زَید بن عَمْرو بن نُفَیل بن عَبْدالعُزَّی قُرَشی عَدَویزَید بن عَمْرو یکی از حُنَفاء و پسرعموی عُمَر بن خَطّاب بود . ایشان از پرستشِ بُتها خودداری نموده و مانع از زنده به گور کردنِ دختران میگردید .
زَیدْ هرگاه متوجّه میشد کسی درنظر دارد دخترِ خود را زندهزنده دفنکند ، با تقبّلِ هزینه نگهداری وی ، از این عمل جلوگیر نموده و سرپرستی دختر را تا سنینِ جوانی ، شخصاً در اختیار میگرفت وسپس به پدرِ او پیشنهاد می داد که اگر مایل باشد میتواند فرزندش راپس بگیرد و اِلّا کماکان با تقبّلِ مخارج ،نگهداری از دختران راتداوم می بخشید .
این رفتارِ شایسته زَید ، شخصیتِ ممتازی برای ایشان ساخته بود .
زَیدْ در جستجوی دینِ حقّ ، مکّه را بسوی عِراق تَرْک کرد و سپس از آنجا رهسپارِ شام گردیده و با راهبی صَومَعَه نشین آشنا شد .راهب خِطاب به زَیدگفت : از همان شهری که بیرون آمدهایبزودی پیامبر ی ظهور خواهد نمود و هَمَه را به دینِ ابراهیمِ حنیفuفرا میخوانَد . زَیدْ سریعاً عازِمِ مکّه شد لکن در بلاد لَخْمْ توسّطِ لَخْمیان از پا درآمد .تاریخِ وفاتِ وی را پنج سال پیش از بعثت ذکر کرده اند .
رسول خدا(ص) که در دورانِ جاهلیت زَیدْ را دیده بودند ، پساز بعثتجویای احوالِ وی شده و با دریافتِ خبرِ درگذشتِ اوفرمودند:
یبْعَثُ یومَ الْقِیامَه اُمَّه وَحْدَهُ ، او در روزِ قیامت بر دینِ منفرد و منحصری مبعوث خواهد شد .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- سیرَةِ نبویَّة ، ج1 ، ص 147 الی150 ، مُتَرْجَم – مُرُوجُ الذَّهَب ، ج 1، ص55 – تاریخ پیامبر اسلام ، ص12– 11 .
2- تاریخ اِبن خلدون ، ج 2 ، ص 409 .