|     |     |  EN |   AR   

دوم : مناجات شکوه کنندگان

دوم : مناجات شکوه کنندگان

دوم : مناجات شکوه کنندگان در مفاتیح الجنان

  • ۲۲:۱ ۱۳۹۸/۱۲/۱۶
به نام خداى بخشنده مهربان
اِلهى اِلَيك اَشْكو نَفْساً بِالسُّوَّءِ اَمّارَةً وَاِلىَ الْخَطيئَةِ مُبادِرَةً
خدايا به سوى تو شکايت آورم از نفسى که مرا همواره به بدى وادارد و به سوى گناه شتاب دارد
وَبِمَعاصيك مُولَعَةً وَلِسَخَطِك مُتَعَرِّضَةً تَسْلُك بى مَسالِك
و به نافرمانيهايت حريص است و به موجبات خشمت دست درازى کند مرا به راههايى که
الْمَهالِك وَتَجْعَلُنى عِنْدَك اَهْوَنَ هالِك كثيرَةَ الْعِلَلِ طَويلَةَ الاْمَلِ اِنْ
منجر به هلاکت مى شود مى کشاند و بصورت پست ترين نابودشدگان درم آورد بيماريهايش بسيار و آرزويش دراز
مَسَّهَا الشَّرُّ تَجْزَعُ وَاِنْ مَسَّهَا الْخَيرُ تَمْنَعُ مَيالَةً اِلَى اللَّعِبِ وَاللَّهْوِ
است اگر شرى به او رسد بى تاب شود و اگر خيرى نصيبش گردد سرکشى کند به اسباب بازى و سرگرميهاى بيهوده
مَمْلُوَّةً بِالْغَفْلَةِ وَالسَّهْوِ تُسْرِعُ بى اِلىَ الْحَوْبَةِ وَتُسَوِّفُنى بِالتَّوْبَةِ
بسيار متمايل و از بى خبرى و فراموشى انباشته است مرا به سوى گناه شتاب دهد و به نوبت توبه به امروز و فردايم کند
اِلهى اَشْكو اِلَيك عَدُوّاً يضِلُّنى وَشَيطاناً يغْوينى قَدْ مَلاَ
خدايا به تو شکايت آورم از دشمنى که گمراهم کند و شيطانى که مرا از راه بدر برد سينه ام را پر از
بِالْوَسْواسِ صَدْرى وَاَحاطَتْ هَواجِسُهُ بِقَلْبى يعاضِدُ لِىَ الْهَوى
وسوسه کرده و تحريکات زهرآگينش قلبم را احاطه کرده به هوا و هواسم کمک کند
وَيزَينُ لى حُبَّ الدُّنْيا وَيحُولُ بَينى وَبَينَ الطّاعَةِ وَالزُّلْفى اِلهى
و دوستى دنيا را پيش چشمم آرايش دهد ميان من و فرمانبردارى و تقرب به درگاهت حائل گردد خدايا
اِلَيك اَشْكو قَلْباً قاسِياً مَعَ الْوَسْواسِ مُتَقَلِّباً وَبِالرَّينِ وَالطَّبْعِ مُتَلَبِّساً
پيش تو شکوه آرم از دلى که سخت شده و بدست وسوسه ها بگردد و به زنگ (خودبينى ) و خوى زشت پوشيده شده ،
وَعَيناً عَنِ الْبُكاَّءِ مِنْ خَوْفِك جامِدَةً وِ اِلى ما تَسُرُّها طامِحَةً اِلهى
و از ديده اى که به هنگام گريه کردن از خوف تو خشک است ولى براى نگريستن به مناظر خوش آيندش خيره و حريص است خدايا
لا حَوْلَ لى وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِقُدْرَتِك وَلا نَجاةَ لى مِنْ مَكارِهِ الدُّنْيا اِلاّ
جنبش و نيرويى براى من نيست جز به نيروى تو و راه نجاتى از گرفتاريهاى دنيا ندارم جز
بِعِصْمَتِك فَاَسْئَلُك بِبَلاغَةِ حِكمَتِك وَنَفاذِ مَشِيتِك اَنْ لا تَجْعَلَنى
نگهدارى تو پس از تو مى خواهم به حکمت رسايت و به مشيت جارى و گذرايت که مرا تنها در معرض
لِغَيرِ جُوْدِك مُتَعَرِّضاً وَلا تُصَيرَنى لِلْفِتَنِ غَرَضاً وَكنْ لى عَلَى
جود و بخشش خود درآورى و هدف تيرهاى بلا و آزمايش قرارم ندهى و مرا در پيروزى
الاْعْداَّءِ ناصِراً وَعَلَى الْمَخازى وَالْعُيوبِ ساتِراً وَمِنَ الْبَلاَّءِ و اقِياً
بر دشمنان يارى کنى و رسوائيها و عيوبم را بپوشانى و از بلا محافظتم کنى
وَعَنِ الْمَعاصى عاصِماً بِرَاءْفَتِك وَرَحْمَتِك يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
و از گناهان نگاهم دارى به مهر و رحمتت اى مهربانترين مهربانان