|     |     |  EN |   AR   

اهل رده

اهل رده

اَهل رِدَّهاوّلین کسی که در زمانِ حیاتِ حضرت محمّد(ص) از دین برگشتو اِدّعای رسالت نمود ، اَسْوَد عَنْسِی بود. وی از دادنِ زکوه امتناع ورزیده و سرانجام بدستِ فیروز نامی‌کُشته شد. مُسَیلِمَه کَذّاب دوّمین مُدَّعی است که می خواست در رسالتِ رسول اکرم (ص) شریک شود . وی تلاش می‌کرد زمین را تقسیم نموده ، ن ...

  • ۱:۵ ۱۳۹۸/۱۱/۱۰
اَهل رِدَّه
اوّلین کسی که در زمانِ حیاتِ حضرت محمّد(ص) از دین برگشتو اِدّعای رسالت نمود ، اَسْوَد عَنْسِی بود. وی از دادنِ زکوه امتناع ورزیده و سرانجام بدستِ فیروز نامی‌کُشته شد. مُسَیلِمَه کَذّاب دوّمین مُدَّعی است که می خواست در رسالتِ رسول اکرم (ص) شریک شود . وی تلاش می‌کرد زمین را تقسیم نموده ، نیمی متعلّق به وی و نیمِ دیگر از آنِ پیامبر  خدا(ص) باشد . پس‌از رحلتِ آن‌حضرت ، جنگِ مسلمانان با مُسَیلِمَه و طرفدارانِ وی آغاز و در پایانِ نبرد عِدَّه زیادی از قاریانِ قرآن شهید و مُسَیلِمَه و همراهانش نیز به قتل رسیدند .
بحثِ ارتداد در مواردی همانندِ اَسْوَد و مُسَیلِمَه که مُرتدّ بودنِ آنان ثابت شده ، صحیح و منطقی به نظر می‌رسد امّا این امر نمی‌تواند مؤیدِاز دین برگَشْتِگی هَمَه مخالفین و معترضینِ حکومت باشد . مسلّماً در سال‌های آغازینِ هجرت ، عِدَّه زیادی از مسلمانان ، ناآگاهانه و بی اطّلاع ازقوانینِ ‌اسلامی ، برخِلافِ احکام و دستوراتِ دینی عمل می‌کردند . قبایلی نیز بودند که علی‌الظاهر و از روی ترس ، خود را مسلمان می‌خواندند .گروهی از تازه مسلمانان هم بعلّتِ تنبلی ، در اجرای بعضی از مقرّراتِ شرعِ مقدّس تعلّل ‌ورزیده و با عدمِ آگاهی از فلسفه زکاتِ اسلامی ، آن را نوعی باج‌خواهی تلقّی می‌نمودند ...... .
در همین راستا ، پس‌از رحلتِ رسول خدا(ص) ،گروه‌هائی مدّعی شدند که فقط آن‌حضرت را به عنوانِ خَلیفَه الله قبول دارند . عِدَّه دیگری جانشینی اَبوبکر را نمی‌پسندیدند و لِذا عدمِ پرداخت زکات به حکومتِ اسلامی و بی‌توجّهی به دستوراتِ صادره از سوی دستگاهِ خِلافت ، شدّتِ بیشتری پیدا کرد و متقابلاً اِتّهام اِرتداد به مخالفینِ خَلیفَه و سرکوبی آنان نیز افزایش یافت . فی‌المثل گفته شده گروه‌هایی از قبایلِ بَنی عامِر ، بَنی سُلَیم ، هَوازِن و جمعی از مردمِ بَحْرَین ، یمَن و عُمان نیز در آن زمان مرتدّ شده بودند لکن دلایلِ ارتدادِ آنان ذکر نگردیده است .
ویژگی مهمِّ سیاستِ سرکوبی اِرتداد این بود که اذهانِ مردم از مشکلاتِ داخلی و نابسامانی‌های ناشی از ضعفِ خَلیفَه و سیستمِ خِلافت منحرف و متوجّه دشمنان خارجی و احیاناً جعلی می‌گردید و ‌به‌این‌ترتیب پایه‌های حکومت و قدرتِ حاکم استحکام می‌یافت ...... .
این استدلال می‌رساند که بسیاری از قبایل ، به معنای واقعی مرتَدّ نشده و جنگ با آنان، صرفاً برابرِ اعتقادِ شخصی خَلیفَه بوده و به همین علّت‌گروهی از اصحاب ، دیدگاهِ اَبوبکر دربارَه این جنگ‌ها را نمی‌پذیرفتند .
در تاریخِ طَـبَریآمده است : همزمان با خِلافتِ اَبوبکر ، خالِد بن وَ لید شخصی به نامِ مالِک بن نُوَیرَه و بستگانش را که مسلمان بوده وآشکارا اسلام آوردنِ خود را اعلام می‌داشتند ، برای دستیابی به همسرِ زیبای مالِک ، با تهمتِ اِرتداد به قتل رسانید و اَبوبکر هیچ عکس‌العملی نسبت به جنایتِ خالِد نشان نداد . نقل است عُمَر در این باره به خَلیفَه اعتراض‌نموده و‌گفته است که خالِد به خاطرِ تجاوز به همسرِ مالِک بن نُوَیرَه ، بایستی سنگسار شود و اَبوبکر پاسخ داده : اقدامِ خالِد یک عملِ اجتهادی بوده و او تصوّر نموده کارش صحیح می‌باشد .
عُمَر بن خَطَّاب علی‌رغمِ اینکه گاهاً از خالِد بن وَ لید انتقاد می‌کرد لکن به نظر می‌رسد ارتباطِ نزدیکی با وی داشته و نمی‌توان عُمَر را دشمنِ سرسختِ خالِد نامید زیراهرچند که با شروعِ خِلافتِ عُمَر ، فرماندهی نیروهای اسلام در شام از خالِد به اَبوعُبَیدَه جَرّاح واگذار شد امّا خالِدکماکان در سِمَتِ معاونِ اَبوعُبَیدَه انتصاب داشت. عُمَر پس از مرگِ خالِد نیز ، زنانِ بَنی مَخْزُوم راجهتِ سوگواری و گریه و زاری بَر جنازَه او تشویق می‌کرد. خَلیفَه دوّم حَتَّی در اواخرِ عُمْرِ خویش‌گفته است : اگر خالِد زنده بود وی را جانشینِ خود قرار می‌دادم . خالِد هم به هنگامِ مرگ، عُمَر را وصی خویش قرار داده بود .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران