اُمِّ سَلَمَه ، هِنْد بنت اَ بُو اُمَیه : حُذَیفَه بن مُغَیرَه بن عَبْدالله بن عَمْرو بن مَخْزُومِی
نامِ مادرِ ایشان عاتِـکَه : بنت عَبْدالمُطَّلِب و نامِ شوهرش اَبو سَلَمَه : عَبْدالله بن عَبْدالاَسَد مَخْزُومِی و پسرعمّه رسول خدا(ص) میباشد . اُمِّ سَلَمَه و شوهرش از مهاجرین به حَبَشَه بودند .آن دو هنگامیکه از حَبَشَه بازگشتند ، موردِ آزار و اذیتِ قُرَیشواقع و به همین علّت مجدّداً تصمیم به تَرْکِ مکّه گرفتند . این خانواده اوّلین اصحابِ پیامبر (ص) بودندکه یک سال قبل از بَیعَت دوّم عَقَبَه ، به مدینه مهاجرتکردند . در مسیرِ هجرت ، مردانی از بَنی مُغَیرَه که از بستگانِ اُمِّ سَلَمَه بودند ، راه را بر اَبو سَلَمَه سدّ کرده وگفتند : اجازَه نمیدهیمکه خویشاوندِ ما را در شهرها آواره کنی ! و بهاینترتیب اُمِّ سَلَمَه را از شوهرش جدا و مدّتِ یک سال نزدِ خود نگهداشتند . رجوع به : عَبْدالله بن عَبْدالاَسَد بن هِلال بن عَبْدالله بن عُمَر بن مَخْزُوم
اَبو سَلَمَه در غَزْوَه اُحُد شهید شد . اُمِّ سَلَمَه پساز شهادت شوهرش ،در سال دوّم یا چهارم هجری به عقدِ رسول اکرم (ص) در آمد . ایشان یکی از زنانِ بزرگِ صدرِ اسلام بود . وی باتّفاقِ اُمُّ المُؤمِنین زَینَب سلام الله علیهادر نبرد طائِف همراهِ حضرت رسول(ص) بودند . آنحضرت مابینِ خیمههای آن دو نماز میخواندند . از اُمِّ سَلَمَه احادیثی نقل شده است .
مواضع و دیدگاههای اُمِّ سَلَمَه و عایشَه در تضادِّ با یکدیگر بود . آنان هیچگاه با یکدیگر همگام نشدند . اُمِّ سَلَمَه پساز رحلتِ حضرت محمّد(ص) ، آشکارا در برابرِ عایشَه قرارگرفت و مردم را از پیمانشکنی و پیکار با حضرت علی (ع) باز میداشت .
اُمِّ سَلَمَه خِطاب به مردم میگفت :
شما که با علی (ع)بَیعَتکردهاید به پیمانِ خود وفادار بمانید و از داشتنِ رهبری چون او خرسند باشید ! من در این روزگارکسی را بهتر از ایشان نمیشناسم .
هنگامیکه اخبارِ مربوط به فتنه جَمَل در مدینه انتشار یافت و امام علی (ع) مجبور به تقابل با آن شدند ، اُمِّ سَلَمَه و اَبوقَتادَه در شمارِ دینباورانی بودند که در اعلامِ آمادگی ، حمایت و پاسخ به دعوتِ آنحضرت برای بسیجِ نیروها ، حماسه آفریدند . در مجلسی با حضورِ مولای متّقیان(ع) ، پساز آنکه اَبوقَتادَه آمادگی بدونِ حدّ و حَصْرِ خود را به آنجناب اعلام کرد ، (رجوع به حارِث بن رِبْعی : اَبوقَتادَه)اُمِّ سَلَمَه برخاست و با مخاطب قراردادنِ امام الموحّدین(ع) گفت :
ای امیر مؤمنان(ع) ! اگر بیمِ نافرمانی خدا نبود که شما نیز پذیرای آن نیستید ، بیهیچ تردیدی ، همگام با شما از مدینه بیرون میآمدم . اینک این پسرم عُمَر است که به خدا از جانِ خود عزیزترش میدارم و آمادگی دارد تا همگام با شمادر جهاد شرکت کرده و سربازی گوش به فرمانتان باشد .
بدیهی است که خانَهنشینی و سیاستگریزی اُمِّ سَلَمَه ، در جهتِ پایبندی ، محترم شمردن و اجرای دستورِ ویژه پیامبر خاتم(ص) به اُمَّهَاتِ مُؤْمِنین بوده است .
پساز شهادتِ امام حُسَین(ع) ، نخستین شیوَن در مدینه ، از خانَه اُمِّ سَلَمَه : همسرِ باوفای پیغمبراکرم(ص) شنیده شد . نقل استکه رسول خدا(ص) ، ظرفی شیشهای ، حاوی مقداری خاک را به ایشان سپرده و فرمودند : هرگاه در این خاک خونِ تازهای دیده شد ، بدان که حُسَین (ع) کُشته شده است !
ظرفِ مذکور نزدِ اُمِّ سَلَمَه بود و هرازگاهی به آن نگاه می کرد و به محضِ اینکه خاکِ داخل آن را به رنگِ خون دید ، فریاد بر آورد : ای حُسَین(ع) !ای پسرِ پیامبر خدا(ص) ! و پساز او زنانِ مدینه از هرسو شیوَن برآوردند .
اُمِّ سَلَمَه مُقارِنِ یکی از سال های 61 و یا 62 هجری و بعد از هَمَه اُمَّهاتِ مُؤمِنین وفات کرد و در بَقیع به خاک سپرده شد .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران