اَللّهُمَّ اِنَّهُ لَيسَ لى عِلْمٌ بِمَوْضِعِ رِزْقى وَ اِنَّما اَطْلُبُهُ بِخَطَراتٍ
خدايا براستى من جاى رزق و روزى خود را ندانم بلکه روى خيالهايى که در دلم
تَخْطُرُ عَلى قَلْبى فَاَجُولُ فى طَلَبِهِ الْبُلْدانَ فَاَنَا فيما اَنَا طالِبٌ
خطور مى کند آن را مى جويم و به همين جهت بدنبال آن در شهرها مى گردم و از اين رو من در طلب
كالْحَيرانِ لا اَدْرى اَفى سَهْلٍ هَوُ اَمْ فى جَبَلٍ اَمْ فى اَرْضٍ اَمْ فى
روزى چون شخص سرگردانى هستم که نمى دانم آيا در دشت است يا در کوه ، در زمين است يا در
سَماَّءٍ اَمْ فى بَرٍّاَمْ فى بَحْرٍ وَ عَلى يدَىْ مَنْ وَ مِنْ قِبَلِ مَنْ وَ قَدْ
آسمان در خشکى است يا در دريا و به دست کى است و از جانب چه شخصى است ، آنچه مسلم است
عَلِمْتُ اَنَّ عِلْمَهُ عِنْدَك وَ اَسْبابَهُ بِيدِك وَ اَنْتَ الَّذى تَقْسِمُهُ بِلُطْفِك وَ
دانسته ام که علمش پيش تو است و اسبابش به دست تو است و تويى که آن را به لطف خود قسمت کنى و
تُسَبِّبُهُ بِرَحْمَتِك اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَاجْعَلْ يا رَبِّ
به رحمتت وسيله اش را فراهم سازى خدايا پس بر محمد و آلش درود فرست و روزيت را اى پروردگار
رِزْقَك لى واسِعاً وَ مَطْلَبَهُ سَهْلاً وَ مَاْخَذَهُ قَريباً وَ لا تُعَنِّنى بِطَلَبِ
(مهربان ) بر من فراخ گردان و راه درآوردنش را آسان و جاى دريافتش رانزديک کن و مرا در طلب
مالَمْ تُقَدِّرْ لى فيهِ رِزْقاً فَاِنَّك غَنِىُّ عَنْ عَذابى وَ اَنَا فَقيرٌ اِلى
آنچه مقدرم نکرده اى به زحمت مينداز زيرا تو از به زحمت انداختن من بى نيازى و من نيازمند
رَحْمَتِك فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ جُدْ عَلى عَبْدِك بِفَضْلِك اِنَّك ذُو فَضْلٍ عَظيمٍ
رحمت توام پس درود فرست بر محمد و آلش و کرم کن بر بنده خود به فضل که تو داراى فضل بزرگى هستى
مؤلف گويد كه اين دعا از ادعيه طلب رزق است ، و مستحبّ است نيز درتعقيب عشاء هفت مرتبه سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ بخواند و آنكه در نماز وتيره و آن دو ركعت نافله نشسته است بعد از نماز عشاء صد آيه از قرآن بخوانند و مستحب است عوض صد آيه سوره اِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ در يك ركعت و سوره قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ در ركعت ديگر بخوانند.