پنجم : عمل امّ داوود كه عمده اعمال اين روز است و براى برآمدن حاجات و كشف كرُبات و دفع ظلم ظالمان مؤ ثّر است و كيفيت آن بنا بر آنچه در مصباح شيخ است آنست كه چون خواهد اين عمل را بجا آورد روزه بگيرد روز سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم را پس در روز پانزدهم نزد زوال غسل كند و چون وقت زوال داخل شود نماز ظهر و عصر را بجا آورد در حالتيكه ركوع و سجودشان را نيكو كند و در موضع خلوتى باشد كه چيزى او را مشغول نسازد و انسانى با او تكلّم ننمايد پس چون از نماز فارغ شود رو به قبله كند و بخواند حمد را صد مرتبه و سوره اخلاص را صد مرتبه و آية الكرسى را ده مرتبه و بعد از اينها بخواند سوره انعام و بنى اسرائيل و كهف و لقمان و يس و صافّات و حَّم سجده و حَّمعَّسَّق و حَّم دخان و فتح و واقعه و مُلْك و نَّ وَ اِذَا السَّماَّءُ انْشَقَّتْ و ما بعدش را تا آخر قرآن و چون از اينها فارغ شود بگويد در حالتى كه رو به قبله باشد:
صَدَقَ اللّهُ الْعَظيمُ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيومُ ذُو
درست فرمود خداى بزرگى که معبودى جز او نيست زنده و پاينده و صاحب
الْجَلالِ وَالاِْكرامِ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ الْحَليمُ الْكريمُ الَّذى لَيسَ كمِثْلِهِ
جلالت و بزرگوارى است بخشاينده و مهربان بردبار و کريم است آنکه مانندش
شَىْءٌ وَهُوَ السَّميعُ الْعَليمُ الْبَصيرُ الْخَبيرُ شَهِدَ اللّهُ اَنَّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ
چيزى نيست و او شنوا و دانا و بينا و آگاه است ، گواه است خدا که معبودى جز او نيست
وَالْمَلاَّئِكةُ وَاُولوُا الْعِلْمِ ق اَّئِماً بِالْقِسْطِ لا اِل- هَ اِلاّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ
و فرشتگان و دانشوران گواهى داده اند که خدايى جز او نيست که عدالت بدو پايدار است و او عزيز و حکيم است
وَبَلَّغَتْ رُسُلُهُ الْكرامُ وَاَنَا عَلى ذلِك مِنَ الشّاهِدينَ اَللّهُمَّ لَك
و پيمبران بزرگوارش نيز آنرا به مردم رساندند و من بر اين مطلب گواهى دهم خدايا از آن تو است
الْحَمْدُ وَلَك الْمَجْدُ وَلَك الْعِزُّ وَلَك الْفَخْرُ وَلَك الْقَهْرُ وَلَك النِّعْمَةُ
ستايش و از آن تو است مجد و براى تو است عزت و خاص تو است افتخار و شايسته تو است قهر و سطوت و مخصوص تو است نعمت
وَلَك الْعَظَمَةُ وَلَك الرَّحْمَةُ وَلَك الْمَهابَةُ وَلَك السُّلْطانُ وَلَك الْبَهاَّءُ
وازآن تواست عظمت و مخصوص تو است رحمت و براى تو است شکوه و خاص تو است سلطنت و از آن تو است درخشندگى
وَلَك الاِْمْتِنانُ وَلَك التَّسْبيحُ وَلَك التَّقْديسُ وَلَك التَّهْليلُ وَلَك
و مخصوص تو است نعمت بخشى و براى تو است پاکى و از آن تو است پاکيزگى و براى تو است يکتايى و مخصوص تو است
التَّكبيرُ وَلَك ما يرى وَلَك ما لا يرى وَلَك ما فَوْقَ السَّمواتِ الْعُلى
بزرگى و ملک تو است آنچه ديده شود و آنچه ديده نشود و از تو است آنچه بالاى آسمانهاى بلند است
وَ لَك ما تَحْتَ الثَّرى وَلَك الاْرَضُونَ السُّفْلى وَلَك الاْ خِرَةُ
و از تو است آنچه زير زمين است و از تو است زمينهاى زيرين و از آن تو است دنيا و آخرت
وَالاُْولى وَلَك ما تَرْضى بِهِ مِنَ الثَّناَّءِ وَالْحَمْدِ وَالشُّكرِ وَ النَّعْماَّءِ
و مخصوص تو است آن و حمد و ثنا و شکرى که تو بپسندى و آنچه نعمت است نيز از تو است
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَبْرَئيلَ اَمينِك عَلى وَحْيك وَالْقَوِىِّ عَلى اَمْرِك
خدايا درود فرست بر جبرئيل امين بر وحى تو و نيرومند در کار تو و آنکس
وَالْمُطاعِ فى سَمواتِك وَمَحالِّ كراماتِك الْمُتَحَمِّلِ لِكلِماتِك
که در آسمانها و جايگاههاى کرامتهايت فرمانش برند آن کس که سخنان تو را برساند
النّاصِرِ لاَِنْبِياَّئِك الْمُدَمِّرِ لاِعْداَّئِك اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى ميكائيلَ مَلَك
ياور پيمبرانت و سرنگون کننده دشمنانت خدايا درود فرست بر ميکائيل فرشته
رَحْمَتِك وَالْمَخْلُوقِ لِرَاءْفَتِك وَالْمُسْتَغْفِرِ الْمُعينِ لاِهْلِ طاعَتِك
رحمتت و آفريده شده براى بردن مهرت و آمرزش خواه و کمک کار فرمانبرانت
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى اِسْرافيلَ حامِلِ عَرْشِك وَصاحِبِ الصُّورِ الْمُنْتَظِرِ
خدايا درود فرست بر اسرافيل حمل کننده عرشت و صاحب صور آنکه چشم به راه
لاِمْرِك الْوَجِلِ الْمُشْفِقِ مِنْ خيفَتِك اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى حَمَلَةِ الْعَرْشِ
دستور تو است و نگران و بيمناک است از ترس تو خدايا درود فرست بر حاملين پاکيزه عرش
الطّاهِرينَ وَعَلىَ السَّفَرَةِ الْكرامِ الْبَرَرَةِ الطَّيبينَ وَعَلى مَلاَّئِكتِك
و بر سفيران گرامى و آن نيکان پاک و بر فرشتگان
الْكرامِ الْكاتِبينَ وَ عَلى مَلاَّئِكةِ الْجِنانِ وَخَزَنَةِ النّير انِ وَمَلَك
بزرگوار نويسنده و بر فرشتگان بهشت و نگهبانان دوزخ و فرشته
الْمَوْتِ وَالاْعْوانِ يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكرامِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى اَبينا آدَمَ
مرگ و کمک کارانش اى صاحب جلالت و بزرگوارى خدايا درود فرست بر پدر ما آدم
بَديعِ فِطْرَتِك الَّذى كرَّمْتَهُ بِسُجُودِ مَلاَّئِكتِك وَاَبَحْتَهُ جَنَّتَك اَللّهُمَّ
پديده خلقت که گراميش داشتى به سجده کردن فرشتگانت و مباح کردى بر او بهشتت را خدايا
صَلِّ عَلى اُمِّنا حَوّاَّءَ الْمُطَهَّرَةِ مِنَ الرِّجْسِ الْمُصَفّاتِ مِنَ الدَّنَسِ
درود فرست بر مادر ما حواء که از پليدى پاک و از چرکى و آلودگى مصفا گشت و از ميان آدميان
الْمُفَضَّلَةِ مِنَ الاِْنْسِ الْمُتَرَدِّدَةِ بَينَ مَحالِّ الْقُدُْسِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى
برترى داشت و در ميان جايگاههاى قدسيان رفت و آمد کرده خدايا درود فرست بر
هابيلَ وَشَيثٍ وَاِدْريسَ وَنُوحٍ وَهُودٍ وَصالِحٍ وَ اِبْراهيمَ وَاِسْماعيلَ
هابيل و شيث و ادريس و نوح و هود و صالح و ابراهيم و اسماعيل
وَاِسْحقَ وَيعْقُوبَ وَيوسُفَ وَالاْسْباطِ وَلُوطٍ وَشُعَيبٍ وَاَيوبَ
و اسحاق و يعقوب و يوسف و اسباط (يعقوب ) و لوط و شعيب و ايوب
وَمُوسى وَهارُونَ وَيوشَعَ وَميشا وَالْخِضْرِ وَذِى الْقَرْنَينِ وَيونُسَ
و موسى و هارون و يوشع و ميشا و خضر و ذى القرنين و يونس
وَاِلْياسَ وَالْيسَعَ وَذِى الْكفْلِ وَطالُوتَ وَداوُدَ وَسُلَيمانَ وَزَكرِيا
و الياس و اليسع و ذا الکفل و طالوت و داود و سليمان و زکريا
وَشَعْيا وَيحْيى وَتُورَخَ وَمَتّى وَاِرْمِيا وَحَيقُوقَ وَدانِيالَ وَعُزَيرٍ
و شعيا و يحيى و تورخ و متى و ارميا و حيقوق و دانيال و عزير
وَعيسى وَشَمْعُونَ وَجِرْجيسَ وَالْحَوارِيينَ وَالاْتْباعِ وَخالِدٍ
و عيسى و شمعون و جرجيس و حواريين عيسى و پيروانشان و خالد
وَحَنْظَلَةَ وَلُقْمانَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْ
و حنظله و لقمان خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و رحمت فرست بر
مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ وَبارِك عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ كما صَلَّيتَ
بر محمد و آل محمد و برکت فرست بر محمد و آل محمد چنانچه درود فرستادى
وَرَحِمْتَ وَبارَكتَ عَلى اِبْرهيمَ وَآلِ اِبْرهيمَ اِنَّك حَميدٌ مَجيدٌ اَللّهُمَّ
و رحمت و برکت فرستادى بر ابراهيم و آل ابراهيم که براستى تويى ستوده و بزرگوار خدايا
صَلِّ عَلَى الاْوْصِياَّءِ وَالسُّعَداَّءِ وَالشُّهَداَّءِ وَاَئِمَّةِ الْهُدى اَللّهُمَّ صَلِّ
درود فرست بر اوصياء و اهل سعادت و شهيدان و امامان راهنما خدايا درود فرست
عَلَى الاْبْدالِ وَالاْوْتادِ وَالسُّياحِ وَالْعُبّادِ وَالْمُخْلِصينَ وَالزُّهّادِ
بر ابدال (دسته اى از صلحاء) و اوتاد و سياحان و پرستش کنندگان و مخلصان و پارسايان
وَاَهْلِ الجِدِّ وَالاِْجْتِهادِ وَاخْصُصْ مُحَمَّداً وَاَهْلَ بَيتِهِ بِاَفْضَلِ
و اهل جديت و کوشش و مخصوص گردان محمد و خاندانش را به بهترين
صَلَواتِك وَاَجْزَلِ كراماتِك وَبَلِّغْ رُوحَهُ وَ جَسَدَهُ مِنّى تَحِيةً وَسَلاماً
درودهايت و فراوانترين کرامتهايت و به روح و جسدش از جانب من تحيت و سلامى برسان
وَزِدْهُ فَضْلاً وَشَرَفاً وَكرَماً حَتّى تُبَلِّغَهُ اَعْلى دَرَجاتِ اَهْلِ
و فضل و شرافت و بزرگواريش را فزون کن به حدى که او را به اعلى درجه اهل
الشَّرَفِ مِنَ النَّبِيينَ وَالْمُرْسَلينَ وَالاْفاضِلِ الْمُقَرَّبينَ اَللّهُمَّ وَصَلِّ
شرافت از پيمبران و رسولان و فاضلان مقربت برسانى خدايا درود فرست
عَلى مَنْ سَمَّيتُ وَمَنْ لَمْ اُسَمِّ مِنْ مَلاَّئِكتِك وَاَنْبِي اَّئِك وَرُسُلِك
بر هرکس که من نام بردم و هرکه از فرشتگان و پيمبران و رسولان
وَاَهْلِ طاعَتِك وَاَوْصِلْ صَلَواتى اِلَيهِمْ وَاِلى اَرْواحِهِمْ وَاجْعَلْهُمْ
و فرمانبردارانت را که من نام نبردم و درودهاى مرا بر ايشان و بر ارواحشان برسان و آنان را
اِخْوانى فيك وَاَعْوانى عَلى دُعاَّئِك اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَشْفِعُ بِك اِلَيك
برادران من در دين و کمک کارانم در دعاى به درگاهت قرار ده خدايا من شفيع گردانم تو را پيش خودت
وَبِكرَمِك اِلى كرَمِك وَبِجُودِك اِلى جُودِك وَبِرَحْمَتِك اِلى رَحْمَتِك
و کرمت را پيش کرمت و جودت را پيش جودت و رحمتت را پيش رحمتت
وَبِاَهْلِ طاعَتِك اِلَيك وَاَسئَلُك الّلهُمَّ بِكلِّ ما سَئَلَك بِهِ اَحَدٌ مِنْهُمْ مِنْ
و اهل طاعتت را پيش درگاهت و از تو خواهم خدايا به هرچه يکى از آنها بوسيله آن تو را
مَسْئَلَةٍ شَريفَةٍ غَيرِ مَرْدُودَةٍ وَبِما دَعَوْك بِهِ مِنْ دَعْوَةٍ مُجابَةٍ غَيرِ مُخَيبَةٍ
خواسته از سؤ الهاى شريفى که برنگشته و به آنچه تو را خوانده اند از دعاى پذيرفته شده اى که به نوميدى نکشيده
يااَللّهُ يارَحْمنُ يا رَحيمُ يا حَليمُ يا كريمُ يا عَظيمُ يا جَليلُ يامُنيلُ يا
اى خدا اى بخشاينده اى مهربان اى بردبار اى کريم اى بزرگ اى با جلالت اى بخشنده اى
جَميلُ يا كفيلُ يا وَكيلُ يا مُقيلُ يا مُجيرُ يا خَبيرُ يا مُنيرُ يا مُبيرُ يا
زيبا اى سرپرست اى وکيل اى ناديده گير اى پناه ده اى آگاه اى روشنى ده اى نابود کن اى
مَنيعُ يا مُديلُ يا مُحيلُ يا كبيرُ يا قَديرُ يا بَصيرُ يا شَكورُ يا بَرُّ يا
والامقام اى چرخاننده اى جابجا کننده اى بزرگ اى توانا اى بينا اى شکرپذير اى نيکوکار اى
طُهْرُ يا طاهِرُ يا قاهِرُ يا ظاهِرُ يا باطِنُ يا ساتِرُ يا مُحيطُ يا مُقْتَدِرُ
پاک اى پاکيزه اى قاهر اى پيدا اى پنهان اى پرده پوش اى احاطه دار اى با اقتدار
يا حَفيظُ يا مُتَجَبِّرُ يا قَريبُ يا وَدُودُ يا حَميدُ يا مَجيدُ يا مُبْدِئُ يا
اى نگهبان اى داراى بزرگى اى نزديک اى محبوب همه اى ستوده اى بزرگوار اى پديدآرنده اى
مُعيدُ يا شَهيدُ يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ يا قابِضُ يا
بازگرداننده اى گواه اى احسان بخش اى نيکوبخش اى نعمت بخش اى زياده بخش اى گيرنده
باسِطُ يا هادى يا مُرْسِلُ يا مُرْشِدُ يا مُسَدِّدُ يا مُعْطى يا مانِعُ يا
اى گشايش ده اى راهنما اى فرستنده اى رهنمون اى محکم کننده اى دهنده اى منع کننده اى
دافِعُ يا رافِعُ يا باقى يا واقى يا خَلاّقُ يا وَهّابُ يا تَوّابُ يا فَتّاحُ
جلوگيرنده اى بلند کننده اى باقى اى نگهدار اى آفريننده اى بخشش پيشه اى توبه پذير اى گشاينده
يا نَفّاحُ يا مُرْتاحُ يا مَنْ بِيدِهِ كلُّ مِفْتاحٍ يا نَفّاعُ يا رَؤُفُ يا عَطُوفُ
اى زياده بخش اى رحمت بخش اى که بدست او است هر کليد اى سودرسان اى مهربان اى باعطوفت
يا كافى يا شافى يا مُعافى يا مُكافى يا وَفِىُّ يا مُهَيمِنُ يا عَزيزُ يا
اى کفايت کننده اى درمان بخش اى بهبودى بخش اى پاداش دهنده اى باوفا اى نگهبان خلق اى با عزت اى
جَبّارُ يا مُتَكبِّرُ يا سَلامُ يا مُؤْمِنُ يا اَحَدُ يا صَمَدُ يا نُورُ يا مُدَبِّرُ يا
جبار اى بزرگوار اى سلامت بخش اى ايمنى بخش اى يکتا اى بى نياز اى نور اى مدبر کارها اى
فَرْدُ يا وِتْرُ يا قُدُّوسُ يا ناصِرُ يا مُونِسُ يا باعِثُ يا وارِثُ يا عالِمُ
يگانه اى تنها اى پاکيزه اى ياور اى همدم اى برانگيزنده اى ارث برنده اى دانا
يا حاكمُ يا بادى يا مُتَعالى يا مُصَوِّرُ يا مُسَلِّمُ يا مُتَحَبِّبُ يا قاَّئِمُ يا
اى حکم کننده اى آغاز کننده اى برتر اى صورت بخش اى سلامت بخش اى دوستى ورز اى قائم به کار خلق اى
داَّئِمُ يا عَليمُ يا حَكيمُ يا جَوادُ يا بارِى ءُ يا باَّرُّ يا ساَّرُّ يا عَدْلُ يا
جاويدان اى دانا اى فرزانه اى بخشنده اى آفريننده اى نيکوکار اى شادى بخش اى دادگستر اى
فاصِلُ يا دَيانُ يا حَنّانُ يا مَنّانُ يا سَميعُ يا بَديعُ يا خَفيرُ يا مُعينُ
جداکننده اى جزاده اى نعمت بخش اى عطابخش اى شنوا اى پديدآرنده اى پناه ده اى ياور
[مُغَيرُ] ياناشِرُ ياغافِرُ ياقَديمُ يامُسَهِّلُ يا مُيسِّرُ يا مُميتُ يا مُحْيى
اى نشر دهنده اى آمرزنده اى قديم اى آسان کننده اى هموارکننده اى ميراننده اى زنده کننده
يا نافِعُ يا رازِقُ يا مُقْتَدِرُ يا مُسَبِّبُ يا مُغيثُ يا مُغْنى يا مُقْنى يا
اى سودده اى روزى ده اى با اقتدار اى سبب ساز اى فريادرس اى بى نيازکننده اى دارايى دهنده اى
خالِقُ يا راصِدُ يا واحِدُ يا حاضِرُ يا جابِرُ يا حافِظُ يا شَديدُ يا
آفريننده اى نگهبان اى يگانه اى حاضر اى جبران کننده اى نگهدار اى استوار اى
غِياثُ يا عاَّئِدُ يا قابِضُ يا مَنْ عَلا فَاسْتَعْلى فَكانَ بِالْمَنْظَرِ الاْعْلى
فريادرس اى ثروت ده اى گيرنده اى که والايى و برترى و به ديدگاه اعلايى
يا مَنْ قَرُبَ فَدَنا وَبَعُدَ فَنَاى وَعَلِمَ السِّرَّ وَاَخْفى يا مَنْ اِلَيهِ التَّدْبيرُ
اى که نزديکى و بسيار هم نزديک و دور است و بسيار هم دور داناى سر و نهان اى که تدبير
وَلَهُ الْمَقاديرُ وَيا مَنِ الْعَسيرُ عَلَيهِ [سَهْلٌ] يسيرٌ يا مَنْ هُوَ عَلى ما
امور با او است و اندازه ها از او است و اى که دشوار براى او سهل و آسان است اى که بر هرچه بخواهد
يشاَّءُ قَديرٌ يا مُرْسِلَ الرِّياحِ يا فالِقَ الاِْصْباحِ يا باعِثَ الاْرْواحِ يا
توانا است اى فرستنده بادها اى شکافنده سپيده صبح اى برانگيزاننده ارواح اى
ذَاالْجُودِ وَالسَّماحِ يا راَّدَّ ما قَدْ فاتَ يا ناشِرَ الاْمْواتِ يا جامِعَ
صاحب جود و سخاوت اى برگرداننده آنچه از دست رفته اى زنده کننده مردگان اى گردآورنده
الشَّتاتِ يا رازِقَ مَنْ يشاَّءُ [بِغَيرِ حِسابٍ وَيا] فاعِلَ ما يشاَّءُ كيفَ
پراکنده ها اى روزى ده بى حساب بهر که خواهى و اى انجام دهنده
يشاَّءُ وَيا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكرامِ يا حَىُّ يا قَيومُ يا حَياً حينَ لا حَىَّ يا
هرچه بخواهى بهرطور که خواهى و اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى زنده اى پاينده اى زنده در آن هنگام که زنده اى نبود اى
حَىُّ يا مُحْيىَ الْمَوْتى يا حَىُّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ بَديعُ السَّمواتِ
اى زنده کن مردگان اى زنده که معبودى جز تو نيست پديدآرنده آسمانها و
وَالاَْرْضِ يا اِلهى وَسَيدى صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْ
و زمين اى معبود من و آقاى من درود فرست بر محمد و آل محمد و رحمت فرست بر
مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ بارِك عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كما صَلَّيتَ
محمد و آل محمد وبرکت ده بر محمد و آل محمد چنانچه درود فرستادى
وَبارَكتَ وَرَحِمْتَ عَلى اِبْرهيمَ وَآلِ اِبْرهيمَ اِنَّك حَميدٌ مَجيدٌ
و برکت دادى و رحمت فرستادى بر ابراهيم و آل ابراهيم که براستى تويى ستوده و بزرگوار
وَارْحَمْ ذُلىّ وَ فاقَتى وَفَقْرى وَانْفِرادى وَوَحْدَتى وَخُضُوعى بَينَ
و رحم کن به خوارى من و پيچارگيم و نداريم و تک و تنهاييم و فروتنيم در
يدَيك وَاعْتِمادى عَلَيك وَتَضَرُّعى اِلَيك اَدْعُوك دُعاَّءَ الْخاضِعِ
برابرت و اعتمادى که بر تو دارم و زاريم به درگاهت تو را خوانم خواندن شخص فروتن
الذَّليلِ الْخاشِعِالْخاَّئِفِ الْمُشْفِقِ الْباَّئِسِ الْمَهينِ الْحَقيرِ الْجائِعِ
خوار خاشع ترسان هراسان پريشان بى مقدار کوچک گرسنه
الْفَقيرِ الْعاَّئِذِ الْمُسْتَجيرِ الْمُقِرِّ بِذَنْبِهِ الْمُسْتَغْفِرِ مِنْهُ الْمُسْتَكينِ لِرَبِّهِ
فقير پناهنده پناه خواه معترف به گناه آمرزش خواه از گناه درمانده و زارى کننده به درگاه پروردگار
دُعاَّءَ مَنْ اَسْلَمَتْهُ ثِقَتُهُ وَرَفَضَتْهُ اَحِبَتُّهُ وَعَظُمَتْ فَجيعَتُهُ دُعاَّءَ حَرِقٍ
و خواندن شخصى که ياران مورد اعتمادش او را واگذار ده و دوستانش او را رها کرده و درد جانسوزش بزرگ گشته خواندن شخص دلسوخته
حَزينٍ ضَعيفٍ مَهينٍ باَّئِسٍ مُسْتَكينٍ بِك مُسْتَجيرٍ اَللّهُمَّ وَاَسئَلُك
غمگين ناتوان بى مقدار پريشان درمانده اى که به تو پناه آورده خدايا از تو خواهم
بِاَنَّك مَليك وَاَنَّك ما تَشاَّءُ مِنْ اَمْرٍ يكونُ وَاَنَّك عَلى ما تَشاَّءُ قَديرٌ
چون تويى فرمانروا و تو چنانى که هرکارى را بخواهى مى شود و تويى که بر هرچه بخواهى توانايى
وَاَسئَلُك بِحُرْمَةِ هذَا الشَّهْرِ الْحَرامِ وَالْبَيتِ الْحَرامِ وَالْبَلَدِ الْحَرامِ
و از تو خواهم به حرمت اين ماه محترم و خانه محترم (کعبه ) و شهر محترم (مکه )
وَالرُّكنِ وَالْمَقامِ وَالْمَشاعِرِالْعِظامِ وَبِحَقِّنَبِيك مُحَمَّدٍعَلَيهِ وَ الِهِ السَّلامُ
و رکن و مقام و مشعرهاى بزرگ (جاهاى مناسک حج ) و به حق پيامبرت محمد عليه و آله السلام
يا مَنْ وَهَبَ لاِدَمَ شَيثاً وَ لاِِبْراهيمَ اِسْماعيلَ وَ اِسْحاقَ وَ يا
اى که شيث را به آدم بخشيدى و اسماعيل و اسحاق را به ابراهيم دادى و اى
مَنْ رَدَّ يوسُفَ عَلى يعْقوُبَ وَيا مَنْ كشَفَ بَعْدَ الْبَلاَّءِ ضُرَّ اَيوبَ يا
که يوسف را به يعقوب برگرداندى و اى که پس از مبتلا شدن ايوب ناراحتيش را برطرف کردى اى که
راَّدَّ مُوسى عَلى اُمِّهِ وَ زاَّئِدَ الْخِضْرِ فى عِلْمِهِ وَيا مَنْ وَهَبَ لِداوُدَ
موسى را به مادرش برگرداندى و دانش خضر را افزون کردى اى که دادى به داود
سُلَيمانَ وَلِزَكرِيا يحْيى وَلِمَرْيمَ عيسى يا حافِظَ بِنْتِ شُعَيبٍ وَيا
سليمان را و به زکريا يحيى را و به مريم عيسى را اى نگهدار دختر شعيب اى
كافِلَ وَلَدِ اُمِّ مُوسى اَسئَلُك اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ
کفالت کننده فرزند مادر موسى از تو خواهم که درود فرستى بر محمد و آل محمد و
تَغْفِرَ لِى ذُنُوبى كلَّها وَتُجيرَنى مِنْ عَذابِك وَتُوجِبَ لى رِضْوانَك
گناهانم را بيامرزى و از عذاب خود مرا در پناه گيرى و مرا مستوجب خوشنودى
وَاَمانَك وَاِحْسانَك وَغُفْرانَك وَجِنانَك وَاَسئَلُك اَنْ تَفُك عَنّى كلَّ
و ايمنى و احسان و آمرزش و بهشتت قرار دهى و از تو خواهم که باز کنى برايم هر
حَلْقَةٍ بَينى وَبَينَ مَنْ يؤْذينى وَتَفْتَحَ لى كلَّ بابٍ وَتُلَينَ لى كلَّ
حلقه اى که ميان من و ميان آزار کننده من است و بگشايى به رويم هر درى را و
صَعْبٍ وَتُسَهِّلَ لى كلَّ عَسَيرٍ وَتُخْرِسَ عَنّى كلَّ ناطِقٍ بِشَرٍّ وَتَكفَّ
نرم کنى برايم هر دشوارى را و آسان کنى برايم هر مشکلى را و لال کنى از من زبان هر بدگو را و بازدارى از من
عَنّى كلَّ باغٍ وَتَكبِتَ عَنّى كلَّ عَدُوٍّ لى وَحاسِدٍ وَتَمْنَعَ مِنّى كلَّ
هر زورگو را و خوار کنى دشمنان و حسودان مرا و بازدارى از من هر
ظالِمٍ وَتَكفِينى كلَّ عاَّئِقٍ يحُولُ بَينى وَبَينَ حاجَتى وَيحاوِلُ اَنْ
ستمگرى را و کفايت کنى از من هر مانعى را که ميان من و حاجتم حائل شود و بخواهد که
يفَرِّقَ بَينى وَبَينَ طاعَتِك وَيثَبِّطَنى عَنْ عِبادَتِك يا مَنْ اَلْجَمَ الْجِنَّ
ميان من و اطاعت تو را جدايى اندازد و از پرستش تو بازم دارد اى که مهار کردى جنيان
الْمُتَمَرِّدينَ وَقَهَرَ عُتاةَ الشَّياطينِ وَاَذَلَّ رِقابَ الْمُتَجَبِّرينَ وَرَدَّ كيدَ
نافرمان را و مقهور ساختى شياطين سرکش را و گردنِ گردن کشان را به خوارى کشاندى و نقشه هاى شوم
الْمُتَسَلِّطين عَنِ الْمُسْتَضْعَفينَ اَسئَلُك بِقُدْرَتِك عَلى ما تَشاَّءُ
مسلطشدگان را از ناتوانها بازگرداندى از تو خواهم به حق تواناييت بر هرچه خواهى
وَتَسْهيلِك لِما تَشاَّءُ كيفَ تَشاَّءُ اَنْ تَجْعَلَ قَضاَّءَ حاجَتى فيما تَشاَّءُ
و آسان کردنت هرچه را بهر نحو که خواهى که قرار دهى برآوردن حاجتم را در هرچه خواهى
پس سجده كن بر زمين و بر خاك بگذار دو طرف روى خود را و بگو :
اَللّهُمَّ لَك سَجَدْتُ وَبِك امَنْتُ فَارْحَمْ ذُلّى وَفاقَتى وَاجْتِهادى وَتَضَرُّعى
خدايا براى تو سجده مى کنم و به تو ايمان دارم پس رحم کن به خوارى من و نداريم و سعى و کوششم و زارى
وَمَسْكنَتى وَفَقْرى اِلَيك يا رَبِّ
و بيچارگى ام و نيازم به درگاهت اى پروردگار
و كوشش كن كه اشك بريزد چشمهاى تو اگر چه بقدر سرمگسى (سوزنى ) باشد بدرستى كه اين علامت استجابت است