طُفَیل بن عَمْرو بن طَریف بن عاص دَوسی اَزْدی- ذُوالنّور
طُفَیل از صَحابی رسول خدا(ص) و از قَبیلَه بَنی غَنْمْ بن دَوس است .وی از اشرافِ جاهلیت و فردی شاعر ، ثروتمند ، مهماننواز و موردِ احترامِ قومِ خود بود .
اسلامآوردنِ طُفَیل باتوجّه به موقعیتِ ویژه و بلندی مَرْتَبَتی که در بینِ افرادِ قَبیلَهاش داشت ، برای قُرَیش ناخوشایند مینمود و به همین دلیل هنگامیکه وی قصدِ رفتن به مسجدالحرام را داشت ، سرانِ قُرَیش ضِمنِ بدگویی از پیامبر خدا(ص) و منافق و ساحِر معرّفیکردنِ آنحضرت ، طُفَیل را بیم داده و تأکیدکردند که سعی کند حتّی یک کلام بینِ او و حضرت محمّد(ص) ردّ و بدلنشود .
طُفَیل میگوید ابتدا در گوشهای خود پنبه گذاشته بودم تا صدائی نشنوم امّا بطورِ اتّفاقی سخنی دلنشین از محمّد(ص) شنیده و با خود گفتم :من انسانی خردمند و شاعر بوده و زشت و زیبا را میشناسم ، با او صحبت میکنم ، اگر نیک پاسخ داد ، میپذیرم و اِلّا رهایش میکنم . با این اعتقاد به پیغمبر(ص) نزدیک شده و از وی خواستمآئینِ خود را بر من عرضه بدارد . آنحضرت ضِمنِ تلاوتِ آیاتی از قرآن ، دینِ اسلام را معرّفی نمود . من چون کلامی شیواتر و آئینی متعادلتر از آن ندیده و نشنیده بودم، بلافاصِلَه اسلام آوردمو سپس به میانِ قومِ خود رفته و دینِ جدید را مطرح نمودم .ابتدا پدر و همسرم اسلام را پذیرفتند لکن افرادِ قَبیلَه ،در قبولِ آن بسیار مقاومت میکردند . ناچار مسئله را با رسول خاتم (ص)مطرح و آنحضرت مرا به صبر و بردباری سفارش فرمودند .عَلیایحال تا قبل از عملیات خَیبَر در میانِ قبَیلَه بَنی غَنْمْ ماندم وسپس با هفتاد و هشت خانواده از مسلمانان ، در غَزْوَه خَیبَربه رسول خدا(ص) ملحق شدیم . آنحضرت ما را همانندِسایرِ مسلمانان در غَنائِمِ خَیبَر شرکت داده و از آن به بعد تا فَتْحِ مکّه ، این افتخار را داشتم که در حضورشان باشم .
طُفَیل بنا به خواستِ خودش و با تأییدِ پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) ، بُتِ قَبیلَه دَوس به نامِ ذوالْکَفَّینْ را منهدم کرد . وی تا زمانِ رحلتِآنجناب در مدینه ساکن بود .
طُفَیل به سال 11 هجری در جنگ یمامَه علیه مُرْتَدّ ان شرکت نمودهو شهید شد . پسرِ طُفَیل که همراهِ پدرش بود نیز شدیداً مجروح گردید امّا از آن نبرد جانِ سالِم بِدَر بُرْده و سپس در زمانِ خِلافتِ عُمَر، با شرکت درجنگ یرموکِ شام به شهادت رسید .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- سیرَةِ نبویَّة ، ج1، ص 233 الی237 ، مُتَرْجَم - طبقات واقدی ، ج4 ، ص 218-215 ، مُتَرْجَم.