عاص بن وائِل سهمی قُرَشِی
عاص پدرِ عَمْرو بن عاص و یکی از مستهزِئین و سرسختترین دشمنانِ رسول خدا(ص) بود . وی به پیامبر (ص) میگفت : بیا ما خدای آئینِ اسلام رابپرستیم و تو هم خدایانِ ما را ستایش کُن تا هرکدام غیرواقعی درآمد ضرر نکنیم . در اینباره سُورَه کافرون نازل گردیده است .
1) قُلْ یا اَیهَاالْکَافِرُونَ - لا اَعَبْد ما تَعَبْدونَ - وَ لَا اَ نْتُمْ عابِدُونَ مَااَعَبْد- وَ لا اَ نَا عَابِدٌ مَا عَبْدتُمْ ...
(ای رسول ما!) بگوای کافران - من آن (بُتان) را که شما می پرستید ، هرگز ستایش نمیکنم - و شما هم آن خدایی را که من پرستش می کنم ، معبودِ خود نمیگیرید- نه من هرگز خدایان شما را عبادت میکنم – و نه شما خدای مرا عبادت خواهید کرد - پس دینِ (شرک) شما ، برای شما و دینِ (توحید)من ، برای من .
عاص پساز آنکه رسول خدا(ص) فرزندِ خود عَبْدالله را از دست داد ، آنحضرت را اَبْتَر نامید . به دنبالِ آن سُورَه کوثر نازل شد .
1) اِنَّا اَعْطَینَاکَ الْکُوْثَرَ – فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ – اِنَّ شَانِئَکَ هُوَالْاَبْتَرُ
(ای رسول !) ما تو را کوثر (عطای بسیار) دادیم – پس تو هم (به شکرانَه آن نعمتها) برای خدا نماز و قربانی (و مناسک حَجّ) بجا آور –مُحَقَّقاً دشمن بدگوی تو(عاص بن وائِل) مقطوعالنسل خواهد بود (و نسل تو تا قیامت با عزّت باقی) است .
عاص باتّفاقِ اَبو جَهْلْ ، نَضْرِ بن حارِث و عُقْبَه بن اَبی مُعَیط مراقب بودند تا پوشاک و خواروبار به مسلمانانِ مُحاصَرَه شده در شِعْب اَبوطالب نرسد .
خَبّاب بن اَرَتّ یکی از صَحابَه رسول خدا(ص) بوده و به حِرْفَه شمشیرسازی اِشتِغال داشت . وی شمشیری برای عاص ساخته و مُزدِ آن را از وی طلب کرد . عاص به طَعْنَهگفت : موقعیت و جایگاهِ من در آن دنیا نَزدِ خداوند ، از مقامِ تو و محمّد(ص)کمتر نیست . صبر کن در بهشتی که پیامبر (ص) وَعْدَه داده وارد شوم ! آنجا طلا و نقره بسیار است و پولِ شمشیرت را خواهم داد . دراینبارَه آیات 77 و 78 سُورَه مریم نازل شد .
77) اَفَرَأَیتَ الَّذِیکَفَرَ بِآیاتِنَا وَ قَالَ لَاوتَینَّ مَالاً وَ وَلَداً – اَطَّلَعَ الْغَیبَ ...
(ای رسول!) دیدی حال آن کس که به آیات ما کافر شد (عاص بن وائل ) که( خَبّاب بن اَرَتّ را به استهزاء و تمسخر) گفت : من البته مال و فرزند بسیار (در بهشت)خواهم داشت (آنجا طلب تو را می دهم) – آیا (این شخصِ کافِرِ جاهِل) بر عالمِ غیب آگاهی یافته یا از خدا بر خود عهدی گرفته است !؟
هنگامیکه مشرکینِ جَلَسَه دارالنَّدْوَه را به ریاستِ اَبوجَهْلْ تشکیل دادهو دربارَه رسول خاتم(ص) چارهجویی میکردند ، عاص پیشنهاد کرد جایگاهی بسازند و آنحضرت را تا پایانِ عُمْر در آن مکان محبوسنمایند . عاص یکی از زَنادِقَه بود .
او و زَمَعَه بن اَسْوَدْ و نَضْرِ بن حارِث و اَسْوَد بن عَبْدیغَوث و اَبَی بن خَلَفْ به پیامبر خدا(ص) میگفتند چه خوب بود که خداوند فرشتهای را همراهتمیفرستاد تا از طرفِ تو با مردم سخن بگوید . خداوند دراینبارَه آیات 8 و 9 سُورَه انعام را نازل فرمودند .
8) وَ قَالُوا لَوْلَا اُنْزِلَ عَلَیهِ مَلَکٌ وَ لَوْ اَ نْزَ لْنَا مَلَکاً لَقُضِی الْأَمْرُ ثُمَّلَا ینْظَرُونَ ...
8) گفتند چرا فرشتهای همراهِ وی نازل نشده (تا او را در دعوت مردم بسوی خدا همراهی کند؟) امّا اگر فرشتهای بفرستیم کار تمام میشود (یعنی اگر دیگر مخالفت کنند) به آنان مهلت داده نخواهد شد (و همه هلاک خواهند شد).
9) و اگر او را فرشته ای قرار میدادیم ، حتماً وی را بصورت انسانی در میآوردیم ، باز (به گمان آنان) کار را بر آنها مشتبه میساختیم ، همان طوری که آنان کار را بر خود مشتبه میسازند .
نقل است که عاص پساز طوافِ خانَه خدا ، بر درازگوشی سوار وعازِمِ طائِف شد . در بینِ راه حیوان او را به درختِ خاری کوبیدهو زخمی ساخت و همین امر منجر به مرگِ وی گردید .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- تاریخ یعقوبی ، ج1، ص 222 و 223 ، مُتَرْجَم .
2- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج1 ، ص 242 و 243 ، مُتَرْجَم .
3- زَ نادِقَة : مانَوَیان .
4- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج1 ، ص 253 ، مُتَرْجَم .