وَ لید بن عُقْبَه بن اَبِی مُعَیطْ
پساز شکستِ قَبیلَه بَنی مُصْطَلِق در غَزْوَه مُرَیسیع ، اکثرِ خانوادههای آنان به اسارتِ مسلمانان درآمده و سرانجام جُملگی اسلام آوردند.
وَ لید تحتِ عنوانِ نماینده رسول خدا(ص) ، برای جمعآوری زکات رهسپارِ آن قَبیلَه گشت . در بَدْوِ ورود ، عِدَّهای از افرادِ بَنی مُصْطَلِق به پیشوازِ او آمدند . از آنجا که در عصرِ جاهلیت ، میانِ مردانِ قَبیلَه مذکور و وَ لید خصومتِ شدیدی ایجاد شده بود ، مُشاهَدَه جمعیتِ استقبالکننده ، وی را متوحِّش ساخته فَلِذا شتابان بسوی مدینه بازگشت و برخِلافِ حقیقت ، طَی گزارشی اظهار نمود که آنان قصدِ کُشتنِ او را داشته و زکوه هم نمیدهند . پساز مدّتی دروغ بودنِ سخنِ وَ لید آشکار گردید . در این زمینه آیات 6 الی 8 سُورَه حُجُرات نازل گردید :
6) یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوْا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَاءٍفَتَبَیـنُوْا اَنْ تُصیبُوا قَوماًبِجَهَالَه ...
ای کسانی که ایمان آوردهاید ! اگر فاسقی برایتان خبری آورد ،خوبوارسی کنید ، تا مبادا از روی ناآگاهی ، گروهی را آسیب رسانید و سپس بر آنچه انجام دادهاید پشیمان شوید ...
و بدانید که رسول خدا(ص) در میان شما است و اگر در کارهای بسیاری از رأی و میل شما پیروی میکرد ، شما دُچارِ هلاکت و زحمتمیشدید .
لیکن خداوند ایمان را محبوبِ شما قرار داد و آن را دردل هایتان آراست و انکار و نافرمانی و گناه را نزدِ شما منفور کرد . آنان که این ویژگی را دارند به حقیقت رشد یافتهاند .این کرامت و نعمتی از جانب خدا است و خداوند دانای حکیماست .
عُثْمان بن عَفّان ، در سال 26 هجری ، ولایتِ کوفَه را به وَ لید بن عُقْبَه سِپُرد . وَ لید یک روز صبح ، در حالِ مستی بهامامتِ جماعت برخاست و نمازِ دو رَکْعَتی را چهار رَکْعَت خوانده و سپس خِطاب به مردم میگوید : اگر بیشتر هم بخواهید ، برایتان میخوانم . او هنوز از محراب خارج نشده بود که حالش دگرگون شده و همانجا استفراغ میکند .
وَ لید جادوگری به نامِ بطروی را برای انجامِ امورِ خارقالعاده ، تردَستی ، شُعْبَدَهبازی و حرکاتِ سِحرآمیز به مسجد آورده و مردم برای تماشا ، اطرافِ وی تجمّع میکردند ...... .
سرانجام خبرِ کارهای خِلافِ وَ لید در همهجا انتشار یافته و عُثْمان : خَلیفَه سوّم ، مجبور به عَزْل و جایگزینی او با سَعید بن عاص گردید .
عُثْمان برادرِ مادری وَ لید بوده و لِذا تمایلی به مُؤاخَذَه او نداشت لکن جهتِ فروکش کردنِ جَوِّ بدبینی عمومی ناشی از اَعمالِ ناشایست و شُرْبِ خَمْرِ وی ، در مجلسی خِطاب به مردم میگوید : چه کسی مایل است وَ لید را حَدّ بزند !؟ خویشاوندی وَ لید با خَلیفَه ،حاضرین را از این کار باز میداشت و فقط حضرت علی(ع) ضِمنِ اعلامِ آمادگی برخاسته و او را حَدّ زدند .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- مغازی واقدی ، ج2 ، ص 981-980 .
2- تاریخ یعقوبی ، ج2 ، ص 8- 57 ، مُتَرْجَم - تاریخ طَبَری ، ج3 ، ص330- 329 ، ذکر کرده است که عُثْمان به سَعید بن عاص گفت : وَ لید را تازیانه بزن ! و حضرت علی جهتِ اجرای فرمانِ حَدّ ، جامةِ خز وَ لید را از تنِ او خارج کردند .