حُباب بن مُنْذِر بن جَموح بن زَید بن حَرام بن کَعْب بن غَنْمْ بن کَعْب بن سَلِمَه اَنصاری خَزْرَجی : اَبوعَمْرو
حُباب یکی از اَنصارِ رسول خدا(ص) بوده و در جنگهای بسیاری شرکت کرد . در غَزْوَه بَدْرْ ، نیروهای اسلام ابتدا نزدیکِ چاههای بَدْرْ استقرار یافتند . حُباب که در این نبرد حضور داشت ، از پیامبر اکرم (ص) سؤال کرد : آیا این مکان به فرمانِ خداوند انتخاب شده استیا اینکه میتوان در این زمینه اظهارِ نظر نموده و مشورت داد ؟ آنحضرت فرمودند : خیر ! دستوری نیامده است و باید به تدبیر و سیاستِ جنگ عمل شود . در همین راستا نیروهای اسلام طِبقِ پیشنهادِ حُباب ،بعد از آخرین چاه استقرار یافتند تا برای تأمینِ آب ، خودکفا بوده و محتاجِ دشمن نباشند . حُباب بن مُنْذِر در جنگ بَدْرْ سی و سه سال سِنّ داشت .
به هنگامِ غَزْوَه اُحُد ، نیروهای قُرَیش تدریجاً در اطرافِ مدینه مستقرّ میشدند . حُباب از جانبِ رسول اکرم (ص) مأموریت یافت که آمارِ دقیقِ نیروهای دشمن را تهیه کند . او این مأموریت را با شایستگی انجام داده و نتیجه را محرمانه تقدیمِ آنحضرت نمود . در این نبرد ، حُباب و یا به قولی سَعْد بن عُبادَه ، پرچمِ خَزْرَجیان را بر دوش داشت .
اِبن مُنْذِر در غَزْوَه خَنْدَق هم نظراتِ مفید و سازندهای برای استقرارِ مناسبِ نیروهای اسلام ارائه داد .
در نبرد خیبَر و طائِف ، بنا بر پیشنهادِ وی و تأییدِ رسول خاتم (ص) ،قرارگاهِ رزمندگانِ مسلمان به مکانی مناسب جابجا شد و به این ترتیب آنان توانستند از تیررسِ دشمنان محفوظ بمانند . در نبرد خَیبَر پرچمِ سفید توسّطِ علی(ع) حَمْل میشد و دو رَأیتِ دیگر نیز در دستِ حُباب و سَعْد بن مُعاذ بود .
اِبن مُنْذِر به هنگامِ نبرد حُنَینْ نیز یکی از حاملینِ پرچمِ اَنصار بود .
پساز رحلتِ پیامبر خاتم(ص) ، عِدَّهای از سرانِ مهاجرین و اَنصار ، برای تعیینِ جانشینِ آنحضرت ، در مَحَلّی به نامِ سَقیفَه بَنی ساعِدَه اجتماعکردند . حُباب نیز در آنجا حاضر بود و ضِمنِ دفاع از اَنصار به آنان هشدار میداد که دچارِ فریبِ مهاجرین نشوند . وی برای جلب توجّه دیگران ، پیشنهادِ جنجال برانگیزی به این شرح اظهار داشت :
اَ نَا جُذَیلُهَا الْمُحَکَّکُ وَ عُذَیقُهَا الْمُرَجَّبُ ، مِنَّا اَمِیرٌ وَ مِنْکُمْ اَمِیرٌ ، یا مَعْشَر قُرَیش !
ای گروه قُرَیش ! من مردی کارآزموده و سرد و گرم چشیدهام . به عقل من ، مشکل حلّ و تقویت حاصل میشود ، همانطورکه چوب خاردار ،خارشِ پوستِ بدنِ شترانِ گَرْگین را درمان میکند . لِذا دو حکومت ، با دو زمامدار تشکیل شود ، یکی از اَنصار و یکی از مهاجرین .
محتوای پیامِ غضبآلودِ حُباب ، نمایشِ آشکاری از تجزیه حکومتِ اسلامی را همزمان با ایامِ حسّاسِ سوگواری رحلتِ رسول خاتم(ص) تداعی نموده فلِذا گفتارش در ذائِقه بسیاری از مسلمانان و حَتّی اَنصار ناپسند آمد بهگونهای که تنی چند از یاران حُباب نیز مخالفتِ خود را با دیدگاهِ وی بیان کرده و حاصلِ این رفتارِ ناشیانه او و طرفدارانش ، زمینهسازِ پیروزی مهاجرین گردید . هرچند حُباب ، با خشمی بیمهار ، سَقیفَه را به تشنج کشانید ، مَعَالوَصف با پیشبینی دقیق ثابت نمود که ژرفاندیشترین مردِ اَنصار در سَقیفَه بوده است زیرا هنگامیکه مردم ، تهاجم و سبقت در عَهْد و پیمان بستن با اَبوبکر را آغاز کردند ، حُباب بَیعَتکنندگان را مخاطب قرار داد وگفت : به خدا سوگند هم اکنون فرزندانتان را می بینم که بر درِ خانه اینان ،آب را گدایی می کنند و سیراب نمی شوند . اَبوبکر با ارائه پاسخی طنزگونه به سخنِ وی ، از این بحث گذشت . رجوع به سَقیفَه بَنی ساعِدَه .
سرانجام پیشبینی حُباب در تاریخ به وقوع پیوست و یزیدیان آب رابر مسلمانان و حَتّی بر ذُرِّیه رسول گرامی اسلام(ص) بستند .
حُباب بن مُنْذِر در زمانِ خِلافتِ عُمَر از دنیا رفت .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران