|     |     |  EN |   AR   

نهم : مناجات دوستان

نهم : مناجات دوستان

نهم : مناجات دوستان در مفاتیح الجنان

  • ۲۲:۱ ۱۳۹۸/۱۲/۱۶
به نام خداى بخشاينده مهربان
اِلهى مَنْ ذَاالَّذى ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِك فَرامَ مِنْك بَدَلاً وَمَنْ ذَاالَّذى
خدايا نيست که شيرينى محبت تو را چشيده باشد و جز تو آهنگ ديگرى را بکند و کيست که به مقام
اَنِسَ بِقُرْبِك فَابْتَغى عَنْك حِوَلاً اِلهى فَاجْعَلْنا مِمَّنِ اصْطَفَيتَهُ
قرب تو انس گرفته باشد و درصدد روگرداندن از تو باشد خدايا قرار ده ما را از زمره کسانى که
لِقُرْبِك وَوِلايتِك وَاَخْلَصْتَهُ لِوُدِّك وَمَحَبَّتِك وَشَوَّقْتَهُ اِلى لِقاَّئِك
براى قرب و دوستيت برگزيده اى و براى عشق و محبتت خالصش گردانده و به ديدارت شائقش کرده و به قضا
وَرَضَّيتَهُ بِقَضاَّئِك وَمَنَحْتَهُ بِالنَّظَرِ اِلى وَجْهِك وَحَبَوْتَهُ بِرِضاك
و قدرت راضيش ساخته و به ديدن رويت به او نعمت بخشيده و به خوشنودى خويش مخصوصش گردانده
وَاَعَذْتَهُ مِنْ هَجْرِك وَقِلاك وَبَوَّاْتَهُ مَقْعَدَالصِّدْقِ فى جِوارِك
و از غم هجران و فراقت پناهش داده و در جايگاه راستى در جوار خويش جايش داده و
وَخَصَصْتَهُ بِمَعْرِفَتِك وَاَهَّلْتَهُ لِعِبادَتِك وَهَيمْتَ قَلْبَهُ لاِِرادَتِك
به معرفت خويش مخصوصش کرده و براى پرستش و عبادتت او را لايق کردى و در ارادت خويش دل شيدايش کردى
وَاجْتَبَيتَهُ لِمُشاهَدَتِك وَاَخْلَيتَ وَجْهَهُ لَك وَفَرَّغْتَ فُؤادَهُ لِحُبِّك
و براى مشاهده جمالت انتخابش کردى و رويش را براى خودت از اغيار خالى کردى و دلش را براى محبت خويش فارغ کردى
وَرَغَّبْتَهُ فيما عِنْدَك وَاَلْهَمْتَهُ ذِكرَك وَاَوْزَعْتَهُ شُكرَك وَشَغَلْتَهُ
و تنها بدانچه نزد تو است راغبش کردى و ذکر خويش را بدو الهام کردى و سپاسگزاريت را بدون نصيب کردى
بِطاعَتِك وَصَيرْتَهُ مِنْ صالِحى بَرِيتِك وَاخْتَرْتَهُ لِمُناجاتِك
و به طاعت خود سرگرمش ساختى و او را از بندگان شايسته ات گرداندى و براى مناجات خويش انتخابش کردى
وَقَطَعْتَ عَنْهُ كلَّشَىْءٍ يقْطَعُهُ عَنْك اَللّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَاءْبُهُمُ
و بريدى از او هر چه را که موجب بريدنش از تو گردد خدايا قرار ده ما را از کسانى که شيوه شان در زندگى
الاِْرْتِياحُ اِلَيك وَالْحَنينُ وَدَهْرُهُمُ الزَّفْرَةُ وَالاْنينُ جِباهُهُمْ ساجِدَةٌ
شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پيشانيهاشان در برابر عظمتت به خاک
لِعَظَمَتِك وَعُيونُهُمْ ساهِرَةٌ فى خِدْمَتِك وَدُمُوعُهُمْ ساَّئِلَةٌ مِنْ
افتاده و از ديدگانشان در خدمتت يکسره بيدار است و سرشکشان از
خَشْيتِك وَقُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَةٌ بِمَحَبَّتِك وَاَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَةٌ مِنْ مَهابَتِك
ترس تو ريزان و دلهاشان به محبتت آويزان و قلبهاشان از هيبتت از جا کنده شده است
يا مَنْ اَنْوارُ قُدْسِهِ لاِبْصارِ مُحِبّيهِ راَّئِقَةٌ وَسُبُحاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ
اى که انوار قدسش براى ديدگان دوستانش در کمال درخشندگى است و پرتوافکنيهاى جمالش براى قلوب
عارِفيهِ شاَّئِفَةٌ يا مُنى قُلُوبِ الْمُشْتاقينَ وَيا غايةَ امالِ الْمُحِبّينَ
عارفان زداينده (چرکيها) است اى آرمان دل مشتاقان و اى منتهاى آرزوى دوستان
اَسْئَلُك حُبَّك وَحُبَّ مَنْ يحِبُّك وَحُبَّ كلِّ عَمَلٍ يوصِلُنى اِلى قُرْبِك
از تو خواهم دوستى خودت و دوستى دوستدارانت و دوستى هر عملى که مرا به قرب تو واصل گرداند
وَاَنْ تَجْعَلَك اَحَبَّ اِلَىَّ مِمّا سِواك وَاَنْ تَجْعَلَ حُبّى اِياك قاَّئِداً اِلى
و تو را در پيش من محبوبتر از ماسواى تو قرار دهد و از تو خواهم که دوستيم را نسبت به تو جلودارم قرار دهى تا
رِضْوانِك وَشَوْقى اِلَيك ذائِداً عَنْ عِصْيانِك وَامْنُنْ بِالنَّظَرِ اِلَيك
مرا به رضوانت بکشاند و اشتياقم را به سويت چنان کنى که بازدارنده از نافرمانيت باشد و بر من منت نِه به اينکه بر من توجهى
عَلَىَّ وَانْظُرْ بِعَينِ الْوُدِّ وَالْعَطْفِ اِلَىَّ وَلا تَصْرِفْ عَنّى وَجْهَك
فرمايى و با ديده دوستى و عطوفت بر من بنگرى و رو از من مگردانى
وَاجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ الاِْسْعادِ وَالْحِظْوَةِ عِنْدَك يامُجيبُ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
و مرا از جمله سعادتمندان و بهره مندان نزد خود قرار دهى اى پاسخ دهنده اى مهربانترين مهربانان