حَکَم بن اَبی العاص بن اُمَیه بن عَبْد شَمْس
حَکَم از خاندانِ بَنی اُمَیه و دشمنِ سرسختِ رسول خدا(ص) بود .وی برادرِ عُثْمان بن اَبی العاص و پدرِ مروان و جَدِّ شاخه مروانی بَنی اُمَیه میباشد . حَکَمْ یکی از بیادبترین و سَبُکسَرترین آزاردهندگانِپیامبر خدا(ص) بود . او در جسارت کردن به آنحضرت ، حَدّ و مرزیبرای خود قایل نبود و یکبار که حضرت محمّد(ص) درحالِ سجده بودند ،بیشرمانه ، شکنبه و سرگینِ شترِ تازه کُشته شدهای را بر پُشت و میانِ دو کتفِ ایشان مالید .
در خبر است که حَکَم پُشتِ سَرِ نبی خاتم(ص) حرکت میکردو ضِمنِ شِکْلَک ساختن و دهنکجی نمودن ، به آنحضرتدشنام میداد .گفته شده که دهانِ حَکَمْ در حالِ اَدا و اَطْوار درآوردن ،به همان صورت باقی مانْدْ . وی جُزْوِ اشخاصی بود که برای اجرای تصمیمِ دارالنَّدْوَه جهتِ قتلِ رسول خاتم(ص)، در شبی معروف به لَیلَه المَبیت ، اطرافِ منزلِ آنجناب را مُحاصَرَه کرده و همراه با اَبوجَهْلْ وسایرِ نمایندگانِ قبایلِ قُرَیش به مراقبت و پاسداری مشغولبودند .
حَکَم در روزِ فَتْحِ مکّه اسلام آوَرْد امّا کماکان به دشمنی با اسلامو مسلمین ادامه میداد . تداومِ کینهورزیها و شدّتِ آزار و اذیت رساندنِ وی به مسلمانان موجب شد که رسول اکرم (ص) او را نفرین کرده و از مدینه طَرْد نمایند .
خَلیفَه سوّم : عُثْمان در دورانِ خِلافتِ خود ، حَکَم و فرزندانش را به مدینه بازگردانْدْ . اقدامِ عُثْمان در موردِ اِعادَه و جذبِ فردی که مطرودِرسول الله(ص) بوده موجبِ گشوده شدنِ زبانِ انتقادِ بسیاری از مردم نسبت به خَلیفَه گردید .
حَکَم در زمانِ خِلافتِ عُمَر ، به حکومتِ بحرین منصوب و برادرش :عُثْمان بن اَبی العاص نیز به ولایتِ عُمانگمارده شد .
حَکَم راوی برخی از احادیثِ شریفه بوده لکن گفتهاند که خودِ ویبه افتخارِ صحبت با رسول خدا(ص) نائِل نگردید و احادیثِ مذکور رااز قولِ برادرش نقل کرده است .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران