سُراقَه بن مالِک بن جُعْشُم - اَبوسُفیان
سُراقَه صَحابی پیامبر (ص) و از قَبیلَه بَنی مُدْلِج میباشد . او یکی از کسانی است که جهتِ کُشتنِ رسول خدا(ص) در لَیلَه المَبیت ،اطرافِ منزلِ آنحضرت به نگهبانی مشغول بود . سُراقَه علی (ع) را بِعِوَضِ پیامبر (ص) در بستر ملاحظه کرده گفت : حال که محمّد(ص)در خانه نیست بهتر است با اغتنام از فرصت ، علی (ع) را بِکُشیم ! اَبـُوجَهْل نسبت به قتلِ امیرالمؤمنین(ع) تشجیع شد لکن نگاهِ غضبآلود و هَیبَت آن جناباَبـُوجَهْل را از هر اقدامی باز داشت ...... .
مردانِ قُرَیش بلافاصله پس از دریافتِ خبرِ هجرتِ پیغمبر خدا(ص) ، یکصد شتر جایزه ، برای دستگیرکننده آنحضرت تعیین کردند .
رسول خدا(ص) شب دوشنبه چهارم ربیع الاوّل از غار ثَور بسوی مدینه حرکت کرده و نیمه روزِ سهشنبه برای مدّتی کوتاه در قُدَیدْ فرود آمدند . سُراقَه که ساکن قُدَیدْ بود از حرکتِ پیامبر (ص) اطّلاع حاصل و به طَمَعِ دریافتِ جایزه ، بر اسب خود نشست و کاروان آن حضرت را با شتاب تعقیب نمود . در طول مسیر چندین بار دستانِ اسبِ سُراقَه در زمین فرو رفت و حتّی یک بار سُراقَه از بالای مرکبش به زمین سقوط کرد لکن مُتَنَبِّه نگردیده و کماکان به تعقیبِ کاروانِ مذکور ادامه داد. سرانجام در نزدیکی قافله رسول خدا(ص)، دستانِ اسبِ سُراقَه آنچُنان در زمین فرو شد که ازحرکت باز ایستاد . سُراقَه فهمید که اراده خداوند بر سلامت و ایمن بودنِ پیامبر ش(ص) تعلّق دارد و لِذا خِطاب به ابوبکر گفت : به هم سفرت بگو اسبم را نجات دهد ! من کاری با شما ندارم . رسول اکرم (ص) دعا کردند و اسب او رهائی یافت . بنا به روایتی سُراقَه به پیامبر خاتم(ص) عرض کرد : تیری در اختیارتان قرار میدهم و به نشانه آن ، از شترانِ من در مدینه هرتعداد خواستید انتخاب کنید !آنحضرت فرمودند : مرا نیازی به شترانِ تو نیست و سپس افزودند :سُراقَه ! چگونه خواهی بود آنگاه که دو یاره خُسرو را در دست کنی ؟سُراقَه پرسید : خُسرو پسرِ هرمز !؟ فرمودند: آری .
نقل است که درسال16هجری وسایلِ خُسرو: پادشاهِ ایران ، شامِلِ یاره ها ، کمربند ، تاجِ وی و... را نزدِ عُمَر آوردند . خَلیفَه به جمعیت نگریست و سُراقَه را که از هَمَه تنومندتر و بلندقامتتر بود دستور داد تا جامههای پسرِ هرمز را بپوشد .سُراقَه قَبا ، شلوار، پیراهن و مُوزَه خسرو را پوشید و با بستنِ کمربند و آویختنِ شمشیر، تاجِ شاهنشاهی وی را نیز بر سَر نهاد و چند قدم راه رفت و در آن طَمَع بَست ... و بهاینترتیب پیشگوئی آنحضرت تحقّق یافت .
سُراقَه قبلاز تَرْکِ پیامبر خدا(ص) نوشتهای خواست تا نشانی مابینِ خودش و آنحضرت باشد که توسّطِ ابوبکر به او داده شد . وی می گوید پساز فَتْحِ مکّه، هنگامِ بازگشتِ آن جناب از نبرد حُنَینْ و طائِف ، در محلّ جِعِرّ انه ، با عِدَّهای از اَنصار به محضرِ ایشان شرفیاب شدم و نامَه را تقدیم کرده و گفتم : ای محمّد(ص)! این مکتوبِ شما و من سُراقَه بن مالِک هستم . آنحضرت فرمودند: امروز روزِ وفا و نیکی است . سُراقَه در همان مکان اسلام آوَرْد . در صحیحین نوزده حدیث به وی نسبت دادهاند . او به سال 24 هجری درگذشت .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج 1، ص 307 الی 309.