سِلْکان بن سَلامَه بن وَقْشْ - اَبونائِلَهکَعْب بن اَشْرَف مردی شاعر و زبانآور بود . وی در اَشعارشبه رسول خدا(ص) و مسلمین بد میگفت و دشمنان را بر ضدِ آنحضرت تحریک میکرد . کَعْبْ در سُرُودَههایش ، نامِ زنانِ مسلمان را نیزبا بیادبی ذکر می نمود . حضرت محمّد(ص) پساز غَزْوَه بَدْرْ فرمودند : کیست ...
سِلْکان بن سَلامَه بن وَقْشْ - اَبونائِلَه
کَعْب بن اَشْرَف مردی شاعر و زبانآور بود . وی در اَشعارشبه رسول خدا(ص) و مسلمین بد میگفت و دشمنان را بر ضدِ آنحضرت تحریک میکرد . کَعْبْ در سُرُودَههایش ، نامِ زنانِ مسلمان را نیزبا بیادبی ذکر می نمود . حضرت محمّد(ص) پساز غَزْوَه بَدْرْ فرمودند : کیست که من را از دستِ پسر اشرف آسوده کند ؟ محمّد بن مَسْلَمَه اَوسیاعلامِ آمادگی کرده و با اَبو نائِلَه ، عَبّاد بن بِشْر بن وَقْشْ ، حارِث بن اَوس بن مُعاذ و اَبو عَبْسْ بن جَبْربرای کُشتنِ او همپیمان شدند .
ابتدا اَبو نائِلَه نزدِ کَعْبْ رفت و با وی ساعتی به شعرخوانی ،گپزنی و بدگوئی از پیامبر خدا(ص) پرداخته و در پایان گفت : من و دوستانم مقداری خواروبار احتیاج داریم لکن بهای آن را بعداً پرداخت خواهیم کرد . کَعْبْ پاسخ داد : مانعی ندارد ، مشروط به اینکه تا زمانِ پرداخت ارزشِ آن ، همسرانتان را نزد من گرو بگذارید !اَبو نائِلَه گفت :این پیشنهاد خیلی شرمآور است . کَعْبْ بیان کرد : پس پسرانتان را !؟اَبو نائِلَه پیشنهادِ دوّم را نیز صحیح ندانست و برای اینکه بتواند مسلّحبودنِ اعضاءِ سَریه و حضورِ آنان در خارج از منزلِ کَعْبْ را توجیه نماید اظهار داشت : معادِلِ قیمتِ اجناس ، سلاح و تجهیزاتی نزد تو امانت میگذاریم که نمونههائی از آن را دوستانم با خود همراه آورده و بیرونِبَیت آماده اِرائَه میباشند .کَعْبْ پذیرفته و باتّفاقِ اَبو نائِلَه به جمعِ همراهانِ او که غرق در اَدَواتِ رزمی و سلاح بودند ملحقگردید . آنان قدمزنان از خانَه کَعْبْ فاصله گرفته تا به مَحَلِّ شِعْب العَجوز رسیدند .اَبو نائِلَه در طولِ مسیر ، خصوصیاتِ کَعْبْ و به ویژه آراستگی و بلندی موی سَرَش را موردِ تعریف و تمجید قرار میداد و ضِمنِ دستکشیدن و نوازش کردنِ سر و صورتِ وی ، بر تملّق و چاپلوسی خود میافزود . کَعْبْ در اَثَرِ تکرارِ رفتارِ اَبو نائِلَه ، بتدریج خام شده و فریب خورْدْ و تملُّق ، تفقّد ، مهربانی و دست زدن بر سَر و صورتِ خود را معلولِ اظهارِ رضایتِ آنان از فروشِ اجناسِ بصورتِ نَسیه تلقّی نمود . سرانجام اَبو نائِلَه در یک لَحْظَه فرصت را مغتنم شُمُرده و با حرکتی ناگهانی ، موی سَرِکَعْبْ را محکم دورِ دستِ خود پیچیده و بقیه دوستانش را بهکمک فراخواند . آنان نیز بلافاصِلَه حَمْلَه کرده و پسرِ اَشْرَف را از پا درآوردند .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران