سُهَیل بن عَمْرو بن عَبْد شَمْس بن عامِر بن لُؤَی
سُهَیل یکیاز خُطَبای قُرَیش و از بزرگانِ دورانِ جاهلیت بود. پیامبر خدا(ص) هنگامِ بازگشت از طائِف امنیتِ جانی نداشتند و لِذا به ترتیب از سُهَیلْ و دونفرِ دیگر به نامهای اُخْنَس بن شُرَیق و مُطْعِم بن عَدِی خواستند تا در پناهِ یکی از آنان واردِ مکّه شوند . سُهَیل و اُخْنَس عُذر آوردند امّا مُطْعِم با کمالِ میل از پناه دادن به آنحضرتاستقبال کرد.
سُهَیل همراه با لشکریانِ قُرَیش در جنگ بَدْرْ شرکت کرده و توسّطِمسلمانان اسیر شد . عُمَر از رسول خدا(ص) اِجازَه خواست که او را مُثْلَه کرده و دندانهای پیشین وی را بِکَشَد و زبانش را از کام بیرون آوَرَد .رحمت عالمیان(ص) مُثْلَهکردن را حرام دانسته ، مانع از انجامِ این کار شده و از اسلامآوردنِ وی در آینده خبر دادند . سُهَیل با پرداختِ فِدْیه آزادگردید . او در جنگ اُحُد نیز فعّالانه شرکت کرده و علیه مسلمانان میجنگید.
در ماجرای صلح حُدَیبیه ، پساز تبادلِ چندین پیام توسّطِ نمایندگانِرسول خدا(ص) و مشرکین ، سُهَیل بن عَمْرو آخرین نماینده قُرَیش بودکه در محضرِ پیامبر اکرم(ص) شرفیاب شد و ضِمنِ بحث ، مُشاجَرَه و حَتّی اِسائَه ادب به ساحتِ مقدّسِ آنحضرت ، سرانجام پیمان صلح حُدَیبیه بینِ مسلمانان و قُرَیش منعقد گردید .
سُهَیل بههنگامِ نوشتنِ مُفادِ قراردادِ مذکور ، مانع از آن شد که سرلوحَه قرارداد با بسم الله الرّحمن الرّحیم آغاز گردد . وی همچُنین نپذیرفت که در متنِ صلحنامه ، از لَقَبِ رسول الله(ص) برای آنحضرت استفاده شود.
همزمان با اِتمامِ نوشتنِ قرارداد ، فرزندِ سُهَیل به نامِ اَبو جَنْدَل که از زندانِ مشرکین گریخته بود ، خود را از مسیری کوهستانی ، صعبالعبور و بیراهه به مَحَلِّ حُدَیبیه رسانده و از رسول خاتم(ص) پناه خواست . سُهَیل به محضِ دیدنِ فرزندش ، برافروخته شده و با سیلی به صورتِ وی نواخته و او را موردِ ضربوشتم قرارداد و سپس خِطاب به حضرت ختمی مَرْتَبَت(ص)گفت : ای محمّد(ص) ! قراردادِ ما پیشاز رسیدنِاَبو جَنْدَل کامِل و مکتوب شده بود و لِذا اگر پسرم را به من تسلیم نکنی ، برخلافِ پیمان عمل کردهای ! پیامبر (ص) سخنِ سُهَیل را تأیید فرموده و به اَبو جَنْدَلگفتند : شکیبا باش و برای اسلام تحمّل کن ! خدا برای تو و بَقیه رنجدیدگانِ مسلمان ،گشایشی فراهم خواهد کرد .
عُمَر در فرصتی کوتاه ، با اَبو جَنْدَل روبرو شده و با نشاندادنِقَبْضَه شمشیرِ خود ، به او فهمانْد که اگر مایل باشد میتواند پدرش را از پا درآوَرَد لکن وی نپذیرفت ...... .
در پایانِ عُمْرَه القَضاء که یکسال بعد از صلح حُدَیبیه برگزار شد ،سُهَیل همراه با حُوَیطِب بن عَبْدالعُزَّی از سوی قُرَیش خدمتِ رسول خدا(ص) رسیده و گستاخانه گفت : مهلتِ مسلمانان پایان یافته و باید مکّه را تَرْک کنید ! پیامبر (ص) اظهارِ تمایل فرمودند که خروجشان تا پایانِ مراسمِ ازدواج با اُمُّ الْمُؤمِنین : مَیمُونَه بنت حارِث به تعویق افتد و مشرکین نیز در برنامه صرفِ غذا شرکت نمایند . سُهَیل گفت نیازی به طَعامِ شما نداریم ...... . رسول خاتم(ص) از مسلمانان خواستند برابرِ توافقِ قبلی ، در موعِدِ مقرّر خانَه خدا را تَرْک نموده و آنحضرت نیز ضِمنِ گشادهرویی و حُسْنِ خِتام بخشیدن به صحبت با نمایندگانِ قُرَیش ، از مکّه خارج شدند ...... .
پساز فَتْحِ مکّه ، سرانِ قُرَیش در اطرافِ خانَه کَعْبَه ، حیران و متعجّب ازپیروزی مسلمین ایستاده بودند که به فرمانِ حضرت خاتم النّبیین(ص) ،بِلال برای اَذانگفتن بر بامِ کَعْبَه رفت . سُهَیل با شنیدنِ صدای اَذان ،آنچُنان متأثّر و ناراحت شد که صورتِ خود را در دستمالی پیچید .
سُهَیل به خوبی میدانست که در ستیزهجویی و دشمنی با رسول الله(ص) از هیچ کوششی فروگذار نکرده است . حضورِ فعّالش در جبهههای بَدْرْو اُحُد علیه مسلمانان و همچُنین بیادبیهای او در انعقادِپیمان صلح حُدَیبیه چیزی نبود که به این زودیها از اذهانِ مسلمین زدوده شود فَلِذا با فَتْحِ مکّه در منزلِ خود پنهان گردید و پسرش عَبْدالله رانزدِ حضرت محمّد مصطفی(ص) فرستاده و سؤال کرد : آیا کسی مثلِ سُهَیل هم میتواند امید به پناهگرفتن داشته باشد !؟
آنحضرت بدونِ تَأمُّل فرمودند : آری ! سُهَیل با امانِ خدااز امنیت برخوردار است ! حضرت رسول (ص) علاوه بر این ، به اطرافیانِ خود فرمودند : مبـادا کسـی در دیــدارِ سُــهَیل بـا مــن ، بـه او نگـاهِ تنــدی بکنــد !
سُهَیل در پناهِ اسلام قرارگرفت و همراه با اَبوسُفیان ، حَـکیم بن حِزام و عَبْدالله بن اَبی رَبیعَه و ... در نبرد حَنُینْ حضور یافتند . آنان اگرچه با برخورداری از حمایتِ اسلام و پُشتِ سَرِ مسلمانان حرکت میکردندلکن با مُشاهَدَه کوچکترین ناهماهنگی ، نقطه ضعف ، ایراد و یا اِشکال ، به تحقیرِ نیروهای اسلام میپرداختند .
سُهَیل پساز پایانِ نبرد حَنُینْ ، در جِعِرّ انَه اسلام آوَرْد . پیامبر اسلام(ص)جهتِ رعایتِ عطوفتِ اسلامی ، یکصد شتر از غنائِمِ جنگی به وی اِعطاء فرمودند . سُهَیل در حَجَّه الوَداع نیز حاضر بود و هنگامیکهمحمّد بن عَبْدالله(ص) سَرشان را اصلاح میکردند ، موهای تراشیده شده آنحضرت را روی چشمانِ خود میگذاشت . پدر و برادرِ سُهَیلبه نامهای عَمْرو بن عَبْدوَدّ و حِسْل بن عَمْرو در غَزْوَه خَنْدَقبا شمشیرِ حضرت علی(ع) کُشته شدند .
سُهَیل ابتدا در مکّه ساکن بوده و سپس مدینه را جهتِ اقامتِ دائِم انتخاب و به سال 18هجری قمری از دنیا رفت .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- تاریخ یعقوبی، ج 1 ، ص 414 ، مُتَرْجَم .
2- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج 2 ، ص 9- 228 ، مُتَرْجَم .
3- تاریخ یعقوبی ، ج1 ، ص 425 ، مُتَرْجَم .