معرفی به دوست

نگرشي بر اسرار معنوي حج

نگرشي بر اسرار معنوي حج

نگرشي بر اسرار معنوي حج

نویسنده : محمد تقي رهبر


حج تنها مناسک نيست، بلکه سير و سلوک باطني و طي منازل روحاني است. هر يک از منازل و مشاهد، رازهاي عرفاني، اخلاقي، تربيتي و ارشادي در بر دارد و همينهاست که بحج معنا و روح مي بخشد و دگرگوني اخلاقي و معنوي در زائر پديد مي آورد. شايسته است اين اسرار و رموز، مورد توجه زائران قرار گيرد هر چند اين وادي بسيار گسترده است اما در اين مختصر، تنها به ترجمه روايتي که
مصباح الشريعه از امام صادق (ع) نقل کرده است با توضيحي کوتاه مي پردازيم و تفصيل بحث را بمجالي ديگر موکول مي کنيم:

قبل از عزيمت ـ آمادگي و انقطاع:

امام صادق (ع) با اشاره به اين مرحله; يعني آمادگي و انقطاع، مي فرمايد: " اذ أردت الحج فجرد قلبک لله عزوجل من قبل عزمک من کلّ شاغل و حجب کل حاجب و فوّض امورک کلها الي خالقک و توکل عليه في جميع ما يظهر من حرکاتک و سکونک و سلم لقضائه و حکمه و قدره و دع الدنيا و الراحة و الخلق و اخرج من جميع ما يلزمک من جهة المخلوقين و لاتعتمد علي زادک و راحلتک و اصحابک و قوتک و شبابک و مالک مخافة ان تصير ذلک أعداً و وبالا ليعلم انه ليس له قوة و لاحيلة و لا لأحد الاّ بعصمة الله و توفيقه فاستعدَّ استعداد من لايرجو الرجوع ". هرگاه اراده حج کردي، قبل از عزيمت، قلب خويش را از مشاغل و موانع تهي ساز و براي خداي بزرگ خالص گردان. همه امورت را به آفريدگارت واگذار و در تمام حرکات و سکنات به او توکل نما و تسليم حکم و قضا و قدر الهي باش. دنيا و راحت و خلق را رها ساز و در اداي حقوق واجب مردم بکوش. بر زاد و راحله ات و ياران و همسفران و قدرت و ثروت و جواني ات تکيه مکن. چه، بيم آنست که اينها دشمن و وبال تو گردند تا معلوم شود که براي او و براي هيچکس توان و چاره اي جز در پناه خداوند متعال و توفيق او نيست و بدانگونه آمادگي پيدا کن که گويي اميد بازگشت نداري.

نکته اساسي سخن امام (ع) توجه بروح حج است. حج يعني قصد. زائر قصد خدا مي کند نه چيز ديگر که هر چه جز او قصد کند شرک است.

آنکه با ما سر سودا سپرد نيست لايق که دگر جا نگرد

هست آيين دو بيني ز هوس قبله عشق يکي باشد و بس

قرب خدا مکاني و زماني نيست، قرب معنوي، شأني و عرفاني است و اين مستلزم فناي در حق و رهايي از قيد خودي است.

قرب ني بالا و پستي جستن است قرب حق از قيد هستي رستن است

هر چند ميان بنده و خدا حائلي وجود ندارد اما تقرب به او عقبه ها دارد و طي منازل را مي طلبد:

بعد مسافت اگر چه در ره او نيست تا سر کويش هزار مرحله باشد

ني ز ملک جو نشان و ني ز فلک پوي راه بسويش نفوس کامله باشد

شرط تقرّب بخدا، بيداري، تفکر، تذکر، مراقبه، محاسبه و مجاهده است تا نفس کامل شود و با کمال مطلق سنخيت پيدا کند. حج سفر از خلق الي الحق است يعني خلق را پشت سرافکندن.

خانه، خانواده، تجارت و مال، عنوان و مقام و همه تعلقات را رها کردن و حتي از خود و جواني و توان جسماني و روحي قطع نظر کردن و عجب و کبر و شهوت و غضب را زير پا نهادن. چون قصد خدا کرده اي، بايد ابراهيموار از زن و فرزند و مال و جان بگذري تا ابراهيمي شوي و چون اسماعيل در کوير انقطاع، پاي بر زمين بسايي تا از زمزم فيض و عرفان سيراب گردي و چون هاجر آسيمه سر و برهنه پاي در سنگلاخ حيرت و انقطاع از اينسو بدانسوي، اشگبار و بي قرار، دوان دوان راه پويي و بخدا التجا کني تا فيض رحماني چاره سازت شود و در دامن مهرش جاي گيري. باري اين سفر شبيه سفر آخرت است و احرام بر گرفتن رمز لباس آخرت پوشيدن. و بدينسان بايد از عهده حقوق خلق و خالق بدر آيي که شايد مجالي ديگر نباشد.حج وفود و ورود بمحضر خداست ـ هر چند همه عالم محضر خداست ـ اما حج ميعاد است براي عاشقان کويش و شيفتگان وصلش. امام علي بن موسي الرضا (ع) مي فرمايد: " علة الحج الوفادة الي الله عزوجل "(1). اي زائر گرامي ! توجه داشته باش بکجا مي روي، و عظمت صاحبخانه را بياد آور و اين افتخاري را که بتو داده است شاکر باش و ادب را در حضور رب العالمين نگهدار.


احــرام:
نخستين واجب از مناسک حج و عمره محرم شدن در ميقات است که بطور معمول با غسل مستحبي انجام مي شود و بيرون شدن از لباس معمولي يعني لباس تشخّص و تعيّن ملي و نشان دار، و پوشيدن دو قطعه پارچه ساده بي نام و نشان با نيت و تلبيه، مانند همه زائران. اينصورت احرام است، اما راز معنوي و باطن آنرا از
امام صادق (ع) بشنويم: " ثم اغتسل بماء التوبة الخالصة من الذنوب و البس کسوة الصدق و الصفا و الخضوع و الخشوع و احرم عن کل شيء يمنعک عن ذکر الله عزوجل و يحجبک عن طاعته ". آنگاه با آب توبه خالصانه از گناهان غسل کن و جامه صدق و صفا بپوش و از آنچه مانع ذکر خداوند بزرگ است و تو را از طاعت او محجوب مي گرداند، احرام بند. امام در اين سخن اشاره مي فرمايد که غسل تنها شستشوي تن و احرام فقط پوشيدن جامه مخصوص نيست که اين آسان است، بلکه راز معنوي غسل، پيرايش درون و تصفيه قلب و روان از گناهاني است که نفس را تيره مي سازد و حجاب چهره جان مي شود و اين به توبه خالص و انابه بخدا و پشيماني از معاصي و تصميم بر ترک گناه در آينده محقق مي شود و رياضت و مجاهده مي خواهد.

ز منجلاب هوس گر برون نهي قدمي نزول در حرم کبريا تواني کرد

اگر به آب رياضت برآوري غسلي همه کدورت دل را صفا تواني کرد

اگر ز هستي خود بگذري يقين مي دان که عرش و فرش و فلک زير پا تواني کرد

و زائر در اين لحظه ها بايد صدق و صفا و خضوع و خشوع را در درون تمرين کند. و چون احرام بمثابه تکبيرة الاحرام در نماز است، مانند نمازگزار بايد از همه چيز رخ برتابد و تنها متوجه خدا شود و آنچه بر او حرام است را مرتکب نشود و خانه دل را که حريم خلوت اوست، از اغيار تهي گرداند.

تلبيـه:
احرام با تلبيه محقق مي شود:
" لبيک اللهم لبيک، لبيک لاشريک لک لبيک، انّ الحمد و النعمة لک و الملک لاشريک لک لبيک ". امام صادق (ع) مي فرمايد: " و لبّ بمعني اجابة صافية خالصة زاکية لله عزوجل في دعوتک له متمسّکاً بالعروة الوثقي ". لبيک بگو، بدين معنا که خداوند بزرگ را در دعوتي که فرموده است اجابت نموده و با صفا و اخلاص و بدون غل و غش پاسخ دهي و برشته استوار او چنگ زني. کسيکه خدا را نه تنها بزبان بل با تمام وجود و درون و برون پاسخ داده، در همه چيز و همه حال تسليم حق تعالي خواهد بود و حلال و حرام خدا را تسليم خواهد گشت و رشته استوار ايمان را از دست نخواهد داد و هرگاه محرم اين خانه و همراز با صاحبخانه شد سروش حق را بگوش جان خواهد شنيد و بگفته حافظ:

تا نگردي آشنا زين پرده رازي نشنوي گوش نامحرم نباشد جاي پيغام و سروش

زائر گرامي ! مي داني که امامان و اولياي خدا در اين لحظه ها چه حالت معنوي و جذبه عرفاني داشتند ؟ سعيد بن مسيب گويد: نديدم حال کسي را همانند حالت زين العابدين (ع) آنگاه که مي خواست تلبيه بگويد; هنگام لبيک گفتن بدنش مي لرزيد و زبانش مي گرفت و اشک مي ريخت. پرسيدند: اين چه حالتي است ؟ فرمود: مي ترسم خداوند بگويد: " لا لبيک " يعني: نه، واقعاً تو پاسخ نداده اي. از اين نکته ها درس بگيريم و حالت يک زائر واقعي را پيدا کنيم.


طــواف:

کعبه آن سنگ نشاني است که ره گم نشود حاجي احرام دگر بند، ببين يار کجاست

هفت شوط طواف بر گرد کعبه، دومين واجب از مناسک عمره و يکي از مناسک حج است اما حقيقت طواف همسويي است با جهان هستي از ملک تا ملکوت و بر محور توحيد همچون پرگار گرديدن و حيات و ممات و مناسک و عبادات را براي خدا خالص کردن و هماهنگ شدن با فرشتگان خدا که لحظه اي از اطاعت حق غافل و فارغ نيستند. امام صادق (ع) مي فرمايد: " و طُف بقلبک مع الملائکة حول العرش کطوافک مع المسلمين بنفسک حول البيت ". همانگونه که با ديگر زائران در طواف کعبه اي با قلب خود همپاي فرشتگان که پيرامون عرش در طوافند، طواف کن. و زائر با الهام از اين راز معنوي از فرش بعرش و از ملک به سوي ملکوت روي مي نهد و همراه با فرشتگان دائره اي را که نقطه آغاز و پايانش خداست مي پيمايد تا فرشته خوي شود و صفات حيواني از وجودش رخت بربندد. اين طواف به قلب است که قبله گاهش جز در دل نيست. چنانکه در حديث قدسي آمده است: " لايسعني أرضي و لاسمائي و لکن يسعني قلب عبدي المؤمن "; آسمان و زمين گنجايش مرا ندارد اما دل بنده مؤمن من ظرفيت مرا دارد. و امام صادق (ع) در بخش ديگري از حديث مصباح با اشاره بطواف و استلام حجر مي فرمايد: به نشانه تعظيم صاحبخانه و معرفت جلال و سلطنت او برهنه پاي خانه را زيارت کن و حجر الاسود را با رمز رضا و تسليم و خضوع استلام (لمس) نما.


پس اي زائر گرامي ! از اين تشريف و تکريمي که خدا براي تو قائل شده، غافل مشو و خود را براي چنين لحظه هايي آماده ساز.

به آب توبه از زمزم وضو کن بچشم دل بصاحبخانه رو کن

مواظب باش اينجا کوي يار است ز شوقش جان و دلها بي قرار است

چو پروانه بگرد شمع جانان به گاه طوف بگذر از سر و جان

بخواه از قاضي الحاجات حاجات برون آور ز دل دست مناجات

در اينجا مناسب است از مناجات امام سجاد (ع) در طواف کعبه ياد کنيم. طاوُس يماني گويد شبي بر گرد خانه کعبه طواف مي کردم، حضرت زين العابدين (ع) را در حال طواف ديدم و آنگاه که پرده خانه را گرفته بود و اين اشعار را مي خواند:

يا من يجيب دعا المضطر في الظلم يا کاشف الضر و البلوي مع السقم

قد نام و فدک حول البيت قاطبة و أنت وحدک يا قيّوم لم تَنَمْ

ادعوک ربِّ دعاء قد امرت به فارحم بکائي بحق البيت و الحرم

ان کان عفوک لايرجوه ذو سرف فمن يجود علي العاصين بالنعم(2)

اي کسيکه دعاي بيچارگان را در تاريکي شب اجابت مي کني. اي آنکه پريشاني و مصيبت و دردمندي را درمان مي کني. مهمانهايت پيرامون خانه ات خفته اند و تنها توئي، اي خداوند قيوم که بخواب نمي روي. اي پروردگار تو را مي خوانم چنانکه فرمان داده اي، پس بحق خانه و حرم بر گريه هايم ترحم کن. اگر بعفو تو گنهکار اميد گذشت نداشته باشد، پس چه کسي است که بگنهکاران، نعمت ارزاني مي دارد.


صفا و مروه:

زائر پس از طواف و نماز طواف، بکوه صفا مي رود و از آنجا تا مروه را سعي مي کند و باز به صفا بر مي گردد تا هفت شوط و سعي را بمروه به پايان برد. پيمودن صفا و مروه تأسّي به هاجر است آنگاه که تنها و سرگردان و تشنه کام در طلب آب بود تا جرعه آبي بيابد و کودک تشنه اش را از مرگ برهاند و چون درمانده و بيچاره شد با نوميدي برگشت و جوشيدن آب زمزم را مشاهده کرد. توقف بر صفا و خواندن دعا مستحب است. امام صادق (ع) با توجه بواژه صف، به تصفيه روح اشاره فرموده که در کلام حضرتش مي خوانيم: " و صَفِّ روحک و سِرَّکَ للقاء الله تعالي يوم تلقاه بوقوفک علي الصفا و کن ذا مروة من الله بفناء أوصافک عند المروة(3) و استقم علي شروط حجک و وفاء عهدک الذي عاهدت ربک و أوجبته له يوم القيامة ". با توقف بر صفا، روح و ضميرت را براي ديدار خدا در قيامت تصفيه کن و با رسيدن به مروه مروت و جوانمردي را براي خداوند پيش گير و صفات بد خويش را از ميان بردار و بر شرايط حج خود و عهدي که با خداوند بسته اي و بدان گردن نهاده اي، تا قيامت ثابت و استوار باش. امام در اينجا بزدودن آئينه جان از گرد و غبار معاصي براي لقاء الله در قيامت توصيه فرموده و بمروت و جوانمردي در پايبندي بعهد و ميثاق الهي در مروه هشدار داده اند و اين روح حاکم بر حج است که در هر يک از

اعمال بچشم مي خورد. همچنين بهروله اشاره فرموده و آنرا رمزي از گريختن از معاصي دانسته اند و زير پا نهادن غرور و قدرت که آدمي را از خدا غافل مي سازد;" و هرول هرولة هرباً من هواک و تبرأ من حولک و قوّتک ".

منــــا:
زائر آنگاه که عزم حج تمتع دارد، روز هشتم از مکه محرم مي شود و آهنگ
عرفات مي کند که از ظهر روز عرفه تا غروب، قصد وقوف کند و سپس عازم مشعر شده و بين الطلوعين را در مزدلفه وقوف نمايد و آنگاه براي اعمال روز دهم، يازدهم و دوازدهم سوي منا رهسپار گردد. امام صادق (ع) در حديث مصباح اشاراتي به اين مواقف و فلسفه مناسک آن دارد. نخست بخروج از مکه به منا اشاره فرموده که مقصود شب نهم است و مستحب است در منا باشد و آنگاه عزم عرفات کند(4) که بيشتر حاجيان بدليل ازدحام جمعيت و مشکل تردّد، از مکّه محرم شده، مستقيماً عازم عرفات مي شوند. در هر حال امام (ع) با اشاره به منا مي فرمايد: " و اخرج من غفلتک و زلاتک بخروجک الي مني و لاتَمنّ ما لايحل لک و لاتستحقّه ". و چون رهسپار منا شدي، از غفلتها و لغزشهايت بيرون شو و آنچه را که براي تو حلال نيست يا استحقاق آنرا نداري آرزو مکن. مُن بمعناي آرزوست، آرزوي چه ؟ در اين سرزمين خشک و ميان کوههاي داغ و سوخته، زائر به تمناي چه مي رود ؟ اين چه ايده و آرزويي است که براي وصل آن بايد از شهر و ديار و حتي; مکه معظّمه، آواره شوي ؟ گويي خدا را رحمتها و فيوضاتي است که در کوير انقطاع و بيابان لم يزرع و در سختي و تشنگي و گرماي سوزان بايد جست. زائرِ اميدوار از خدا جز خدا نمي خواهد، آنگونه که ابراهيم از همه چيز و حتي اسماعيلش گذشت و در آن ابتلاي عظيم بمقام خُلّت رسيد و خليل الله شد. و فديه آسمانيش دادند و امامت خلق را بدو سپردند. پس اي عزيز اگر خواهي حقيقت بندگي را دريابي، در اين سرزمين به تمناي چيزي باش که ابراهيم تمنا کرد و آنعبارت بود از: بريدن از همه تعلقات و رضا و تسليم در برابر خدا و امتثال فرمان او، بدون چون و چرا.

در درون ما نمي گنجد بغير از دوست کس هر دو عالم را به دشمن ده که ما را دوست بس

عرفـات:
عرفات دشت پهناوري است که روز نهم ذو الحجه تمامي حاجيان را در خود جاي مي دهد. اين سرزمين مقدس، در اعماق تاريخ خاطره ها دارد.
آدم ابو البشر در اينجا بخطا و ترک اولي اعتراف مي کند و خدايش مشمول آمرزش قرار مي دهد و غروب آنروز مشمول رحمت الهي واقع مي شود(5). ابراهيم خليل، در عرفات بمناسک حج واقف و عارف مي گردد و دعايش مستجاب مي شود(6). خداوند اينروز و اين سرزمين را شرف و عزّت بخشيد. به فرموده امام باقر (ع): " ما من برّ و لافاجر يقف بجبال عرفات فيدعو الله الا استجاب الله له اما البر ففي حوائج الدنيا و الآخرة و اما الفاجر ففي امر الدني "(7); کسي بر کوههاي عرفات وقوف نمي کند مگر آنکه دعايش مستجاب مي گردد; اگر نيکوکار است، حوائج دنيا و آخرتش برآورده شود و اگر بدکار است، تنها حوائج دنيايش برآورده شود. امام سجاد (ع) گروهي را ديدند که دست سؤال پيش مردم دراز مي کردند، به آنان فرمودند: واي بر شما در چنين روزي از مردم حاجت مي خواهيد ؟! اينروز روزي است که اميد مي رود رحمت الهي شامل کودکاني باشد که در رحم مادرانند و آنها سعادتمند گردند(8).

پيامبر خدا (ص) مي فرمايد: خداوند را در آسمان دري است که از آن برحمت، توبه، تفضّل، احسان، جود، کرم، عفو، طلب حاجات، و ... ياد مي شود و روز عرفه در عرفات اين در گشوده است(9). آري، عرفه و عرفات بهترين موقعيت براي دعا، استغفار و طلب حاجات است. عرفه از اعياد بزرگ براي زائران و براي همه مؤمنان و روز آمرزش و اعتراف است. امام صادق (ع) در حديث مصباح الشريعه اين مطلب را خاطر نشان ساخته اند: " و اعترف بالخطأ بالعرفات و جدّد عهدک عند الله لوحدانيته "; در عرفات بخطا اعتراف کن و به تجديد عهد خود با خداي يگانه بپرداز. زائر گرامي ! در اينروز دعاي عرفه امام حسين و امام سجاد (ع) و ساير ادعيه و اذکار را بخوان و بهر زبان و بيان که مي تواني با خداوند راز و نياز نموده، در حق ديگران دعا کن تا فرشتگان در حق تو دعا کنند. عرفه يکروز است بفضيلت شب قدر، اينروز را گرامي دار و لحظه هايش را غنيمت شمار که غروب آفتاب اينروز بزودي مي رسد و چادرها برچيده مي شود و خاطره اش براي تو مي ماند. زنهار که دست خالي برگردي و آنجا بار گناه را زمين ننهاده و عرفانت را افزون نساخته باشي.


مشعـر:
بخشي از شب
عيد قربان را زائر در مشعر است وقوف بين الطلوعين در مشعر، رکن حج است. اين صبحگاه عيد اضحي را مغتنم شمار و از لحظه هايش بهره گير که ساعتي بيش نيست. از خدا عيدي بخواه و بهترين عيدي آمرزش گناهان و قضاي حوائج است. امام صادق (ع) مي فرمايد: " و تقرب اليه و اتقه بمزدلفة و اصعد بروحک الي الملأ الاعلي بصعودک الي الجبل "; در مزدلفه (مشعر) بدو تقرب جوي و تقواي الهي پيش گير و با صعود بر کوه (رحمت) روح خود را بملأ اعلي متصل گردان.


عيد قربان:

روز عيد قربان زائر سه عمل دارد; رمي جمره عقبه، قرباني و حلق که هر يک احکامي دارد و اسراري. امام صادق (ع) نخست به قرباني اشاره فرموده اند که: " و اذبح حنجرة الهوي و الطمع عنک عند الذبيحة "; با قرباني کردن، حلقوم هوا و طمع را ذبح کن و از خود دور گردان. اي زائر بيت الله، توجه کن که ابراهيم فرزند عزيزش اسماعيل را در مسلخ عشق بخاک افکند تا به امر خدا ذبح کند اما اراده ايزدي حقيقتاً به اين امر تعلق نگرفته بود با اينحال خليل خدا در کار خود مصمّم بود و اندک ترديدي در انجام فرمان حق بخود راه نداد و نيز اسماعيل از پدر خواست که فرمان خدا را در ذبح او اجرا کند و اين پدر و پسر که خاطره شان در حج روح توحيد و فنا و رضا را متبلور مي سازد، به انسانها آموختند که در برابر اراده خداوندي چگونه بايد تسليم شد. و زائر به منا و قربانگاه که مي رسد، ياد اين خاطره را تجديد مي کند و به نشانه تسليم و رضا و اطاعت بي قيد و شرط قرباني مي کند، اما حقيقت قرباني کشتن هواي نفس و آز و طمع و تعلقاتي است که آدمي را از حريم دوست دور مي سازد.

رمي جمره:

رمي; يعني سنگ زدن به شيطان، يک عمل رمزي است که به انسان مي آموزد که همچون ابراهيم و اسماعيل بايد شيطانهاي مرئي و نامرئي را رمي کني و نگذاري آنها سد راه تو به سوي خدا باشند، چه، ابليس سوگند ياد کرده که بر سر راه بني آدم دام بگسترد و آنانرا فريب دهد و زائر اينجا مي آيد که دام ابليس را از سر راه بر دارد و ابليس صفتان را زير پاي خود لگدکوب کند. و نيز هواهاي نفساني را که عامل اسارت انسان در برابر شياطين جن و انس است، طرد و رمي نمايد و شيطانِ درون را از خود مأيوس سازد. امام صادق (ع) بدين نکته اشاره مي فرمايد: " و ارم الشهوات و الخساسة و الدنانة و الذميمة عند رمي الجمار "; هنگاميکه جمرات را رمي مي کني، شهوات انساني و بخل و دنائت و افعال نکوهيده را رمي کن.


سر تراشيدن:

از واجبات مناست که زائر موي سر را بتراشد و تسليم امر الهي باشد و با ستردن موي سر عيوب ظاهر و باطن را از درون بزدايد. امام صادق (ع) مي فرمايد: با تراشيدن سر عيبهاي آشکار و پنهان را برطرف کن. ساير اعمال منا عبارتست از بيتوته به منا در شب يازدهم و دوازدهم و رمي جمرات سه گانه به علامت سرکوبي نهائي شيطانها. در اين روزها و بدين ترتيب اعمال حج در منا پايان پذيرفته و زائر براي اعمال باقيمانده بمکه مي آيد و طواف، نماز طواف، سعي، طواف نساء، نماز طواف نساء را انجام مي دهد و اعمال عمره و حج پايان مي پذيرد. در پايان حديث مصباح از امام صادق (ع) به نکته ديگري که جاري در همه مناسک حج است، اشاره شده و آن توجه به آخرت است: بدان، خداي متعال حج را واجب نساخته و از ميان همه طاعات بخود اختصاص نداده " و لله علي الناس حج البيت " و پيامبر (ص) هيچ سنتي را در مناسک مقرر نفرموده، مگر آنکه تذکار و اشارتي باشد به مرگ و قبر و برانگيخته شدن در قيامت و مشاهده مناسک حج، از آغاز تا پايان، ترسيمي است از حال اهل بهشت و اهل دوزخ که براي خردمندان درس آموز است. حج نموداري است از محشر و احرام رمز بي رنگي و بي نشاني و انقطاع از مال و تعيّن و خانه و شهر و ديار و سر گشتگي در بيابانها، تنها توجه بخدا و بازگشت بخويش و خود را در آغوش مهر او ديدن و در او فاني شدن و بدو باقي گشتن; " فناء في الله و بقاء بالله ".

در خاتمه اين مقال بغزلي زيبا از جامي، تمثل جسته و سخن را به پايان مي بريم.

بکعبه رفتم و آنجا هواي کوي تو کردم جمال کعبه تماشا بياد روي تو کردم

شعار کعبه چو ديدم سياه دست تمنا دراز جانب شعر سياه موي تو کردم

چو حلقه درِ کعبه بصد نياز گرفتم دعاي حلقه گيسوي مشگبوي تو کردم

نهاده خلق حرم سوي کعبه روي عبادت من از ميان همه، روي دل به سوي تو کردم

مرا بهيچ مقامي نبود غير تو نامي طواف و سعي که کردم به جستجوي تو کردم

بموقف عرفات ايستاده خلق دعا خوان من از دعا لب خود بسته گفتگوي تو کردم

فتاده اهل منا در منا و مقاصد چون جامي از همه فارغ، من آرزوي تو کردم

پی نوشتها :

1. الوسائل الشيعه: ج8، ص5.

2. المستدرک الوسائل: ج9، ص353.

3. در المستدرک الوسائل: ج10، ص173 اين قسمت بدينگونه است: " و کن بمرأي من الله نقيا عند المروة "; آنگونه باش که چون بمروه رسي خدا تو را پاک و پاکيزه ببيند.
4. البحار الانوار: ج99، ص247.
5. البحار الانوار: ج99، ص252.

6. البحار الانوار: ج12، ص108; العلل الشرائع: ص436.
7. البحار الانوار: ج99، ص251.
8. همان: ص252.
9. همان: ج9، ص300.

منبع : www.hajj.ir


نظر به مطلب
نام:  
ایمیل:
متن:  500 حرف دیگر میتوانید تایپ کنید
کد امنیتی: 21561
   
 
قدرت گرفته از پرتال ترنم