شُجاع بن وَهْب اَسَدی
رسول خدا(ص) در سال هشتم هجری ، سَریهای متشکِّل از بیستوچهار نفر را تحتِ سرپرستی شُجاع ، بر سَرِ جمعی از مردانِ هَوازِن اعزام فرمودند . در این سَریه که نیروهای هوازِن در مَحَلّی به نامِ سی از ناحیه رُ کْبَه مستقرّ و تا مدینه پنج روز فاصِلَه داشتند ، مسلمانان چهارپایان وگوسفندانِ بسیاری را به غنیمتگرفتند .
شُجاع در سَریه عُکّاشَه بن مِحْصَن به غَمَرْ نیز شرکت داشت . در این سَریه ، عُکّاشَه همراه با چهل مرد رهسپار شده بود لکن نیروهای دشمن قبل از رسیدنِ رزمندگانِ اسلام به غَمَرْ متواری گردیدند . شُجاع جهتِ تعقیبِ دشمن ، ردِّ چهارپایانِ آنان را گرفته و سرانجام موفّق گردید دویست نفر از شترانِ دشمن را جمعآوری نموده و به مدینه انتقال دهد .
ایشان یکی از شش نفر نمایندگانِ اعزامی پیامبر خدا(ص) به سایرِ سرزمینها بود که پیامِ جهانی آنحضرت مبنی بر پذیرشِ اسلام راتسلیمِ پادشاهان و حاکمانِ دیگر مناطق میکردند .
شُجاع در همین رابطه ، سفری به سرزمینِ غَسّانیها داشت که حکمرانانشان از سوی امپراتور روم منصوب میشدند .
حارِث بن اَبی شَمِرْ : حاکمِ غَسّانیان با دریافتِ نامَه پیامبر اسلام(ص) ،خود را خشمگین نشان داده و گفت : من باید محمّد(ص) را دستگیر کنم ! حارِث برای خودنَمایی ، طَی نامَهای به قَیصَر روم ، تصمیمِ خود مبنی بر لزومِ دستگیری ایشان را مرقوم داشت . نامَه حارِث هنگامی به قَیصَر رسید که دِحْیه کَلْبی : سفیرِ رسول خاتم(ص) در کاخِ امپراتور حاضر و او را به آیینِ اسلام دعوت میکرد . قَیصَر در پاسخ به حاکِمِ غسّان ،وی را از تندروی نسبت به پیامبر اکرم(ص) مَنْع کرد . حارِث پساز دریافتِ فرمانِ قَیصَر ، بلافاصِلَه رفتارش را با نماینده معظّمله تغییر داده و گفت به رسول گرامی اسلام(ص) بگو ! من پیروِ واقعی ایشان هستمو هدایایی نیز توسّطِ شُجاع تقدیم کرد .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- غَسّانیها تیرهای از قَبیلَةِ اَزْدْ قحطانی بودند که مدّتها در سرزمینِ یَمَن زندگی کرده و اراضیِ آنان از سَدِّ مَآرب مشروب میشد . قَبیلَةِ اَزْدْ پساز ویرانیِ سَدِّ مذکور به شام کوچ نموده و در آنجا دولتی تشکیل دادند که غَسّانیة نام گرفت.