زُبَیر بن عَوّ ام بن خُوَیلِد بن اَسَد بن عَبْدالعُزّی بن قُصَی – اَبو عَبْدالله
زُبَیرْ از صَحابی ، دوست و پسرعَمَّه رسول خدا(ص) بوده و نامِ مادَرَش صَفیه است. وی چهارمین و یا پنجمین نفر از اسلام آورندگان و همسرِ اَسماءِ بنتِ اَبوبکر میباشد . فرزندِ آن دو : عَبْدالله بن زُبَیرْ را اوّلین مولودِ مهاجرین در مدینه دانستهاند .
از زُبَیر بن عَوّ ام به عنوانِ یکی از کاتبانِ وَحْی ، نویسنده پیامبر خدا(ص) ،جُزْوِ عَشَرَه مُبَشَّرَه و عضوِ شورای شش نَفَری منتخبِ عُمَر بن خَطّاببرای تعیینِ جانشینِ خِلافت نام بُردهاند . او با اوّلین گروهِ مهاجرینِ مسلمان عازِمِ حَبَشَه شد و سپس به مکّه بازگشته و باتّفاقِ اصحابِ رسول خدا(ص) ، رهسپارِ مدینه گردید .
اِبن عَوّ ام در تمامِ جنگهای مُهمِّ صدرِ اسلام شرکت داشته وشمشیر زده است . وی در جنگ اُحُد ، فرماندهی سوارکارانِ لشکریانِرسول اکرم (ص) را برعهده گرفت .
زُبَیر به هنگامِ فَتْح مکّه ، پانصد مرد جنگی را در جَناحِ چپِ مسلمانان سرپرستی میکرد . او در جنگ تَبوک پرچمدارِگروهی از مهاجرین بود . زُبَیر همزمان با دورانِ خِلافتِ عُمِر بن خَطّاب ، در نبرد یرموک و فَتْحِ مصر نیز شمشیر میزد .
اِبن عَوّ ام در ماجرای سَقیفَه بَنی ساعِدَه ، به طرفداری از مولای متّقیان(ع)برخاست . وی همچُنین در شورای ششنفره منتخبِ عُمَر نیز حقِّ انتخابِ خود رابه امام علی(ع) واگذار نموده و این امور موجب شده بود که آنحضرت راوامدارِ خود پندارد و لِذا پساز قتلِ عُثْمان و آغازِ خِلافتِ امام علی(ع) ،هنگامیکه به تقاضای او برای در اختیارگرفتنِ حکومتِ بَصْرَه و یا مصر پاسخِ مثبتی داده نشد ،کاملاً تغییرِ رَویه داد و از آنجناب فاصِلَهگرفته ، عازِمِ مَکّه شد و سپس همراه با طَلْحَه و عایشَه ، تحتِ عنوانِ خونخواهی عُثْمان ، جنگ جَمَل را بر مولیالموحّدین علی(ع) تحمیل کردند . رجوع به جنگ جَمَل
در صَحْنَه جنگ جَمَل ، زُبَیرْ لحظاتی با امام علی(ع) مواجه شده و آنحضرت نصایح و هشدارهای قبلی پیامبر خاتم(ص) به زُبَیرْ را که از ستیزهجوئیهای آیندهاش با مولای متّقیان(ع) منع شده بود ، متذکِّر گردیدند . زُبَیر با شنیدن این سخنانشدیداً منقلب شده و اظهار نمود که تاآن زمان توصیههای پیامبر (ص) رادر خاطر نداشته و لِذا با تأسُّف و تأثُّرِ شدید ، جبهه جَمَل را تَرْک کرد .عَبْدالله بن زُبَیر که در میدانِ نبرد حضور داشت ، پدر را به بُزدلی و ترس از شمشیرِهاشمیان متّهم ساخت . زُبَیر از شنیدنِ سخنِ عَبْدالله ناراحت گشته و یکبار دیگر به قلبِ سپاهِ اسلام یورش بُرْد . حضرت علی (ع) با آگاهی از وضعیتِ روحی زُبَیر ، رزمندگانِ اسلام را از مقابله با وی منع فرمودند . زُبَیر علیرغمِ تهاجمِ اخیرش ، کماکان در تردید بسر میبُرْد و لِذا مجدّداً از صَحْنَه کاروزار فاصِلَه گرفته و خِطاب به فرزندش گفت : ای بیمادر ! آیا مبارزه اخیرِ من میتواند کارِ یک انسانِ جَبان باشد !؟ زُبَیر با تَرْکِ میدانِ جنگ ، در مَحَلِّ وادیالسِباع که حدودِ چهلودوکیلومتر از بَصْرَه فاصِلَه داشت به اقامَه نماز ، صَرفِ غذا و استراحت پرداخت . عَمْرو بن جُرموز و یارانش که در تعقیبِ وی بودند با استفاده ازفرصت پیش آمده ، او را درحالِ خواب و یا به روایتی اقامَه نماز از پا درآوردند . علی(ع) قاتِلِ زُبَیر را جهنّمی خواندند . اِبن جُرموز بعداً جُزْوِ خَوارِج کُشته شد . رجوع به جنگ جَمَلْ
زُبَیر تجارتپیشه بود و اموالِ فراوانی را از خود بجا گذاشت .بخاری از او سی و شش حدیث آورده است .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- تاریخ طَبَری ، ج3 ، ص 9 و 538 – تاریخ یعقوبی ، ج 2 ، ص 81 ، مُتَرْجَم .