عَبْدالله بن اُنَیس اَ نْصاری سَلِمِی جُهَنی قُضاعی
عَبْداللهیکی از شرکت کنندگان در بَیعَت دوّم عَقَبَه بود . ایشان برابرِ دستورِ رسول خدا(ص) جهتِ قتلِ سُفیان بن خالِد بن نُبَیح هُذَلِی که در حالِ جمعآوری نیرو برای حَمْلَه به لشکریانِ اسلام بود ، عازِمِ سرزمینِ عُرَنَه گردید . آنحضرت به عَبْدالله فرمودند : در این مأموریت خودت را خُزاعِی معرّفیکن .
از قولِ عَبْدالله نقل شده است : برای شناسائی و تشخیصِ دقیق و سریعِ سُفیان در این سَریه ، قبل از حرکت به محضرِ پیامبر (ص) شرفیاب و تقاضا داشتم حَتَّیالمقدور مرا راهنمایی کنند . آنحضرت فرمودند : به محضِ مُواجَهَه با سُفیان ، بر خود خواهی لرزید و ترس وجودت را فرا میگیرد . عَبْدالله میافزاید : در اوّلین برخورد ، با مُشاهَدَه او از شدّتِ خَوف ناگهان تَکان خوردم و این نشانهای بود که حضرت محمّد(ص) به اینجانب متذکِّر شده بودند . به هر حال سعی کردم بر خود مسلّط باشم . در این لَحْظَه سُفیان پرسید :کیستی ؟ گفتم :خُزاعی هستم و از آنجا که شنیدهام برای جنگ با آن مرد (یعنی رسول خدا(ص) )در حالِ فراهم ساختنِ نیرو میباشی ، جهتِ مشارکت در این امرِ خطیر نزدِ تو آمدهام . سُفیانگفت : آری در همین اندیشهام .
عَبْدالله سپس اِدامَه میدهد : پساز ریختنِ طرحِ دوستی وجلبِ اطمینانِ سُفیان ، او را غافلگیرانه به قتل رساندم .
سَرِیه قتلِ سُفیان مدّتِ هجده شب طول کشید و عَبْدالله هفت شب مانده به پایان محرّم سال چهارم هجری در مدینه حاضر و خدمتِپیامبر خدا(ص) رسید .آنحضرت به عَبْدالله فرمودند : روسپید باشی ! و سپس عصائی به وی داده وگفتند : با این عصا در بهشت قدم بزن !
عصا یا دستواره یاد شده در زمانِ حیاتِعَبْدالله نزدِ وی بود و پساز فوت نیز بنا بر وصیتِ او ، آن را در میانِ کَفَنَش قرار دادند .
عَبْدالله همراه با چهار نفر از خَزْرَجیان به نامهای عَبْدالله بن عَتیک ، مَسعُود بن سِنان ، حارِث بن رِبعی و خُزاعِی بن اَسْوَد اَسْلَمِیبرابرِ فرمانِ رسول اکرم (ص) ، در منزلِ سَلّام بن رَبیع که احزاب را علیه پیامبر خدا(ص) و مسلمین بر میانگیخت ، حضور یافته و او راکُشتند .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- در تاریخ یعقوبی ، ج 1 ، ص 438 ، مُتَرْجَم ، خالِد بن سُفیان بن نُبَیْح ذکر شده است .
2- طبقات الکبری ، ج 2 ، ص 48 و 49 ، مُتَرْجَم .
3- مغازی واقدی ، ج 1 ، ص 392 الی 394 - طبقات کبری ، ج 2 ، ص 89 و 90 ، مُتَرْجَم .