|     |     |  EN |   AR   

خالد بن ولید

خالد بن ولید

خالِد بن وَلید بن مُغَیرَه بن مَخْزُومی قُرَشی- اَبوسلیمان- سیف اللهمَناصِبِ کَعْبَه تا ظهور اسلام در اختیارِ بُطُونِ مهمّ و ده گانه قُرَیش  قرارداشت . مَنْصَبِ قُبَّه که همان اسلحه‌خانََه می‌باشد ، در دستِ خالِد بن وَلید از طایفَه بَنی مَخْزُوم بود .این مَنْصَب خیمه‌گاهی چرمی را شامِل می‌گردید ...

  • ۱۸:۵۲ ۱۳۹۸/۱۱/۱۰
خالِد بن وَلید بن مُغَیرَه بن مَخْزُومی قُرَشی- اَبوسلیمان- سیف الله
مَناصِبِ کَعْبَه تا ظهور اسلام در اختیارِ بُطُونِ مهمّ و ده گانه قُرَیش  قرارداشت . مَنْصَبِ قُبَّه که همان اسلحه‌خانََه می‌باشد ، در دستِ خالِد بن وَلید از طایفَه بَنی مَخْزُوم بود .این مَنْصَب خیمه‌گاهی چرمی را شامِل می‌گردید که در مواقِعِ مُعینو به هنگامِ تهدید بر پا شده و وسائِلِ جنگی در آن فراهم می‌گشت .
خالِد در دورانِ جاهلیت یکی از اَشرافِ قُرَیش بودهو ریاستِ سوارکاران را برعُهْدَه داشت . او در اکثرِ جنگ‌هایمشرکین علیه اسلام شرکت می‌کرد . وی باتّفاقِ اَبوجَهْلو یارانش ، در لَیلَه المَبیت سریعاً عازِمِ بَیتِ رسول خدا(ص)گشتهو ضِمنِ مُحاصَرَه ، حِراست و نگهبانی از آن مکان ، آماده می‌شدند که نقشه شُومِ خود را جهتِ کُشتنِ آن‌حضرت عملی سازند . رجوع به لَیلَه المَبیت
خالِد در غَزْوَه اُحُد نیروهای سمتِ راستِ قُرَیش را فرماندهی می کرد . نقشِ فعّالِ او علیهِ رزمندگانِ اسلام در این جنگ باعث شد که کُفّار او را قهرمانِ اُحُد نام نهادند .
خالِد در غَزْوَه خندق نیز به عنوانِ یکی از سرانِ مشرکین ، حضورِ فعّال داشت . وی پس‌از مُلاحَظَه صَحْنَه مبارزه حضرت علی(ع) با عَمْرو بن عَبْدوَدّ و کُشته شدنِ عَمْرو ، از میدان نبرد گریخت .
او پس‌از صلح حُدَیبیه همراه با عَمْرو بن عاص به محضرِ پیامبر  خدا(ص)در مدینه رسیده و اسلام آوردند . آن‌حضرت خالِد را در سِمَتِ ریاستِ سوارکاران منصوب و همچُنین به عنوانِ یکی از کاتبینِ وَحْی و نویسندگانِ ‌خویش انتخاب فرمودند .
خالِد بن وَ لید در نبرد مُوتَه ، پس‌از شهادتِ زیدبن حارثه ، جَعْفَر بن اَبیطالب و عَبْدالله بن رَواحَه ، مسئولیتِ فرماندهی سپاهیانِ اسلام را در دست‌گرفته و سپس با اِظهارِ دلایلی از قبیلِ قدرت و کَثْرَتِ نیروهای دشمن ، فِقْدانِ توانایی کافی در رزمندگانِ اسلام و لزومِ جلوگیری از تلفاتِ بیشترِ مبارزان ، دستورِ عقب‌نشینی و بازگشتِ لشکرِ اسلام را صادر کرد . اگرچه رسول اکرم (ص) در مراجعتِ مسلمانان از مُوتَه ،آنان را موردِ استقبال قرار دادند امّا مردم بصورتِ خالِد و همراهانش خاک پاشیده و گفتند شما از جهاد در راه خدا طفره رفتید .
خالِد در فَتْحِ مکّه ، فرماندهی جَناحِ راستِ رزمندگانِ اسلام رادر اختیار داشت . وی علی‌رغمِ دستورِ اکیدِ رسول خدا(ص) مبَنی بر جلوگیری از خونریزی و کُشتار ، در مواردِ متعدّدی ، از خود خشونت نشان داده و با شمشیر به مردم حَمْلَه کرد و لِذا هنگامی‌که خدمتِپیامبر  خاتم(ص) رسید ، بلافاصِلَه مخاطَبِ سرزنش و سؤالِ ایشان قرارگرفت که : چرا علی‌رغمِ فرمانِ من ،بر روی مردم تیغ کشیدی ؟!
خالِد بن وَ لید پس‌از فَتْحِ مکّه ، جهتِ ویران ساختنِ بُتخانَه بزرگِ قُرَیش و بُتِ عُزَّی اعزام گردید . او این مُهِمّ را همراه با سی سوار انجام داد . خالِد همچُنین مأموریت یافت برای دعوتِ مردم به اسلام ، تا پائینِ تِهامَه  پیش رَوَد . وی‌که در این سفر مُؤَکَّداً از جنگیدنمنع شده بود ، در مَحَلّی به نامِ غُمَیصاء بر طایفَه بَنی جَذیمَه وارد شد .
خالِد کینه افرادِ بَنی جَذیمَه را از گذشته در دل داشت زیرا عموی او به نامِ فاکِه بن مُغَیرَه بن عَبْدالله بن عُمَر بن مَخْزُوم پیش از اسلام توسّطِ مردانِ آن طایفَه به قتل رسیده بود . بَنی جَذیمَه هرچند که در همان دوران ،با پذیرشِ اشتباهِ خود و پرداختِ دِیه ، مشکل را حلّ و رضایتِ قُرَیش را کسب کرده بودند و پس‌از بعثت نیز جُملگی اسلام آورده و بر مسلمانی خود اقرار داشتند مَعَ‌‌الوَصف خود را از کینه‌توزی خالِد در اَمان نمی‌دیدند .
خالِد در ابتدای ورود با ترفندی خاصّ ، مسلمان شدنِ بَنی جَذیمَه را تأیید و اطمینانشان را جلب کرد و سپس بصورتِ مسالمت‌آمیز از آنان خواست سلاح‌های خود را زمین بگذارند . عِدَّه‌ای از مردانِ طایفَه مذکور در اعتماد به خالِد تردید نمودند لکن در اثرِ اِصرارِ سایرِ افراد ، ناچار خود را خلعِ سلاح کردند . خالِد با سوءِ‌استفاده از فرصت پیش‌آمده ، بَنی جَذیمَه را که فاقدِ هرگونه ابزارِ دفاعی بودند موردِ حَمْلَه قرار داده و تعدادی از مردانِ آن طایفَه را کُشت و بقیه را به اسارت درآورده و سپس اسیران را نیز قتلِ عام کرد . این اقدامِ خالِد موجبِ تکدّرِ خاطر بسیار رَحْمَه لِلْعالَمین(ص)گردید . آن‌حضرت به علی(ع) مأموریت دادند تا برای دلجوئی از مردم و جبرانِ تَاَ لُّمات ، ضایعات ، خسارات و پرداختِ دِیهبه آن سامان عزیمت نماید .
امام علی (ع) با حضور در غُمَیصاء ، افرادِ طایفَه بَنی جَذیمَه را موردِ نوازش قرار داده و نهایتِ تلاش را برای ترمیمِ آسیب‌ها و کسبِ رضایتِ آنان به عمل آوَرْد و در مواردی ، بیش از خسارت وارده ، به آنان دِیه و کمکِ مالی پرداخت کرد . ایشان در پایان ، تمامِ وجوهی را که اضافی بود نیز بینِ افرادِ آن قَبیلَه تقسیم نموده تا هیچ خونی بدون فِدْیه و خسارتی بی‌غرامت باقی نمانَد . رسول الله(ص) هنگامی‌که از نحوه اِقدام مولای متقیان (ع) اطّلاع یافتند ، کمالِ رضایتِ خود را ابراز داشته و ضِمنِ بیزاری از عملِ خالِد ، خِطاب به علی (ع)فرمودند : پدر و مادرم فدای تو باد !  رجوع به فَتْحِ مکّه و رجوع به یوم غُمَیصاء
خالِد در نبرد حُنَینْ فرماندهی قَبیلَه سُلَیمْ را عُهْدَه‌دار بود . با آغازِ حَمْلَه دشمن ، به استثنای تعدادِ معدودی از رزمندگانِ مسلمان که علی‌(ع)در رأسِ آنان بوده و پیشاپیشِ رسول خاتم(ص) شمشیر می‌زد ، خالِد و اکثرِ نیروهای اسلام ، پیغمبر خدا(ص) را تنها گذاشته و از صَحْنَه نبرد گریختند . در این غَزْوَه ، عبّاس بن عَبْدالمُطَّلِب نیز هیچ‌گاه میدانِ مبارزه را تَرْک نکرده و با صدای بلندی که داشت خالِد و بقیه نیروهای فراری را به صَحْنَه نبرد فرا می‌خوانْدْ و تَعَهُّدِ آنان را با رسول گرامی اسلام(ص)یادآور می‌شد . در این غَزْوَه ، برخلافِ نظرِ پیامبر  اکرم(ص) ، زنی با ضَربَهشمشیرِ خالِد به قتل رسیده و موجبِ نارضایتی آن‌حضرت گردید .
خالِد در غَزْوَه طائف نیز به عنوانِ طلایه‌دارِ لشکرِ اسلام اعزام گردیده بود .
مُقارِنِ سال نهم هجری ، هنگامِ بازگشتِ رسول اعظم(ص) از غَزْوَه تَبوک ،خالِد عازِمِ دَوْمَه الجَنْدَل گردیده تا ضِمنِ انعقادِ قراردادی باحاکمِ مسیحی آن مِنْطَقَه : اُکَیدِر بن عَبْدالمَلِک ، از هم‌پیمان شدنِ او با سپاهِ روم علیهِ اسلام جلوگیری کند . خالِد زمانی به دَومَه رسیدکه اُکَیدِر با برادرش حَسّان عازِمِ شکار بودند . وی پس‌از زدوخوردی مختصر و دستگیری اُکَیدِر ، حَسّان را به قتل رسانید . خالِد قَبای مُرَصَّع و بسیار زیبای حَسّان را جهتِ حضرت رسول اکرم (ص) ارسال داشت . مسلمانان از درخشندگی ، فاخر و گرانبها بودنِ جامِه مذکور بسیار متعجّب شده وآن را با دست لمس می‌کردند . پیامبر  خدا(ص) فرمودند : قسم به کسی که جانمدر یدِ قدرتِ او می‌باشد ، دستارهای سَعْد بن مُعاذ در بهشت ، از این قَباءزیباتر است .
اُکَیدِر در اسارتِ نیروهای اسلام به مدینه آورده شد .وی از قبولِ اسلام امتناع نموده امّا پذیرفت که خَراجگُزار مسلمانان باشد .
خالِد در سال دهم هجری ، از طرفِ رسول خاتم(ص) ، برای ترغیبِاهالییمَن به اسلام ، عازِمِ آن کشورگردید لکن پس‌از شش ماه تبلیغ ، هیچ‌کس به دعوتِ او پاسخِ مثبت نداد .
مُقارِنِ رحلتِ حضرت ختمی مَرْتَبَت(ص) ، بحثِ ارتداد و ادّعای پیامبر ی در جهانِ اسلام ، توسّطِ عِدَّه‌ای فرصت‌طلبمطرح گردیده و با آغازِ خِلافتِ ابوبکر ، این مسئله ابعادِ گسترده‌تریبه‌ویژه در قبائِلِ بَنی اَسَد ، فَزارَه ، بَنی عامِر و غَطَفان ، بَنی سُلَیم ، بَنی تَمیم ، بَنی حَنیفه ، شورشیان کِندَه و عِدَّه‌ای از مردمِ بحرین پیدا کرد .
خالِد بن وَ لید و عَمْرو بن عاص ، برابرِ حُکْمِ خَلیفَه اوّل : ابوبکر ،وظیفه سرکوبی قبایلِ مرتدّ و یا متّهم به اِر تِداد را با اختیارِ تامّ و بدونِ هیچ‌گونه مرزبندی ، عُهْدَه‌دار شدند .
خالِد پس‌از پیروزی بر قبایلِ بَنی اَسَد ، غَطَفان و فَزارَه ، اسیرانی را با خود به مدینه آورده و سپس جهتِ سرکوبی مالِک بن نُوَیرَه ،عازِمِ سرزمینِ بَنی تَمیم شد .
وی مالِک و عموزادگانِ او را اسیر کرده و در نظر داشت آنان راگردن بزند .
اَبو قَتادَه که در این نبرد حضور داشت ، خالِد را مخاطب قرار داده وگفت : آنان نماز می‌خوانند و صراحتاً می‌گویند : ما مسلمانیم ، چرا ما را گردن می‌زنید  !؟ تعدادی دیگر از نیروهای اسلام که در صحنه حاضر بودند نیز خِطاب به اوگفتند : مگر ابوبکر شما را از کُشتنِ کسانی‌کهرو به قبلَه نماز می‌خوانند نهی نکرده است ؟ خالِد که پاسخِ منطقی نداشت ، ناچار نماز خواندنِ آنان را تأیید نموده و لکن افزود : این افراد از پرداختِ زکوه دریغ کرده‌ و واجب‌القَتْل‌اند ...... وی سپس بی اِعتناء به انتقادهایی‌که متوجّه تصمیم و اقدامِ غیراسلامی و ظالمانه‌اش بود دستور داد هَمَه اسیران را گردن بزنند .
مالِک بن نُوَیرَه قبل از کُشته شدن خِطاب به خالِدگفت : چگونه مسلمانی را که رو به قبلَه نماز می‌خواند گردن می‌زنی !؟خالِد در توجیهِ جنایتِ خود ، مجدَّداً بحثِ ندادنِ زکوه را که دروغی بیش نبود مطرح کرد .
مالِک ناچار انگیزه اصلی خالِد را افشاء کرده و درحالی‌که به همسرِ زیبای خود اشاره داشت گفت :
خالِد ! انگیزه اصلی تو ، جُز این زن نیست !
هرچند خالِد بحثِ زکوه را مطرح نموده واَعمالِ مستبدانه و ناشایستِ خود را الهی و مُتَّکی به دستوراتِ اسلام می‌دانست امّا بی‌شرمانه پس‌از کُشتنِ مسلمانانِ بَنی‌تَمیم ، با همسرِ مالِک هم‌بستر شده و لَکَّه ننگی بر دامانِ دستگاهِ خِلافت نِشانْد که موردِ تأیید و اجماعِ تاریخ‌نویسان است . سپاهیانِ خالِد پس از این فاجعه ننگین ،با سَرْهای کُشته‌شدگان و سَرِ مالِک ، اجاق و دیگ‌پایه‌هایی درست کرده و ظروفِ فلزّی یا سنگی خود را برای آشپزی روی آنها می‌گذاشتند . این عمل موجبِ سوختن و خاکستر شدنِ تعدادِ زیادی از سَرْهای مقتولین گشته که سَر و صورتِ نیمه سوخته مالِک با موهای انبوه و بلندش نیز جُزْوِ آنها دیده می‌شد .
اَبوقَتادَه گزارشی از رفتارِ خالِد به ابوبکر ارائه داده و اظهار داشت : دیگر هرگز تحتِ نظر پسرِ وَ لید به مأموریت نخواهم رفت .
هرچند که اخبارِ این جنایت سریعاً در مدینه انتشار یافت بااین‌وجود ابوبکر : خَلیفَه وقت ، نه تنها خالِد را کیفر نداده بلکه طِبقِِ فرمانِ دیگری او را مأمورِ سرکوبی مُسَیلِمَه و مردمِ یمامَه کرد . گفته شده ابوبکر علی‌رغمِ جوِّ خشونت و اِرعابی که خالِد بوجود آورده بود ، وی را سَیفُ الله نامید .
عُمَر بن خَطّاب پس‌از شنیدنِ اخبارِکُشتار و تجاوزِ خالِد در بَنی تَمیم ، قسم یاد نمود که پسرِ وَ لید را طِبقِ حکمِ قرآن ، به خاطرِ قتلِ یک مُسْلِمو زِنای مُحْصَنَه ، سنگسار نماید لکن ابوبکر نپذیرفت و اقدامِ خالِد رایک عملِ اجتهادی دانسته و افزود : او تصوّر داشته عملش درست بوده است . ابوبکر همچُنین گفت : خالِد شمشیری است که خدا برافراخته ومن آن را فرو نخواهم نشانْد .
خالِد در یک مورد اسیرانِ مُرْتَدّ را با آتش سوزانده و عُمَر در موردِاین عملِ خالِد نیز به ابوبکر اعتراض کرد . ابوبکر بیان داشت :خالِد شمشیر خداست  و هیچ مادری همچون خالِد نتواند بِزاید (به دنیا آوَرَد) .
خالِد در نبرد با مُسَیلِمَه کَذّاب نیز از ابوبکر اختیارِ تامّ داشت و همانندِگذشته ، قاطعیت ، شدّت و حِدَّت بیش از اندازه‌ای به کار بُرْد بطوری‌که در اثرِ آن ، خون‌های بسیاری از هر دو طرف ریخته شد . در این نبرد ، دو هزار و دویست نفر از مسلمانان کُشته شده که هفتصد نفرِ آنان ، حافظِ قرآن بودند . مُسَیلِمَه نیز سرانجام با زوبینِ وَحشی حَبَشی : غلامِ سیاهِ جُبَیر بن مُطْعِم از پا درآمد .
خالِد در سال 12 هجری و پس‌از پایانِ جنگِ با مُرتدّان و قتلِمُسَیلِمَه کذّاب ، به عِراق رفته و حیرَه و قسمت‌هایی از آن نواحی را فَتْحْ کرد . وی سپس عازِمِ شام شده و به نبرد با رومیان پرداخت .
خالِد در زمانِ عُمَر از سِمَتِ سَرفرماندهی نیروهای شام عَزْل واَبوعُبَیدَه جَرّ اح جایگزینِ وی شد . خالِد پس‌از مدّتی به مدینه بازگشت . نقل است که عُمَر مجدّداً خالِد را به کار دعوت کرد امّا وی نپذیرفت . مرگِ خالِد به سال 21 هجری در مدینه و یا شام ذکر شده ‌است .او در روش و منشِ فرماندهی ، مشابهِ عُمَر رفتار می‌کرد .
آنچه نقل شده که عُمَر با کارهای خالِد بن وَ لید مخالف بوده ، اگرچه تاحدودی می‌تواند صحیح باشد ، امّا با بررسی مواضعی که عُمَر در دورانِ خِلافتِ خود نسبت به خالِد اتّخاذ می‌نمود ،نمی‌توان خَلیفَه دوّم را سرسخت‌ترین دشمنِ خالِد دانست .
نقل است عُمَر در پایانِ خِلافتش آرزو نموده ایکاش خالِدزنده می‌بود و او را به عنوانِ جانشینِ خود انتخاب می‌کرد . گفته شده که خالِد نیز قبل از مرگ ، عُمَر را وصی خود قرار داده بود .بخاری و مسلم از خالِد حدیث نقل کرده‌اند .
خالِد جنگجویی توانا بود و جهتِ تحمیلِ نظراتِ خود به دشمن و شکستِ طرفِ مقابل ، تدابیرِ مناسبی اتّخاذ می‌کرد امّا در مقابلِ این ویژگی‌ها ، نقاطِ ضعفِ بسیاری داشت که این امر نشانگرِ عدمِ وجودِ انگیزه مذهبی در حرکاتِ متهوِّرانه وی می‌باشد .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- بطونِ مهمّ و دهگانةِ قُرَیْش عبارت بودند از :
 هاشِم –اُمَیَّة –نَوْفَلْ –عَبْدالدّ ار – َسَد –مَخْزُوم –تَیْمْ –عَدِیّ –جُمَح –سَهْم .
2- تِهامَة : سرزمینی مابینِ حجاز و یَمَن می‌باشد .
3- تاریخ یعقوبی ، ج1 ، ص 3 و422 ، مُتَرْجَم –مغازی واقدی ، ج2 ، ص 879 الی882 – تاریخ طَبَری ، ج2 ، ص342 .
4- مغازی واقدی ، ج 2 ، ص 1026.
5- تاریخ اسلام ، ج 2 ، ص 166 به استناد کتاب الرَدَّ ة ، ص 106 .
6- تاریخ طَبَری ، ج 2 ، ص 503 و 504.
7- تاریخ طَبَری ، ج 2 ، ص 503.
8-  طبقات الکبری ، ج 7 ، ص 369.
9-  تاریخ سیاسی اسلام ، ص 7-296 به استناد الکامل ، ج 2 ، ص 389.
10- تاریخ سیاسی اسلام ، ص 297 ، به استناد الامامة والسیاسة ، اِبن قتیبة ، ص 24 .
11- طبقات الکبری ، ج 7 ، ص 397.