شَیماء بنت حارِث بن عَبْدالعُزَّی بن رِفاعَه سَعْد هَوازِن
شَیماء خواهرِ رضاعی رسول خدا(ص) و دخترِ حَلیمَه سَعْدیه میباشد .حَلیمَه دخترِ عَبْدالله بن حارِث : اَ بُو ذُؤَیب و مادرِ رضاعی آنحضرت بود .
شَیماء پساز نبرد حُنَینْ و هنگامِ بازگشتِ پیامبر خدا(ص)به جِعِرّ انُه در محضرِ ایشان شرفیاب شده و اظهار داشت : ای محمّد(ص) ! من خواهرِ شما هستم . وی به عنوان اِرائَه نشانهای از دورانِ خُرْدسالی خود عرض کرد : در اَوانِ کودکی ،شما برادرِ نازنینم را بر زانوی خود نشانده بودم که من را گاز گرفتهو هنوز در سِنِّ پیری اَثَرِ آن را بر تن دارم .
آنحضرت خواهر را شناخته و در اوجِ دلهره و اضطرابِ ناشی از خاتمه جنگ ، برپاخاستند و ضِمنِ خوشآمدگوئی ، تنپوشِ خود رازیراندازِ او کردند . چشمانِ پیامبر (ص) در آن لحظه پُر از اشک شده بود .آنحضرت راجع به پدر و مادرِ شَیماء پرسیدند که وی پاسخ داد :آنان زندگی را بِدْرُود گفتهاند . رحمت عالمیان(ص) ضِمنِ تأثّر ، خواهر را مختار کردند که با ایشان بماند و یا نزدِ اقوامِ خود بازگردد . شَیماء مایل بود که در کنارِ خانوادهاش باشد و لِذا همانجا زبان به شهادتین گشوده و اسلام آوَرْد . آنحضرت هنگامِ بَدْرَقَه خواهر ، هدایائی همراهِ او کردند .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- مغازی واقدی ، ج2 ، ص913و914– تاریخ یعقوبی ، ج1 ، ص425 ، مُتَرْجَم – سیرَةِ نبویَّه ، ج2 ، ص279 ، مُتَرْجَم – تاریخ پیامبر اسلام، ص 488.