یوم غُمَیصاء - ماه شوّال سال هشتم هجری
رسول خدا(ص) پساز فَتْحِ مکّه ، سَریههایی را به نواحی و توابِعِ مکّه اعزام و تأکید میفرمودند : بروید و بدون جنگ و خونریزی ، مردم را به اسلام و خدای عَزّوجلّ دعوت کنید !
خالِد در رأسِ یکی از این سَریهها مأموریت یافت که تا پایینِ تِهامَه پیش رفته و هَمَگان را به آیینِ حقّ فرا خوانَد .
وی ابتدا عازِمِ قَبیلَه بَنی جَذیمَه بن عامِر بن عَبْد مَناه بن کِنانَه گردید .
در دورانِ جاهلیت ، عِدَّهای از افرادِ بَنی جَذیمَه ، زنانی از بَنی مُغَیرَه را به اسارَت درآورده بودند . همزمان عموی خالِد :فاکِه بن مُغَیرَه نیز درحالِ بازگشت از یمَن بود که توسّطِ مردانِ بَنی جَذیمَه به قتل رسیده و اموالِ وی تصاحب گردید . قُرَیش در آن هنگام قصدِ مقابَلَهبهمثل داشتند لکن بَنی جَذیمَه سریعاً اشتباهِ خود را پذیرفته و اعلان نمودند :این کارِ ناشایست ، توسّطِ افرادی خودرَأی سر زده و ما ضِمنِ اِظهارِ تَأَسُّف ، آماده پرداختِ دِیه کُشتهشدگان هستیم . قُرَیش نیز پیشنهادِ بَنی جَذیمَه را پذیرفته و به این ترتیب رضایتِ طرفین حاصل و جای هیچ شَکْوَه و گِلایهای باقی نَمانْدْ .
خالِد بن مُغَیرَه ، بعلّتِ اختلافاتِ دیرینه مابینِ دو قَبیلَه ، با قلبی مَشحون از کینهای عمیق وکهنه ، بر سَرِ بَنی جَذیمَه فرود آمد . قَبیلَه یاد شده باتوجّه به سوابِقِ گذشته ، از این امر بیمناک بوده و لِذاهَمَه آنان ، پیشاز حضورِ وی ، مسلّح شدند . خالِد با اظهارِ اینکه ما مسلمان و برادریم ، از آنان خواست تا سلاحِ خود را زمینگذارند . عِدَّهای از زودباورانِ سادهاَندیش ، فوراً ساز و برگِ نظامی را کنار نِهاده و حَتّی از سایرِ افرادِ قَبیلَه که به گفتههای خالِد اعتماد نداشته و یادر تردید بودند نیز خواستند دست از اَسْلِحَه خود بردارند ونیز گفته شده آنان حَتّی عِدَّهای را هم مجبور به خلعِ سلاح کردند .خالِد پساز دستِ خالی و بیدفاع ماندنِ بَنی جَذیمَه ، بر آنان یورش بُرده وبا بستنِ کِتفِ مردانشان ، جمعی را گردن زد . او همچُنین تعدادی رااسیر کرده و در ادامه ، اُسَراء را هم به قتل رسانید .
پیامبر اکرم(ص)پساز دریافتِ اخبارِ یوم غُمَیصاء ، بسیار مُتَأثِّر ، مُتَأسِّف و غمگین شدند بطوریکه دستهای مبارکشان را بالا بُرده و فرمودند :
خدایا ! از آنچه خالِد انجام داده بسوی تو بیزاری میجویم ........ !و سپس مقرّر کردند تا علی (ع) جهتِ دلجویی ، تَفَقُّد و جبرانِ خساراتِ روحی و مادّی بازماندگان ، به قَبیلَه بَنی جَذیمَه اعزام گردد .امام الموحّدین(ع) سریعاً در میانِ قَبیلَه یاد شده حاضر و تا حَدِّ مقدورات و به بهترین وَجْهِ ممکن ، ضِمنِ جبرانِ خساراتِ وارده ، رضایتِ بازماندگان را بدست آوَرْدْ . نقل است که آن امامِ هُمام حَتّی قیمتِ ظرفِ آبِ سگها و زانوبندِ شترانشان را نیز پرداخت نموده و سرانجام ، علاوه بر خساراتِ وارده ، مقداری پولِ نقدِ اضافی هم بینِ افرادِ قَبیلَه تقسیمکردند . نحوه رفتارِ ایشان با افرادِ مظلومِ بَنی جَذیمَه موجِبِ کسبِ رضایتِ پیامبر (ص)گردید بطوریکه خِطاب به وی فرمودند : ای علی (ع) ! آنچه امروز انجام دادی ، در نظرم از شترانِ سرخ موی با ارزشتر است . نَقْل است کهرسول اکرم (ص) در همان روز به امام العارفین علی(ع) اظهار داشتند :فَداکَ اَبَوای ! پدر و مادرم فدای تو باد !
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- تاریخ طَبَری ، ج 2 ، ص 341 و 342 .
2- کشف الغُمَّة ، ج 1 ، ص 4 - 293 ، مُتَرْجَم – مغازی واقدی ، ج 2 ، ص882- 879 .