خالِد بن سِنان عَبْسِی یا عَیسِی
خالِد از قَبیلَه بَنی عَبْسْ بن بَغیض است . بنا بر حدیثِ نَبَوی ،خالِد پیامبر ی بود که قومش حقِّ او را نشناختند .
ایشان یکی از حُکمای دورانِ جاهلیت میباشد که قومِ خود را بهدینِ عیسیu دعوت میکرد لکن آنان نمیپذیرفتند .
آورده اند که در زمانِ حیاتِ خالِد ، آتشی از درونِ زمین زبانه کشیده و هیچکس را یارای نزدیک شدن به آن نبود . قَومِ خالِد شَرْطکردند که اگر وی بتواند آتش را از آنجا دور کند ، پیروی عیسَیu را خواهند پذیرفت .خالِد باتّفاقِ ده نفر از دوستانش ، نزدیکِ آتشرفته و با ضرباتِ نَعْلَینِ خود ، به شعلههای فروزانِ آن نواخت وبه این ترتیب زبانههای آتش تدریجاً عقب نشسته و از مردم فاصِلَه گرفت . بنا به روایتی دیگر ، خالِد وارد آتش شد امّا هیچ صدمهای ندیده و آتش خاموش گشت. گفته شده او در زمانِ انوشیروانمیزیسته است .
بنا به قولی هرگاه خالِد در طلبِ باران میبود ، سَر در جَیب فرو برده و باران آغاز میشد و تا سَر بر نمیآوَرْدْ ، نُزولِ بارانتداوم مییافت .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- تاریخ پیامبر اسلام ، ص 14 و 15–لغت نامَةِ دهخدا .
2- ذَلِکَ نَبیٌّ اَضاعَهُ قَومُهُ ، تاریخ پیامبر اسلام ، ص 14.
3- مُرُوجُ الذَّهَب ، ج1 ، ص 53.