و در دوزخ ما را به زنجير مبند و در شکنجه
وَهَوانِك فَلا تَبْتَلِنا وَمِنَ الزَّقُّومِ وَالضَّريعِ فَلا تُطْعِمْنا وَمَعَ
و خواريت ما را مبتلا مکن و از درخت زقوم و ضريع به ما مخوران و با
الشَّياطينِ فَلا تَجْعَلْنَا وَفِى النّارِ عَلى وُجُوهِنا فَلا تَكبُبْنا وَمِنْ
شياطين ما را در يک جا قرار مده و برو در آتش دوزخ ما را مينداز و از
ثِيابِ النّارِ وَسَرابيلِ الْقَطِرانِ فَلا تُلْبِسْنا وَمِنْ كلِّ سُوَّءٍ يا لا اِلهَ اِلاّ
جامه هاى آتشين و پيراهنهاى آتش زاى قطران (آهن آب شده ) به ما مپوشان و از هر بدى اى خدايى که جز تو معبودى نيست
اَنْتَ بِحَقِّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ فَنَجِّنا
به حق کلمه ((لا اله الاّ اءنت )) ما را نجات بخش
سيزدهم از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه در هر شب ماه رمضان مى خوانى
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُك اَنْ تَجْعَلَ فيما تَقْضى
خدايا از تو خواهم که در قضاء
وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ فِى الاْمْرِ الْحَكيمِ مِنَ الْقَضاَّءِ الَّذى لا
و قدر حتمى و فرمان حکيمانه خود از آن قضايى که برگشت ندارد
يرَدُّ وَلا يبَدَّلُ اَنْ تَكتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيتِك الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ
و تغييرپذير نيست چنان مقرر دارى که ثبت کنى نام مرا از حاجيان کعبه ات که حجشان قبول شده و سعيشان
الْمَشْكورِ سَعْيهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكفَّرِ عَنْ سَيئاتِهِمْ وَاَنْ تَجْعَلَ
پذيرفته گرديده و گناهانشان آمرزيده شده و از بديهاشان صرفنظر گرديده و
فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطيلَ عُمْرى فى خَيرٍ وَعافِيةٍ وَتُوَسِّعَ فى
نيز در قضا و قدر خود مقرر دارى که عمر مرا در خوبى و تندرستى طولانى کنى و
رِزْقي َوَتَجْعَلَنى مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدينِك وَلا تَسْتَبْدِلْ بى غَيرى
روزيم توسعه دهى و بگردانى مرا از آن کسانى که بوسيله آنان دينت را يارى کنى و مرا با ديگرى عوض نکنى
چهاردهم در انيس الصّالحين است كه در هر شب از شبهاى ماه رمضان بخواند
اَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِك الْكريمِ اَنْ ينْقَضِىَ عَنّى شَهْرُ رَمَضانَ اَوْ يطْلُعَ
پناه مى برم به جلال ذات بزرگوارت از اينکه ماه رمضان از من بگذرد يا سپيده دم امشب
الْفَجْرُ مِنْ لَيلَتى هذِهِ وَلَك قِبَلى تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُعَذِّبُنى عَلَيهِ
بزند و هنوز از تو در پيش من بازخواست يا گناهى مانده باشد که مرا بدان عذاب کنى