سَعید بن عاص بن اُمَیه – اَبو اُحَیحَه – ذوالْعِمامَه
پساز مرگِ حَرْب بن اُمَیه ، ریاستِ بَنی اُمَیه به اَبو اُحَیحَه رسید . وی به لحاظ برخورداری از مال و مَنالِ بسیار ، دارای شرف و اعتبار خاصّی در میان قُرَیش بود ، زیرا دارائی و ثروت ،پایه افتخار ، آبرو و حیثیت در نزدِ مردمِ مکّه و عَرَب محسوب می گردید .
احترام اَبو اُحَیحَه در مکّه بِدان حدّ بود که هیچکس به خود اجازه نمی داد برای پوششِ سَرَش ، از دستار و یا بستنِ شالی هم رنگ با عِمامَه وی استفاده کند .
سَعید در آغاز ظهور اسلام ، مخالفتی با پیامبر (ص) نداشت و مُؤکَّداًاظهار مینمود که : به محمّد(ص) کاری نداشته باشید ! اگر او بر حقّ باشد ،مایه افتخارمان خواهد شد، زیرا از طایفَه قُرَیش است و درغیراینصورت ،طوائِفِ دیگر با او برخورد خواهند کرد و ما هیچ خسارتی نمیبینیم ...... .
اوّلینگروهِ مهاجرینِ اسلام ، پساز استقرار در حَبَشَه ، خبرِ اسلامآوردنِ قُرَیش را دریافت نموده و عازم مکّه شدند لکن در بین راه ،کِذب و شایعهبودنِ اخبارِ دریافتی آشکارگردید فَلِذا عدّهای به حَبَشَه بازگشته و جمعی دیگر ، مخفیانه و یا در پناهِ یکی از آشنایان خود وارد مکّه شده و در امان قرار گرفتند .
عُثْمان بن عَفّان جُزْوِ همین گروه از مهاجرین بود که با پناه گرفتن از سعید بن عاص در مکّه حضور یافت .
سَعید علیرغم موضع بیطرفانهاش در اِبتداءِ بِعْثَت ، پساز مشاهده پیشرفتِ اسلام و با شنیدن سِعایت و بدگوئیهای نَضْر بن حارِث عَبْدَریکه مرتّباً تکرار میکرد : محمّد(ص) خدایان ما را دشنام میدهد و جایگاه پدران ما را در آتش میداند ، تدریجاً از اسلام فاصله گرفته و دشمن سرسختِ آنحضرت گردید و سرانجاماظهار داشت : من سخنانِ محمّد(ص) را نه در نصرانیت شنیدهام و نه در یهودیت .
خالِد فرزندِ سَعید ، یکیاز اسلامآورندگانِ نخستین بود که به همین علّت مدّتی توسّطِ پدرش موردِ شکنجه قرار میگرفت و سپس از خانوادَه خود طرد و به حَبَشَه مهاجرت کرد .
سَعید بن عاص برای اینکه از اخبارِ مربوط به پیامبر خدا(ص) ، فرزندش : خالِد و همچُنین سایرِ مسلمانان چیزی نبیند و خبری نشنود ،به طائِف کوچ کرد . سَعید همیشه در کَنَفِ حمایتِ عُثْمان بن عَفّان بودو در دوره خِلافتِ وی نیز قریب به پنج سال حکومتِ کوفَه را عُهْدَهدار گردید .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- سیرَةِ رسول الله از آغاز تا هجرت ، ص 133 .
2- سیرَةِ رسول الله از آغاز تا هجرت ، ص 134 .
3- طبقات الکبری ، ج 5 ، ص 152 ، مُتَرْجَم .