|     |     |  EN |   AR   

زید بن دثنه

زید بن دثنه

زَید بن دَثِنَّه بن مُعاویه خَزْرَجی بَیاضی رسول خدا(ص) خبر یافتند که شخصی به نامِ سُفیان بن خالِد بن نُبَیح هُذَلی لِحیانی در عُرَنَه مستقرّ و عِدَّه‌ای را جهتِ جنگ با آن‌حضرت گرد آورده است . آن‌جناب عَبْدالله بن اُ نَیسْ را برای نبرد با او اعزام‌کردند . عَبْدالله در فرصتی مناسب ، سُفیان را که در ج ...

  • ۱۹:۲۰ ۱۳۹۸/۱۱/۱۵
زَید بن دَثِنَّه بن مُعاویه خَزْرَجی بَیاضی
رسول خدا(ص) خبر یافتند که شخصی به نامِ سُفیان بن خالِد بن نُبَیح هُذَلی لِحیانی در عُرَنَه مستقرّ و عِدَّه‌ای را جهتِ جنگ با آن‌حضرت گرد آورده است . آن‌جناب عَبْدالله بن اُ نَیسْ را برای نبرد با او اعزام‌کردند . عَبْدالله در فرصتی مناسب ، سُفیان را که در جمعِ همسرانِ خود بود با شمشیر از پا درآوَرْد .
بَنی لِحیان به خونخواهی سُفیان بن خالِد ، طوایفِ عَضَل و قارَه را ضِمنِ دادنِ چند شتر تطمیع نموده تا از مسلمین انتقام بگیرند و لِذا هفت نفر ازآن دو طایفَه با حضور در مدینه ، به بهانه لزومِ آموزشِ قرآن و آشنائی افرادِشان با تعلیمِ مسائِلِ دینی ، از حضرت محمّد(ص) تقاضا کردند تا کسانی از اصحاب همراهِ آنان اعزام گردد .
پیامبر (ص)گروهی مُرَکّب از شش و یا ده نفر را تحتِ امر مَرْثَد بن اَبی مَرْثَد غَنَوی به این منظور انتخاب کردند. زَید یکی از کُبارِ صَحابَه و جُزْوِ نفراتِ اعزامی بود .
گروهِ آموزشی یاد شده ، به محضِ فرود آمدن در آبگاه رَجیع ،موردِ حَمْلَه مردانِ قبایلِ عَضَل و قارَه قرار گرفتند . در این تهاجم تعدادی از مربّیان شهید و مابقی اسیر شدند . زَید نیز جُزْوِ اُسراء بود .
صَفوان بن اُمَیه بن خَلَف قُرَشی که پدرش از مقتولینِ جنگ بّدْرْ بود ، زَید را خریداری کرده و مقارِنِ ماه صَفَرِ سال چهارم هجری ، همراه با غلامِ خود : نِسْطاس به تَنْعیم  فرستاد تا در عِوَضِ خونِ پدرش : اُمَیه ، حلق‌آویز نماید .گروهی از سرانِ قُرَیش مِن جُمْلَه اَبوسفیان ، در مَحَلِّ دار زدنِ زَید حضور یافتند . هنگامی‌که زَید را برای کُشتن پیش آورده بودند ، اَبوسُفیان به وی نزدیک شده و پرسید : زَید ! تو را به خدا قَسَم ! آیا دوست داری اکنون محمّد(ص) اینجا بود و ما او را گردن می‌زدیم و تو در عِوَض ، میانِ خانواده‌ات آسوده می‌بودی ؟ زَید پاسخ داد :به خدا سوگند حاضر نیستم محمّد(ص) در همان ‌جایی‌که هست خاری به پایش خلیده و او را آزار دهد و من در خانَه‌ام باشم . اَبوسُفیانگفت : من در میانِ مردم ندیدم ، کَسی دیگری را آنچُنان دوست بدارد که مسلمانان ، محمّد(ص) را .
زَید بر بالای چوبه دار ، تا لحظه‌ای‌که جان داشت ،در مدحِ رسول‌خدا(ص) سخن می‌گفت .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- تاریخ یعقوبی ، ج 1، ص432 ، مُتَرْجَم .
2- تَنْعیم : مَحَلّی نزدیکِ مکّة است که آغازِ حَرَم و پایانِ حِلّ شمرده می‌شود. حُجّاج برای عُمْرَةِ مفردة در آنجا اِحرام می‌بندند .
3- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج 2 ، ص 127 ، مُتَرْجَم – مغازی واقدی ج 1، ص 362.