|     |     |  EN |   AR   

عباد بن بشر

عباد بن بشر

عَبّاد بن بِشْر بن وَ قْشْ اَشْهَلی عَبّاد به کمک و همراهی اَبونائِلَه ، حارِث و اَبوعَبْسْ موفّق شدندکَعْبْ بن اَشرف یهودی را که شاعری هجوگو و یاوه‌سرا بود ، با نیرنگی ، تحتِ عنوانِ انجامِ معامله‌ای پُرسود ، به مَحَلِّ خلوتی کشانده و از پا درآورند.از قولِ جابِر بن عَبْدالله نقل شده است که : پس‌از غ ...

  • ۲۱:۳۵ ۱۳۹۸/۱۲/۱۶
عَبّاد بن بِشْر بن وَ قْشْ اَشْهَلی
عَبّاد به کمک و همراهی اَبونائِلَه ، حارِث و اَبوعَبْسْ موفّق شدندکَعْبْ بن اَشرف یهودی را که شاعری هجوگو و یاوه‌سرا بود ، با نیرنگی ، تحتِ عنوانِ انجامِ معامله‌ای پُرسود ، به مَحَلِّ خلوتی کشانده و از پا درآورند.
از قولِ جابِر بن عَبْدالله نقل شده است که : پس‌از غَزْوَه ذات الرِّقاع ، مردی از مسلمانان در ناحِیه نَخْلْ بر زنی مُشرِک دست یافته و او را اسیرکرد . شوهرِ زن به تقاصِّ اِسارَتِ همسرش ، جهتِ ریختنِ خونی از یارانِ محمّد(ص) ، در تعقیبِ نیروهای اسلام روان شد .
پیامبر (ص) قبل‌از رسیدن به مدینه ، در منزلی فرود آمده و فرمودند :چه‌کسی آماده است امشب از نیروهای اسلام پاسداری نماید ؟ عَبّاد بن بِشْر اَنصاری وعَمّار بن یاسِر مهاجری اعلام آمادگی کردند . آن دو قرار گذاشتند که ابتدا ودر آغازِ شب عَبّاد و پس‌از آن عَمّار عُهْدَه‌دارِ نگهبانی گردد .
برابرِ هم‌آهنگی فی‌مابَین ، عَمّار به استراحت پرداخته و عَبّاد ضِمنِ پاسداری ، به اِقامَه نماز مشغول شد . در این لَحْظَه مردِ مُشْرِک که سپاهیانِ اسلام را تعقیب می‌‌کرد نزدیک‌تر شده و از فاصِلَه‌ای مناسب ، پیکانی بسوی عَبّاد روانه ساخت . تیر در بدنِ مردِ اَنصاری جای گرفت امّا وی آن را بیرون کشیده و همچُنان نمازش را اِدامَه ‌می‌داد . به همین منوال دو تیرِ دیگر نیز بر بدنِ عَـبّاد فرو شد که در اثرِ آن ، ضعف وجودش را فرا گرفته و ناتوان گردید . او ناچار با انجامِ رکوع و سجودی کوتاه نماز راخاتمه داده و عَمّار را صدا زد و گفت : برخیز که از پا درآمدم !
عَمّار برخاست و مردِ مُشْرِک احساس کرد به هدفِ خود رسیدهفلِذا از صَحْنَه گریخت تا خطری متوجّه او نگردد .
عَمّار با دیدنِ حالِ عَبّاد گفت :
سبحان الله ! چرا با اِصابَتِ اوّلین تیر ، مرا بیدار نکردی ؟ عَبّادگفت : به قِرائَتِ سُورَه‌ای مشغول بوده و دوست نداشتم که پیش‌از پایان ،آن را قطع کنم امّا وقتی احساس کردم ممکن است در اجرای فرمانِ رسول خدا(ص) تعلّل شود ، نماز را خاتمه داده و تو را صدا زدم والّا هر چند جان داشتم بر سَرِ این کار می‌نهادم و سُورَه را ناتمام نمی‌گذاشتم .
عَبّاد در رأسِ بیست سوارکار ، پیش‌قراولِ کاروانِ رسول خدا(ص)در حرکت بسوی حُدَیبیه بوده و مشاهداتِ خود را به آن‌حضرت گزارش می‌داد .
آورده‌اندکه عَبّاد بن بِشْر و اُسَید بن حُضَیر ، پس‌از پایانِ مجلسی در بَیتِ رسول خاتم(ص) ، از خدمتِ ایشان مرخّص شدند . شب فرا رسیده و بعلّتِ تاریکی هوا ، دامنه دید بسیار محدود بود . در این هنگام چوبدستی عَبّاد نوری از خود ساطِع کرده و راهِ آن دو را روشن ‌نمود . هنگامی‌که مسیرِ آنان از یکدیگر متفاوت شد ، عَصای اُسَید نیز نوراَفشان گردید .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- تاریخ یعقوبی ، ج 1 ، ص 444 ، مُتَرْجَم .
2- مغازی واقدی ، ج 1، ص 397 -  سیرَةِ نَبَویَّة ، ج 2 ، ص140- 139 ، مُتَرْجَم .
3- مغازی واقدی ، ج 1 ، ص 574 .
4-  طبقات الکبری ، ج4 ، ص 513 – 511 ، مُتَرْجَم .