طَلْحَه بن عُبَیدالله بن عُثْمان بن عَمْرو بن کَعْب بن سَعْد بن تَیمْ بن مُرَّه قُرَشی - اَبو محمّد
طَلْحَه از صَحابی رسول خدا(ص) است که به طَلْحَه الجَواد و طَلْحَه الجَود معروف بود . وی را از بزرگانِ قَبیلَه بَنی تَیمْ و همطَراز با اَبوبکر محسوب و یکی از عَشَرَه مُبَشَّرَه دانستهاند . طَلْحَه بعد از اَبوبکر اسلام آوَرْد و جُزْوِهشت نفری میباشد که در اسلامآوردن ، از دیگران پیشی گرفتند .نَوْفَل بن خُوَیلِد بن عَدَوِیه که به شیر قُرَیش معروف میباشد ، طَلْحَه و اَبوبکر راپساز اسلام آوردن ، با یک ریسمان به یکدیگر بَسته و شِکَنْجَه داده بود .به همین مناسبت آن دو را هم بند میگفتند .
اَبو محمّد در جنگهای زیادی مانند بَدْرْ ، اُحُد ، تَبوک و ...شرکتِ فعّال داشت .
در نبرد اُحُد ، چهارده نفر در کنارِ حضرت رسول(ص) باقی مانده و هیچگاه ایشان را تَرْک نکردند . اَبو محمّد و هفت نفر از آنان ، بر ملازمتِبا آنحضرت تا سَرحدِّ مرگ پیمان بسته بودند .
در این نبرد هنگامیکه پیامبر (ص) مجروح شده و در گودالیسقوط کردند ، اَبومحمّد بلافاصِلَه واردِ مَحَلّ شده و پُشتِ خود را خَم کرد بطوریکه آنحضرت توانستند پای مبارکشان را روی کمرِ وی گذاشته و به کمکِ علی(ع) از آنجا خارج شوند .
طَلْحَه در غَزْوَه اُحُد نُه زخم بر تن داشت و انگشتِ کوچکِ دستِ او نیز با تیر و یا شمشیرِ مالِک بن زُهَیرْ از کار افتاد . مَعَالوَصْف وی روزِ بعد ازغَزْوَه اُحُد ، به دستورِ پیامبر (ص) با همان حال عازِمِ غَزْوَه حَمْراءالاَسَد شد .
درموردِ فلج شدنِ انگشتِ طَلْحَه گفته شده او پساز دریافتِ ضربتِ شمشیر و یا اصابتِ تیر ، از شدّتِ درد ، کَلِمَه آخ را بر زبان آوَرْد و پیامبر خدا(ص) فرمودند : اگـــر بـــه جــای ایـــن کَلِمَه بســـم الله گفتـــه بــود ، واردِ بهشـــت مــیشـــد .
هنگامِ جمعآوری کمکهای مالی جهتِ غَزْوَه تَبوک ، منافقانی در خانَه سُوَیلِمْ جمع شده و مردم را از شرکت در غَزْوَه مذکور باز میداشتند . رسول خدا(ص) به طَلْحَه مأموریت دادند تا خانَه را بر سَرِ آنان خراب کرده و به آتش کَشَد .
او با قدرت و بدونِ فوت وقت دستورِ آنحضرت را به موردِ اجرا گذاشت . افرادِ حاضر در خانَه یاد شده ، جملگی از طریقِ پُشتِ بام گریختند و ضَحّاک بن خَلیفه که جُزْوِ آنان بود ، در حینِ فِراربه پائین سقوط کرده و پایش شکست .
اَبو محمّد یکی از کسانی است که به غَزْوَه تَبوک کمکِ مالی کرد .وی در حَجَّه الوَداع نیز افتخارِ دَرْکِ محضرِ پیامبر خاتم(ص) را داشت .
طَلْحَه یکی از اعضای شورای شش نفری منتخبِ عُمَر ، برای تعیینِ جانشینِ خَلیفَه دوّمِ مسلمین بود که سرانجام به نفعِ عُثْمان کنار رفت .
پساز قتلِ عُثْمان و انتخابِ علی (ع) به عنوانِ خَلیفَه مسلمین ،طَلْحَه و زُبَیرْ ظاهراً با آنحضرت بَیعَت کرده و لکن در اِزاءِآن توقّع داشتند که حکومتِ بَصْرَه و کوفَه را تصاحب نمایند . امام علی (ع) با بیانِ اینکه در مدینه به شما نیازِ بیشتری دارم ، از اجرای خواسته آنان امتناع ورزیده و همین امر موجِبِ تکدّر و عنادِ بیشترِ آن دو گردید .
طَلْحَه و زُبَیرْ از اِتّهامی که در زمانِ بازگشتِ نیروهای اسلام از غَزْوَه بَنی مُصْطَلِق بر عایشَه بسته شده بود اِطّلاع داشته و میگفتند که رسول خدا(ص) برای اتّخاذِ تصمیم در موردِ عایشه ، با مولایمُتَّقیان(ع) مشورت نموده و اِظهارِ نظرِ امام علی (ع)در این باره ، موجِبِ دشمنی وکینه عمیقِ عایشَهگردیده و لِذا از آن هنگام به بعد ، عایشَه هرگز باامیرالمؤمنینعلی(ع)همکلام نشده است . رجوع به غَزْوَه بَنی مُصْطَلِق
در این شرایط ، طَلْحَه و زُبَیرْ مخالفتِ آشکار با امام علی(ع) رابسیار مناسب دانسته و به بهانه انجامِ عُمْرَه ، عازِمِ مکّه گردیده وبا مخالفانِ آنحضرت همنوا شدند . آنان باتّفاقِ عایشَه ،در پوششِ خونخواهی خَلیفَه سوّم ، علیرغمِ اینکه در زمانِ حیاتِ عُثْمان با وی در ستیز بودند ، از مکّه رهسپارِ بَصْرَه شده و سرانجامجنگ جَمَل را علیه خَلیفَه مسلمین : حضرت علی(ع)به راه انداختند .
این جنگ در سال 36 هجری آغاز گردید . در این نبرد طَلْحَه و زُبَیرْ در سَمتِ راست و چپِ شترِ عایشَه قرار گرفته بودند . طَلْحَه با وجودِ تلاشِ بسیاری که حضرت علی (ع) برای راهنمائی او به عَمَل آورده و حَتّی حضوراً نیز با وی مذاکره کردند ، از جنگ دست نکشید و سرانجام با تیری از جانبِ مَرْوان بن حَکَم که به پهلوی راستش اصابت کرد ،کُشته شده و در بَصْرَه دفن گردید . یکیاز پسرانِ طَلْحَه به نامِ محمّد نیزدر این جنگ همراهِ پدرش کُشته شد .
طَلْحَه که بیست و هشت سال قبلاز هجرت متولّد شده بود ،مدّتِ شصت و چهار سال عُمْر کرده و اموالِ بسیاری از خودباقی گذاشت . وی در هنگامِ وفات چهار زن و پانزده فرزند داشت که به هر یک از آنان ، میراثِ قابلِ توجّهی تعلّق گرفت . یکی از دخترانِ اوبه نامِ اُمِّ اِسحاق ابتدا به همسری امام حَسَن(ع) درآمد وپساز شهادتِ آنحضرت ، افتخارِ ازدواج با امام حُسَین(ع) را کسب کرد .
زُبَیرْ که منطقیتر از طَلْحَه به نظر میرسید ، پساز مواجَهَه با علی(ع)در میدانِ نبرد و شنیدنِ سخنانِ آنحضرت ، صَحْنَه جنگ جَمَل را تَرْک کرد . وی در مَحَلّی نزدیکِ بَصْرَه که وادی السِّباع نام داشت ، پساز صرفِ ناهار به نماز و استراحت پرداخت و در همان حال ،توسّطِ یکی از خَوارِج کُشته شد .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- طبقات الکبری ، ج 3 ، ص 185 ، مُتَرْجَم .
2- همان ، ص 186.
3- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج 2 ، ص 298 ، مُتَرْجَم - تاریخ پیامبر اسلام ، ص 12- 511 .
4- مغازی واقدی ، ج 2 ، ص991 .
5- طبقات الکبری ، ج 3 ، ص 183 ، مُتَرْجَم .
6- همان ، ص 184 .
7- کَشْف الغُمَّة ، ج1 ، ص 8 – 327 ، مُتَرْجَم– تاریخ اسلام ، ج4 ، ص 9– 578 به نقل از کامل اِبن اَثیر ، ج3 ، ص 240 – 236 .