حُنَفاء
مُقارِنِ ظهورِ اسلام ، علیرغمِ اینکه کیشِ غالبِ مردمِ شبه جزیره عربستان بُتپرستی بود ، در گوشه و کنارِ آن سرزمین ، علاوه بر اقلّیتهائی از قبیلِ یهودیان ، مسیحیان ، مانَوِیان و ... ،گروهی برخِلافِ توده مردم ، از پرستشِ بُتها امتناع کرده و به خدای یگانه اعتقاد داشتند .
بررسی سیرهنویسان حاکی از آنست که دینِ توحیدی حضرت ابراهیم u : بانی کَعْبَه و جَدِّ عَرَب ، بتدریج در بینِ اَعراب منسوخ گردیده بود لکن ذهنیات و ضمیرِ عِدَّهای ، بر مُسْلِم و حَنیف بودن و بیزاری آنحضرت از مشرکین گواهی میداد . آنان با مُشاهده بُتپرستی و بعضی اخلاقِ ناپسند و عاداتِ زشتِ مرسوم در جامعه ، وجدانشان بیدار و به یادِ یگانهپرستی ابراهیم u و حَنَفیت او ، ضِمنِ کنارهگیری از این قبیل رفتارِ ناشایستِ عامَّه ، در طلبِ دین حَنیف بودهو لِذا حُنَفاء نامیده شدند . اسامی مشهورترین حُنَفاءعبارت است از :
1- وَرَقَه بن نَوفَل بن اَسَد بن عَبْدالْعُزَّی بن قُصَی
وَرَقَه ، عموزاده حضرت خَدیجَه سلام الله علیها بوده وکیشِ مسیحی داشت .وی در دورانِ جاهلیت از بُتها کنارهگیری کرده و خوردنِ ذَبایحِاَصْنام را عملی زشت و ناپسند میدانست . ایشان بنا به قولی اسلام آوَرْده و مسلمان از دنیا رفت .
وَرَقَه در مَدْحِ رسول خدا(ص) گفته است :
یعْفُوُ وَ یصْفَحُ ، لایجْزِی بِسَیئَه وَ یکْظِمُ الْغَیظَ عِنْدَالشَّتْمِ وَ الْغَضَبِ میبخشد و گذشت میکند و به بدی پاداش نمیدهد و خشمِ خود را هنگامِ دشنام و غضب ، فرو مینشاند . رجوع به: وَرَقَه بن نَوفَل
2- عُبَیدالله بن جَحْشِ اَسَدی
ایشان عَمَّهزاده پیامبر (ص) میباشد که پیوسته مُتَحَیر و در طلبِ حقّ بود . او ابتدا اسلام آوَرْد و با همسرِ مسلمانش :اُمّ حَبیبَه بنت اَبوسُفیان ، همراهِ مهاجرینِ اسلام رهسپارِ حَبَشَه شد . اِبنِ جَحْشْ در آنجا کیشِ مسیحیت برگزیده و به همان آئین از دنیا رفت . رجوع به:عُبَیدالله بن جَحْشْ
3- عُثْمان بن حُوَیرِث بن اَسَد بن عَبْدالْعُزّی بن قُصَی
عُثْمان نزدِ قَیصَرِ روم شد و در آنجا به مسیحیت گرویده و مقام و منزلتی یافت .
4- زَید بن عَمْرو بن نُفَیلْ
ایشان پسرعموی عُمَر بن خَطّاب و پدرِ سَعید بن زَیدْ : راوی مُنْحَصِر بفَردِ عَشَرَه مُبشَّرَه ، میباشد .
تا قبل از اسلام ، قُرَیشگاهاً اعیادِ خود را درکنارِ بُتها برگزار میکردند . زَیدْ باتّفاقِ وَرَقَه بن نَوْفَل ، عُبَیدالله بن جَحْشْ و عُثْمان بن حُوَیرِث بن عَبْدالْعُزَّیبن قُصَی ، در یکی از آن جشنها حضور یافته و همانجا تصمیم میگیرند بُتپرستی را رها و برای یافتنِ دینِ حقّ تلاش کنند . زَیدْ ضمنِ اجتناب از بُتپرستی ، خوردنِ مَیتَه ، خون و قربانی بُتها را نیز حرام میدانست .
او مردم را از کُشتنِ دختران نَهْی کرده و به توحید و مَعاد وخدای ابراهیمu اعتقاد داشت . زَیدْ را اَشعاری است که در آناز لات و عُزَّی تَبَرّی میجوید و با تأکید بر یکتاپرستی ، به درگاهِ خداوند استغفار مینماید .
زَیدْ به خاطِرِ داشتنِ همین افکار و عقاید ، از سوی عمویش ،خَطّاب بن نُفَیلْ : پدرِ عُمَر ، رَ نْجِشِ بسیار دیده و از مکّه اخراج گردید .او مدّتی به کوهِ حِرا پناه بُرد . در آنجا نیز طرفدارانِنُفَیلْ ایشان را رها نکرده و به اذیت و آزارش میپرداختند . وی جهتِ انجامِ کارها و گذرانِ امورِ زندگی خود ، مخفیانه از حِراء به مکّه رفتوآمد داشت .
زَیدْ سرانجام در جستجوی دینِ حقّ ، مکّه را بسوی مَوصِل تَرْکو از آنجا عازِمِ شام گردیده و با راهبی آگاه درباره دین ابراهیمu گفتگو کرد . راهِب خِطاب به زَیدْ گفت : از همان شهری کهبیرون آمدهای ، بزودی پیامبر ی ظهور نموده و هَمَه را بهدین ابراهیم u فرا میخوانَدْ .
زَیدْ که در جستجوی دینِ حقّ بود با شتاب بسوی مکّه روان گشت امّا در بلاد لَخْمْ توسّطِ لَخْمیان کُشته شد . قتلِ ایشان بنا به روایتیپنج سال پیش از بعثت بوده است .گفتهاند رسول خدا(ص)در پاسخ به سؤالِ عُمَر بن خَطّابکه پرسیده بود : آیا برای زَیدْ استغفار کنیم یا نه ؟ فرموده بودند : آری ! او به صورتِ اُمَّتی جداگانه محشور خواهد شد .رجوع به:زَید بن عَمْرو بن نُفَیلْ
5 - نابِغَه جَعْدِی – قَیسْ بن عَبْدالله – اَبولَیلَی
نابِغَه شاعری قَویطبع و مشهور در دورانِ جاهلیت و اسلام بود . ایشان پیشاز بعثت ، میگساری و بُتپرستی را رها کرده و در اَشعارِ خود ، راجع به توحید ، بَعْثْ ، جَزاء ، پاداش و دوزخسخن میگفت .
در موردِ نام و نَسَبِ جَعْدِی اختلاف بسیار است . عِدَّهای او راحَیان بن قَیسْ بن عَبْدالله ، قَیسْ بن عَبْدالله و یا قَیسْ بن کَعْبْ بن عَبْدالله و گاهی حَسّان بن قَیسْ بن عَبْدالله نامیدهاند لکن راجع به کُنیهاش :اَبولَیلَی اتّفاقِ نظر وجود دارد. وی از مدیحهگویانِ پیغمبر اسلام(ص)بود .
اَبولَیلَی پساز سُرُوَدنِ اَشعاری در جاهلیت به خاموشی گرائیده و لب فرو بست و تا زمانِ بعثتِ رسول خاتم(ص)سکوتِ خود را حفظکرد . او که ابتدا به دینِ ابراهیم حَنیف u بود و روزه میگرفت ، پساز بعثت اسلام آوَرْد و با شعری در مدحِ پیامبر اکرم(ص)، به سَرایش پرداخت . نقل است که دورانِ خاموشی اَبولَیلَی حدودِ سی سال طول کشیدهاست .
در تاریخ آمده است که اَبولَیلَی در خدمتِ پیامبر (ص) اَشعاری سرود و آنحضرت ایشان را موردِ تحسین قرار داده و فرمودند :
نیکوگفتی ، لا یفْضُضِ اللهُ فاکَ ! دهانت درد نکند !
آوردهاند که اَبولَیلَی پساز آن ، یکصد سال زیست و در طولِ این مدّت ، تمامِ دندانهایش برّاق بوده و هیچ آسیبی ندید .
نابِغه مدّتی نیز مُلازِمِ عُمَر : خَلیفَه دوّم بود امّا در عَهْدِ عُثْمان از او کنارهگرفت و به قَبیلَهاش بازگشت و سپس همزمان با دورانِ خِلافتِ امام علیu ، نزدِ آنحضرت آمده و در جنگ صِفّین نیز شرکت کرد . سِنِّ وی را بینِ یکصد و هشتاد تا دویست و بیست سال آوردهاند وگفته شده همزمان با عَبْدالله بن زُبَیر در قیدِ حیات بوده است .رجوع به:نابِغَه جَعْدِی
6 - اُمَیه بن اَبی صَلْت ثَقَفی
اُمَیه بزرگترین شاعرِ عَرَب در دورانِ جاهلیت است که با کُتُبِ آسمانی نیز آشنا بود .
اُمَیه میگساری را تحریمکرده و دربارَه پرستشِ بُتها تردید داشت . او در جستجوی دینِ حقّ برآمد لکن در رسالتِپیامبر خدا(ص) طَمَع ورزید . وی به سال دوّم یا نهم هجری در یکی از قصرهایش جان سپرد .
خواهرِ اُمَیه که مسلمان شده بود ، بخشی از اَشعارِ برادرش رابرای رسول اکرم (ص) قرائَت کرد . اُمَیه در اَشعارش صراحتاً ایمان به خدا و روزِ حساب را قبول داشت . آنحضرت پساز اِسْتِماع فرمودند :
اَمَنَ شِعْرُهُ وَ کَفَرَ قَلْبُهُ ، شعرش مُومِن امّا قلبشکافر بود . رجوع به:اُمَیه بن اَبی صَلْت
7- قُسِّ بن ساعِدَه اِیادی
قُسّ ، حکیم و خطیبِ معروفِ عَرَب بود . وی در خُطْبَهها و کلماتش به توحید و مَعاد اعتراف داشت . قُسّ پیش از اسلام به توحیدگرائیده و در بازار عُکاظ این موضوع را آشکارابا هَمَگان مطرح میساخت . قُسّ از داورانِ عَرَب محسوب میشد و در محاکمات و حلِّ اختلافات ، موردِ مُراجَعَه مردم قرار میگرفت . رجوع به:قُسِّ بن ساعِدَه بن جذامَه بن زفر بن ایاد
8 - اَبو قَیسْ- صِرْمَه بن اَبی اَنَسْ - صِرْمَه بن قَیسْ
اَبو قَیسْ ، در دورانِ جاهلیت به رُهْبانیت گرائیده واز بُتپرستی اجتناب می کرد . وی در نظر داشت مسیحی شود امّا بعداً این تفکّر را نیز کنار گذاشته و در مَعْبَدِ خود به عبادتپرداخت .
اَبو قَیسْ تا قبل از هجرتِ نبی خدا(ص) میگفت که پروردگارِابراهیم u را میپرستد و پساز هجرت ، خدمتِ آنحضرت در مدینه شرفیاب شده و اسلام آوَرْد . رجوع به:اَبو قَیسْ - صِرْمَه بن اَبی اَنَسْ
9- خالِد بن سِنان عَبْسی
خالِد در پایانِ عُمْرِ خود ، از نزدیک شدنِ بعثترسول گرامی اسلام(ص) خبر داده بود . دخترِ او به دینِ اسلام مشرّف گردیده و هنگامیکه سُورَهقُل هُوَاللهُ اَحَدرا از حضرت رسول(ص) شنید اظهار داشت : پدرم نیز چُنین میگفت .رجوع به:خالِد بن سِنان عَبْسی
10- تُبّان اَسْعَد – اَبو کَرِب – تُبَّع
تُبّان ، یکی از پادشاهانِ یمَن بود . وی هفتصد سال قبل از بعثتِ پیامبر اکرم(ص) ، نبوّتِ آنحضرت را پذیرفته و در اَشعارِ خود به رسالتِ ایشان گواهی داده بود .
تُبّان جهتِ مبارزه با بُتپرستی ، دو نفر از دانشمندانِ یهود رابه یمَن دعوت کرد . آنان پساز حضور در یمَن ، بُتها را باطِل شمرده و مردم رابه آئینِ یهود فراخواندند . رجوع به:اَبو کَرِب -تُبَّع - تُبّان اَسْعَد
11- زُهَیر بن اَبی سُلْمَی
زُهَیرْاز شاعرانِ معروفِ عَرَب میباشد کهدر اَشعارِ دورانِ جاهلی خود ، از روزِ حساب و جزا سخنگفته است .
زُهَیرْ دو پسر به نامهای بُجَیرْ و کَعْبْ داشت که هر دو از صَحابی و شاعرانِ حضرت محمّد(ص) محسوب میشدند .قَصیدَه میمیه زُهَیرْ یکی از مُعَلَّقات سَبْعْ است .رجوع به:زُهَیر بن اَبی سُلْمَی
12- اَبو عامِر راهِب اَوسی
اَبو عامِر را به خاطِرِ زُهدش در دوران جاهلیت ، راهِبْ نام نهادند . وی پساز بعثتِ رسول خدا(ص)ظاهراً اسلام آوَرْده و در پوششِ مسلمان بودن ، فتنه ، نِفاق وو توطئههای بسیاری مابینِ مسلمین ایجاد کرد بطوریکهاز جانِبِ آنحضرت ، اَبو عامِر فاسِق لَقَب گرفت .مسجد ضِرار طِبقِ دستورِ او ، به عنوانِ پایگاهی علیه اسلام ،در مقابلِ مسجد قُبا ساخته شد .پیامبر اکرم(ص) هنگامِ بازگشت از غَزْوَه تَبوک ، دستورِ تخریبِ مسجدِ وی راصادر فرمودند . اَبو عامِر چهل روز پساز تخریبِ مسجدِ یاد شدهفوت کرد .
اَبو عامِر فرزندی به نامِ حَنْظَله غَسیل المَلائِکَه داشتکه از صَحابی مشهورِ پیامبر اسلام(ص) بوده و با شرکت در غَزْوَه اُحُد به شهادت رسید . رجوع به: اَبو عامِر راهِب
13- بَحیراء راهِب
بَحیراء ، راهبی دانشمند و مسیحی در بُصْرَی بود که به محضِ مشاهده رسول الله(ص) ، از نبوّتِ آینده آنحضرت خبر داده واَبوطالب را به مراقبت و نگهداری هرچه بیشتر از ایشان سفارش کرد . رجوع به:بَحیراء راهِب
14- عَدّ اس
عَدّ اس : غلامِ عُتْبَه بن رَبیعَه و اَهلِ نَینَوا بود . وی از کسانی است که به نبوّت حضرت رسول(ص) مژده داد . او به کیشِ مسیحی در جنگ بَدْرْ شرکت و کُشته شد . رجوع به: عَدّ اس و رجوع به: طائِف
15- عُثْمان بن مَظْعُون جُمَحی
ایشان بنا به قولی برادرِ رضاعی رسول مکرّم اسلام(ص) محسوب میگردد . وی از مسلمانانِ نخستین است که در جنگ بَدْرْ نیز شرکت داشت . رجوع به:عُثْمان بن مَظْعُون
16- عَمْرو بن عَبَسَه سُلَمی -اَبو نُجَیحْ
عَمْرو نزد پیامبر خدا(ص) شرفیاب شده و به اسلام گروید . وی خود را چهارمین نفری میداند که اسلام آوردهاند . رجوع به:عَمْرو بن عَبَسَه
17- سَعید بن زَید بن عَمْرو بن نُفَیلْ
سَعید از اسلامآورانِ نخستین و شوهرِ فاطِمَه بنت خَطّاب :خواهرِ عُمَر میباشد .
وی در نبرد بَدْرْ از سوی پیغمبر خدا(ص) برای جستجوی کاروان قُرَیش اعزام گردیده و لکن پساز پایانِ جنگ مراجعت کرد .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران