وَ لید بن مُغَیرَه بن عَبْدالله بن عُمَر مَخْزُومی
وَ لید کهنسالترین و بانفوذترین فردِ قُرَیش ، پدرِ خالِد و عموی اَبوجَهْلْ بود . وی در بینِ کُفّار و مشرکین ، فرمانروائی ، عظمت و احترامِ خاصّی داشت بطوریکه او را حَکیمِ عَرَب و مرجعِ حَلِّ اختلاف میدانستند .
وَ لید را از لحاظِ ثروت ، فرزند و مقام عِدْل قُرَیش میخواندند . گفته شده که آیات 10 تا 17 سُورَه مدَّ ثِّر ، اشاره به فزونی مال ، فرزندان ، حرص و طمعِ وی در جمعآوری ثروت دارد .
10) عَلَی الْکَافِرینَ غَیرُ یسیرٍ 11) ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحیداً 12) وَ جَعَلْتُ لَهُ مالً مَمْدُوداً 13) وَ بَنینَ شُهُوداً ...
کافران را در آن (روز رستاخیز) هیچگونه آسایش و راحتی نیست ، (ای رسول(ص) ) به من واگذار کار انتقام آن کس را که او را تنها آفریدم !و به او مال و ثروت فراوان دادم ، و پسرانِ همیشه آماده به خدمت نصیب او گرداندم ، و فراهم کردم برای وی آنچه لازم بود بطور کامل ،بازهم طمع دارد که آن را افزایش دهد ، هرگز بر نعمت او نیفزایم زیرا او با آیات ما دشمنی ورزید ، بزودی وی را به آتش دوزخ میافکنیم .
وَ لید را سرسختترین دشمنِ پیامبر (ص) و یکی از پنج نفرعُظَمای مُسْتَهْزِئین آنحضرت دانستهاند . اسامی چهار نفر دیگر عبارتست از :
اَسْوَد بِن مُطَّلِب ، اَسْوَد بن عَبْد یغَوث ، عاص بن وائِل وحارِث بن طُلاطِلَه خُزاعی .
آنان تَمَسْخُر ، آزار و اَذیتِ پیامبر اکرم(ص) را بحَدّی افزایش دادند کهخداوند متعال آیات 94 تا 96 سُورَه حِجْرْ را بر قلبِ مُطَهَّرِ آنحضرتنازل فرمود :
94) فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ اَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکین 95) اِنّا کَفَینَاکَ الْمُسْتَهْزِئینَ 96) اَلَّذِینَ یجْعَلُونَ مَعَ اللهِ ... .
پس آنچه را مأمور هستی ، آشکارا تبلیغ کن و از مشرکانروی بگردان ، ما شرّ مُسْتَهْزِئان را از تو دفع میکنیم ، همان هائی که با خدا ،خدائی دیگر گرفتند ، پس بزودی خواهند دانست که در چه جهل و اشتباهیبودهاند ... .
وَ لید و همفکرانش ، کودکان و غلامانِ خود را جهتِ آزار و اذیت و صدمه رساندن به رسول خاتم(ص) ، در مسیرِ آنحضرت قرار میدادند . آنان بر پُشت و کتفهای ایشان که در حالِ سَجْدَه بودند ، شکنبه و سرگینِ شتر پرتاب میکردند .
رسول خدا(ص) در یک مرحله ، اهانت و آزارِ مشرکان را برایاَبوطالب بازگو نمودند . وی بسیار ناراحت شده و با شمشیری آخته در پی آنها شتافت و ضِمنِ تهدیدِ به قتل ، متقابلاً همان عمل را توسّطِ غلامِ خود در موردِ مزاحمین انجام داده و شکنبه و فُضولاتِ شتر را بر صورتِ یکایک آزاردهندگانِ آنحضرتمالید .
وَ لید یک بار قبل از فرا رسیدنِ مراسِمِ حَجّ ، سرانِ قُرَیش را در دارالنَّدْوَه گِرد آوَرْده و گفت : در بینِ مردمی که به حجّ میآیند ، فقط یک دیدگاه راجع به محمّد(ص) مطرح کنید تا ضِمنِتأثیرگذاری هرچه بیشتر ، نظراتِ متفاوت در مقابِلِ یکدیگر قرار نگیرد .حاضرین در جَلَسَه مذکور پیشنهاداتِ خود را مطرح کردند . وَ لید با دقّت به هَمَه اتّهاماتی که دشمنانِ اسلام متوجّه پیامبر خدا(ص) میدانستند گوش فرا داده و سپس گفت :آنچه شما گفتید حقیقت نداشته و اِفترائی بیش نیست . وَ لید صراحتاً اعلام کرد : آنحضرت سحر و جادو هم به کار نمیبندد ، مَعَالوَصف شما شرکتکنندگانِ در این مجلس ، ایشان را ساحِر بدانید و ساحِر معرّفی کنید !
در این هنگام آیات 18 الی 26 سُورَه مدثر دربارَه وَ لید نازل شد :
18) اِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ19) فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ 20) ثُمَّ قُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ21) ثُمَّ نَظَرَ22) ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ23) ثُمَّ اَد ْبَرَ واسْتَکْبَرَ24) فَقالَ إِنْ هذا اِلّا سِحْرٌ یؤْثَرُ25) إِنْ هذا اِلّا قَوْلُ الْبَشَرِ 26) سَاُصْلِیهِ سَقَرَ .
او فکر کرد (برای هلاکت پیامبر (ص) و محو اسلام) و نقشه کشید ،و خدایش بِکُشَد چقدر فکر بدی کرد ، مرگ بر او که چه نقشه بدی کشید !او در این مسئله نگاه و تأمّل کرد ، چهره درهم کرد و اخم کرد ،از اسلام رو گردانید و تکبّر ورزید و سرانجام گفت (این کلام محمّد(ص) ) جُز جادوئی مؤثّر ، چیزی نیست ، این جُز سخنان بشری بیشتر نیست ،به زودی او (وَلید) را به آتش دوزخ در افکنیم .
حُجّاج پساز پایانِ مراسِمِ حَجّ و تَرْکِ مکّه ، عازِمِ دیارِ خود شده وعلیرغمِ تلاشِ دشمنان ، نامِ رسول گرامی اسلام(ص) را در تمامِ بلادِ عَرَبمنتشر ساختند ... .
وَ لید باتّفاقِ عِدَّهای از سرانِ قُرَیش ، تلاش بسیار داشتند تااَبوطالب را از پشتیبانی حضرت محمّد مصطفی(ص) منصرف نمایند ولکن موفّقیتی در این کار حاصل نکردند .
اَبوطالب آخرین پیشنهادِ سرانِ قُرَیش مبنی بر قِبالِ تعویضِ عُمارَه بن وَ لیدبن مُغَیرَه با خاتم النّبیین(ص) را جهتِ از بین بُردنِ آنحضرت قاطعانهرد کرد و بر پشتیبانی و حمایتِ بیشترِ خود از ایشان تأکید ورزیده وگفت : چقدر ناشایست است که من فرزندِتان را در اختیارگرفته و پرورش دهم و شما برادرزاده من را بگیرید و بِکُشید !
مشرکین جهتِ تَطْمیعِ پیامبر اسلام(ص) ، پیشنهاداتی مانندِ مالِ بسیار ، فرمانروایی ، پادشاهی و زعامتِ قَبیلَه و ... را نیز مطرح کردند لکن بههیچوجه نتوانستند آنحضرت را فریب داده و از رسالتِ خویش باز دارند .
وَ لید همراه با جمعی از سرانِ قُرَیش ، برای اتمامِ حجّت ، رسول خدا(ص)را به مکانی در پُشتِ خانَه کَعْبَه فراخوانده و مجدّداً مزایای مادّی و اجتماعی تازهای به آنحضرت پیشنهاد دادند . هنگامیکه هیچیک از امتیازاتِ مطروحه موردِ استقبالِ آن وجودِ شریف قرار نگرفت ، سرانجام به محضرِ ایشان عرض کردند :
اگر بتوانی پارهای از آسمان را بر سَرِ ما فرود آوری ، آئینِ تو را میپذیریم و در غیرِ این صورت ایمان نخواهیم آوَرْد ...
نبی مکرّم اسلام(ص) فرمودند :
اجرای خواسته شما با خداست و اگر مصلحت باشد آن را انجام خواهد داد . من به رسالتِ خود که بشارت و انذارِبندگان است ادامه داده و از شما میخواهم که اسلام بیاورید !
هنگامیکه اوّلین گروهِ مهاجرین مسلمان در حَبَشَه ، اخباری راجع به اسلام آوردنِ سرانِقُرَیش شنیدند ،با این تصوّر که مشکلات و موانعِ اصحاب در مکّه مرتفع گردیده ، عازِمِ این شهر شدند . آنان در حوالی مکّه از کِذب بودنِخبرهای دریافتی اطّلاع یافته فلِذا عِدَّهای مجدّداً به حَبَشَهبازگشته و مابقی مخفیانه و یا در پناهِ یکی از آشنایانِ خود به مکّه درآمدند . عُثْمان بن مَظعون یکی از مهاجرینی بود که با جِوار و حمایتِ وَ لید بن مُغَیرَه واردِ مکّه شده بود . وی پساز مدّتی جِوارِ وَ لید را تَرْک کرده و اظهار داشت : در پناهِ یک مشرک بودن را نمیپسندم .
وَ لید بن مُغَیرَه همراه با عاص بن وائِل و اُمَیه بن خَـلَف به پیامبر (ص)پیشنهاد دادند : بیا ما خدای تو را بپرستیم ، تو هم خدای ما را بپرستتا هرکدام غلط درآمد ، هیچکس ضرر نکند . در این زمینه سُورَه کافرون نازل گشت .
1) قُلْ یا اَ یهَا الْکَافِرُونَ 2) لا اَعَبْد مَا تَعَبْدونَ 3) وَ لا اَ نْتُمْ عابِدُونَ ما اَعَبْد 4) وَ لَا اَ نَا عابِدٌ ما عَبْدتُمْ5) وَ لا اَنْتُمْ عابِدُونَ ما اَعَبْد 6) لَکُمْ دینُکُمْ وَلِی دینِ
بگو ای کافران ، نمیپرستم آنچه را میپرستید ، و نمیپرستید آنچه را من میپرستم ، و پرستنده نیستم آنچه میپرستید ، و نیستید پرستندگانِ آنچه که میپرستم ، شما را دینِ خودتان و ما را دینِ خودمان .
روزی وَ لید بن مُغَیرَه ، خطاب به سَعید بن عاص بن اُمَیهگفت : نمیدانم چرا این قرآن بر محمّد(ص) نازل گشته و لکنبر مردانِ بزرگی از اَهْلِ مکّه یا طائِف فرود نمیآید ؟سَعید که منظورِ وَ لید را فهمیده بود گفت : و یا به کسی مثلِ تو ... !
در این زمینه ، آیات 31 و 32 از سُورَه زُخْرُف نازل شد :
31) وَ قَالُوا لَو لَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرآنُ عَلَی رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیتَینِ عَظیمٍ32) اَهُمْ یقْسِمُونَ ...
و گفتند چرا این قرآن بر مردی بزرگ از دو قریه (مکّه و طائف)نازل نشده است ، مگر رحمت پروردگارِ تو را آنان تقسیم میکنند . این ما هستیم که معیشتِ آنها را در زندگی میانشان قسمت کردهو بعضی را بر بعضی ، برتری دادهایم تا یکدیگر را به خدمتگیرند و فضل و رحمتِ خداوند تو ، از آنچه میاندوزند بهتر است .
رسول مکرّم اسلام(ص) در مسیری ، بر وَ لید و اُمَیه بن خَلَف و اَبوجَهْلْ عبور کرده و موردِ تمسخرِ آنان قرارگرفتند .رفتارِ زشتِ این سه نفر موجبِ تَأثُّرِ شدیدِ آنحضرت گشت . خداوند متعال بانزولِ آیه 10 از سُورَه اَنعام ایشان را دلگرم ساخت .
10) وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَحَاقَ بالَّذِینَ سَخِرُوْا مِنْهُم مَا کانُوا بِهِ یسْتَهْزِئُونَ .
و پیش از تو ، پیامبر انی به اِستهزاء گرفته شدند و کیفرِ این تَمَسْخُر ، گریبانِ خود آنان را گرفت .
وَ لید فرزندی به نامِ خالِد داشت که پساز صلح حُدَیبیه اسلام آورده و یکی از کشورگشایانِ بزرگ در دورانِ خِلافتِ اَبوبکر و عُمَر گردید .وَ لید بن مُغَیرَه سه ماه پساز هجرتِ مسلمانان به مدینه ، با نود و نُه سال سِنّ ،در مکّه فوت کرد .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- تاریخ یعقوبی ، ج 1 ، ص 338 ، مُتَرْجَم .
2- عِدل : معادل و برابر .
3- تاریخ یعقوبی ، ج 1 ، ص 380 و 381 ، مُتَرْجَم .
4- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج 1 ، ص 167- 166 ، مُتَرْجَم .
5- تاریخ طَبَری ، ج 2 ، ص 67 .
6- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج1 ، ص 177 ، مُتَرْجَم .