سَرِیه علی بن اَبیطالب (ع) بسوی بُتخانَه فَلْسْ
رسول خدا(ص) مُقارِنِ ماهِ رَبیعالآخر سال نهم هجری ، علی(ع) را در رأسِ یکصد و پنجاه مردِ اَنصاری منصوب و سپس با سپردنِ رَأیتی به سَهْل بن حُنَیف و لِوائی به جَبّار بن صَخْر سَلَمِی ، جهتِ انهدامِ بُت فَلْسْ اعزام فرمودند . این بُت متعلِّق به فرزندانِحاتِم طائی و در عبادتگاهِ قَبیلَه طَییءْ مُسْتَقَرّ بود . باتوجّه به اینکه احتمالِ مقاومتِ سرسختانه طرفدارانِ بُتِ مذکور از بُتخانَه وجود داشت لِذا امام الموحّدین علی(ع) بامدادان مَحَلّه خاندانِ حاتِمِ طائی را موردِ هجوم قرار دادند و ضِمنِ انهدامِ بُت و مَعْبَدِ مذکور ، غنائِم فراوانی بدست آورده و عِدَّهای را اسیرکردند .
سَفّانَه دخترِ حاتِم طائی نیز جُزْوِ اُسَراء بود و لکن برادرش عَدِی بن حاتِم به شام گریخت .
در مخزنِ بُتخانَه فَلْسْ سه شمشیر به نامهای رَسُوب ، مِخْذَم و یمانیو سه زره وجود داشت .
مولای متّقیان حضرت علی(ع) ابتدا شمشیرها را برای رسول اکرم (ص)کنار گذاشته و سپس با اعزام خانواده حاتِـم به مدینه و تخمیسِ مابَقی غَنائِم و اُسرای موجود، آنها را بینِ اعضاءِ سَریه تقسیم کردند .
سَفّانَه پس از انتقال به مدینه ، در بَیتِ رَمْلَه بنت حارِث منزل داده شد . دخترِ حاتِم هنگامیکه نبی مکرّم اسلام(ص) را درحالِ عبوراز آنجا دید اظهار داشت : ای پیامبر (ص) ! پدرم مُرد ، آنکه مراسرپرستی میکرد ناپدید شد ، پس بر من منّت گُذار ! خدا بر تو منِّت نِهَد !
آنحضرت پرسیدند : سرپرستِ تو کیست؟ وی پاسخ داد : عَدِی بن حاتِم
ایشان فرمودند : همان که از خدا و رسولش(ص)گریخت !؟
دخترِ حاتِم سه روز بدین مِنوال تقاضای خود را تکرار نمود و چون پاسخی دریافت نکرد ، ناامید شد . نبی مکرّم اسلام(ص)روز چهارم از همان مسیر درحال عبور بودند و علی(ع) تلویحاً از سَفّانَه که امیدی به آزادی نداشت خواست تا حاجتِ خود را یک بارِ دیگر مطرح کند !
وی تقاضایش را برای چندمینبار بازگوکرد . حضرت محمّد(ص)ضِمنِ اِعطاءِ هدیهای ، او را همراه با افرادی موردِ اطمینان ، نزدِ برادرش به شام فرستادند .
سَفّانَه که تحتِ تأثیرِ اخلاقِ حضرت رسول ختمی مَرْتَبَت قرارگرفته بود ، برادرش : عَدِی بن حاتِم را متقاعد ساخت تا به مدینه رفته و اسلام آوَرَد .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- فَلْسْ ، به ضَمّ و کَسْرِ فاء نیز آمده است .
2- مغازی واقدی ، ج 2 ، ص 5- 984 و ص 988 .
3- رَسُوب : گذرکننده از هر مانع .
4- مِخْذَم : بسیار بُرّ ان .
5- طبقات الکبری ، ج 1 ، ص 458 ، مُتَرْجَم .
6- مغازی واقدی ، ج2 ، ص 988.
7- همان ، ج 2 ، ص 989 – سیرَةِ نَبَویَّة ، ج 2 ، ص 5 - 332 ، مُتَرْجَم .
8- تاریخ پیامبر اسلام ، ص 509- 508 .