اُمِّ مَعْبَد ، عاتِکَه بنت خالِد خُزاعی
اُمِّ مَعْبَد از صَحابِیه مشهورِ پیامبر خدا(ص) و مُحَدِّثَهایگرامی بود . گفتهاندکه آنحضرت در مسیرِ هجرت از مکّه به مدینه ، به چادرِ اُمِّ مَعْبَد رسیدند .گوسفندانِ اُمّ مَعْبَد در اثرِ قحطی و خشکسالی بسیار لاغر و نحیف گشته و شوهرش : اَبو مَعْبَد آنها را برای چَرا به صحرا بُرده بود . درکنارِ خیمه ،گوسفندی دیده میشدکه بعلّتِ ناتوانی شدید ، از گَلَه بازمانده بود .رسول خدا(ص) از اُمِّ مَعْبَد پرسیدند : آیا میتوانیم از شیرِ اینگوسفند استفاده کنیم ؟ اُمِّ مَعْبَد پاسخ داد : حالِ اینگوسفند زارتر از آن استکه شیر بدهد .پیامبر (ص) نامِ خدارا بر زبان آورده و سپس با لمسکردنِ پستانِگوسفند ،از آن برای هَمَه همراهان شیر دوشیدند و در پایان ، مقداری هم خودشان میل کرده و فرمودند : ساقی قوم ، آخرینکسی استکه مینوشد .
محمّد(ص) ظرفی پُر از شیر نیز برای اُمِّ مَعْبَد باقیگذاشته و مَحَلّ را تَرْک نمودند . اَبو مَعْبَد هنگامِ بازگرداندنِ رَمَه از صحرا و شنیدنِ ماجرا گفت :به خدا قَسَم این شخص رسول الله(ص) بوده است . اُمِّ مَعْبَد و شوهرش پساز هجرتِ آنحضرت به مدینه ، اسلام آوردند .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران