حُیی بن اَخْطَب نَظَری یهودی
عَمْرو بن اُمَیه ضَمْرِی دوّمین صحابی رسول خدا(ص) میباشد که موفّق گردید از فاجِعَه بِئْر مَعونَه جانِ سالم بِدَر بَرَد . وی در حینِ فرار و بازگشت بسوی مدینه ، با دو نفر از قَبیلَه بَنی عامِر در حالِ خواب مواجه گردیده وبدونِ اطّلاع از همپیمانی قَبیلَه مذکور با مسلمانان ، آن دو را به تلافیقتلِ عامِ دوستانش توسّطِ بَنی عامِر ، از پا درآوَرْد . رجوع بهسَریه بِئْرِ مَعُونَه
رسول اکرم (ص) از اقدامِ عَمْرو بسیار ناراحت شده و فرمودند خونبهایآنان باید پرداخت شود .
بَنی عامِر از یکسو با مسلمانان و از سوی دیگر با بَنی نَضیر همپیمان بودند . از آنجا که پیامبر (ص) در بعضی شرایط و یا تنگناهای مالی ، تأمینِ بخشی از هزینه و نیازمندیهای عمومی را به سایرِ احزاب وگروهها واگذار مینمودند ، برای تأمینِ دِیه مقتولین ، باتّفاقِ علیu و جمعی از اصحاب عازِمِ قَبیلَه بَنی نَضیر شدند . حُیی بن اَخْطَب ضمن استقبال از حضورِ ایشان و همراهان ، توطِئَه قتلِ آنجناب را باپرتاب سنگی از بالای بام توسّطِ عَمْرو بن جَحّاش بن کَعْبْ برنامهریزی کرد . نَبی خدا(ص) توسّطِ سروشِ وحی ، از این دسیسه مُطَّلِع گشته و لِذابه بهانهای ، بدونِ اطّلاعِ دیگران و حتّی مُلازِمانِ خویش ، مجلس را تَرْک و بلافاصله دستورِتَخلیـه بَنینَضیر از مدینه را صادر فرمودند .
حُیی که رئیسِ قَبیلَه بَنی نَضیر بود ابتدا با خروجِ افرادش موافق نبوده و به اَنحاءِ گوناگون تعلّل میورزید امّا هنگامیکه از اراده مُصَمَّمِآنحضرت اطّلاع حاصل کرد ، اجباراً آنرا پذیرفت و خودِ وی نیز به خَیبَر گریخته و مدّتی بعد همراه با یهودیانِ هَمْفِکْرَش که درصَدَدِ انتقامگرفتن از مسلمانان بودند ، عازِمِ مکّه شده و تلاشِ بسیاری برای راهاندازیجنگ احزاب آغاز کرد . حُیی جهت پیروزی مشرکین و شکستِ مسلمانان ، آمادگی کامل خود را برای هرگونه کمک به قُرَیش اعلام داشت .سرانِ مکّه با استفاده از فرصتِ پیش آمده ، احزابِ قُرَیش و مشرکین را برای جنگ با مسلمانان آماده ساخته و بسوی مدینهحرکت کردند .
قَبیلَه بَنی قُرَیظَه تا قبل از آغازِ نبرد اَحزاب ، همپیمانِ صمیمی مسلمانان محسوب میشدند و حَتّی برای حَفْرِ خَنْدَق در اطرافِ مدینه ، مقداری بیل ، کلنگ و سایرِ وسایل در اختیارِ نیروهای اسلام گذاشته بودند .
حُیی برای کامل کردنِ توطِئَهاش ، در صَدَدِ تضعیفِ روحیه مسلمانان قبل از آغازِ جنگ اَحْزاب و ناامن ساختنِ پشتِ جبهه مسلمین بود و لِذا جهتِ برهمزدنِ پیمانِ دوستی آنان با قَبیلَه بَنی قُرَیظَه ، ضمن پیگیریهای مکرّر و با اصرارِ زیاد ، خواستارِ تماس با کَعْب بن اَسَد : رئیسِ قَبیلَهبَنی قُرَیظَه گردید و علیرغمِ اینکه کَعْبْ حاضر به چُنین دیداری نبود ، سرانجام وی را درشرایط انجامشدهای قرار داده و ملاقات صورت پذیرفت . حُیی در این جلسه به کَعْبْ اطمینان داد که پیامبر اسلام(ص) در نبرد خَنْدَق شکست خواهد خورد و منافعِ بَنی قُرَیظَه ایجاب نمیکند که سرنوشتِ خود را با پایانِ کار مسلمانان گره بزنند . حُیی برای متقاعد ساختنِکَعْبْ و فراهمشدنِ آسودگیخاطرِ بیشترِ وی به پیروزی قُرَیش و شکست مسلمین ، قول دادتا پایان نبرد احزاب نزد بَنی قُرَیظَه بماند و در فرجامِ آنان شریک باشد ...... .
سرانجام کَعْبْ فریب خورده و تسلیمِ نظراتِ او شد و در شَوّ ال سال پنجم هجری ، عَلَناً لَغْوِ قراردادِ دوستی بَنی قُرَیظَه با مسلمانان را اعلام کرد .
همزمان با شکستِ مشرکین و پایانِ نبردِ خَنْدَق ، فرمانِ خداوند درموردِ غَزْوَه بَنی قُرَیظَه نازل گردید و مسلمانان بدونِ فوتِ وقت بر سَرِ قَبیلَه مذکورفرود آمده و محلِّ استقرارِ آنان را به مُحاصَرَه درآوردند . یهودیان بَنی قُرَیظَه پساز پانزده و یا بیست روز اِسارت ، بستوه آمده و مشتاقانه پذیرفتند کهتصمیم درموردِ آنان توسّطِ سَعْد بن مُعاذ که همپیمانِ سابق و موردِ احترامِ کاملِ سرانِ بَنی قُرَیظَه بود ، اتّخاذ گردد .
برابرِ حُکْم سَعْد بن مُعاذ کلّیه مردانِ آن قَبیلَه گردن زده شدند . حُیی بن اَخْطَب : رئیسِ بَنی نَضیر که طبقِ قولِ خودش و با اطمینانِ خاطر از شکستِ مسلمانان ، در بینِ بَنی قُرَیظَه باقیمانده بود تا در سرنوشتِ موفقیتآمیز وجشنِ پیروزی آنان شریک باشد نیز کُشته شد !! رجوع بهغَزْوَه بَنی قُرَیظَه
صَفیه : دخترِ حُیی بن اَخْطَب ، دو سال بعد ، همزمان با محرّم سال هفتم هجری در غَزْوَه خَیبَر اسیر شد . وی توسّطِ رسول خدا(ص) آزاد و سپس افتخارِ همسری آنحضرت را کسب کرد .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- تاریخ پیامبر اسلام ، ص 59.