حُجْر بن عَدِی بن مُعاویه بن جبلَه بن عَدِی بن رَبیعَه بن مُعاویه الاکرمین کِندی – حُجْرالْخَیر
حُجْرْ باتّفاقِ عَبْدالله بن مَسْعُود و مالِک اَشْتَر در کاروانی از حُجّاجِ عِراق عازِمِ مکّه شدند . همزمان با رسیدنِ کاروانِ عِراقی به صحرای رَبَذَه ،اَباذَرِّ غِفاریکه طبقِ فرمانِ خَلیفَه سوّم : عثمان ، دورانِ تبعیدِ خود در همان صحرا را میگذرانید ، وفات یافت . عَبْدالله و یا طِبقِ قولی دیگر مالِک بر جنازه ایشان نماز خوانْدْ و سپس او را در همان مکان به خاک سپردند .حُجْرْ از اصحابِ خاصِّامام علی (ع) بوده و هرگاه لعن به ایشان را میشنید آنرا به گویندهاش باز میگردانید .
حُجْرْ در جنگهای جَمَل ، صِفّین و نَهْرَوان شرکت کرد و پساز شهادتِ مولی الموحّدین علی (ع) ، مخالفتِ خود با اُمرای اُموی را افزایش داده و علناً به مُعاوِیه بن اَبوسُفیان لعن میفرستاد . عُمّالِ مُعاوِیه درکوفَه از حُجْرْ خواستند بینِ مرگ و دشنام به امام علی (ع) یکی را انتخاب کند ! او فوراً شهادت را برگزید .
حُجْرالخَیرْ قبل از شهید شدن اجازَه گرفته و دو رکعت نمازِ سَبُک و کوتاه بجا آوَرْد و در پایان رو به مَأمورین نموده و گفت : اگر گماننمیبُردید که من از ترسِ مرگ نمازم را به درازا کَشاندم ، هر آینه دوست داشتم این دو رکعت نماز را مُمْتَدّ و طولانی اَداء میکردم . مَأمورین خِطاب به حُجْرْ گفتند : بیتابی نشان دادی !؟ او پاسخ داد :چرا بیتابی نکنم !؟ درحالیکه شمشیری برهنه ،گوری کَنْدَه و کَفَنی آماده میبینم . حُجْرْ سرانجام در سال52 هجری به دستورِ مُعاوِیهگردن زده شد .
مُعاوِیه بن اَبوسُفیان پساز شهادتِ اِبن عَدِی به سفرِ حَجّ رفت و در پایانِ مراسِم بر عایشَه وارد شده و از وی که شفاعتش را درموردِ آزادی حُجْرْ نپذیرفته بود ، عذرخواهی کرد .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران